مسئله پرسپولیس به بحرانی جدی تبدیل شده است؛ این نقص دوساله همچنان بیپاسخ مانده

پرسپولیس دوباره از زخمنقطهای قدیمی آسیب دیده که مدتهاست به Achilles heel آن تبدیل شده؛ ضربات ایستگاهی و آغازهای مجدد. باخت در برابر خیبر فراتر از یک شکست ساده بود، بلکه تکرار یک داستان آشنا به نظر میرسید؛ داستانی که حالا به خوبی برای رقبایش دستکم گرفته شده است.
گل نخست خیبر از طریق یک ضربه ایستگاهی به ثمر رسید؛ جایی که احسان حسینی، مدافع جلو رفته حریف، بدون هیچگونه مزاحمتی در یک فضای خالی در محوطه جریمه حاضر شد و دروازه پیام نیازمند را گشود. نه تنها یارگیری قابل توجهی وجود نداشت، بلکه پوشش لازم و واکنش بهموقع نیز غایب بود. صحنهای که به طرز عجیبی دوباره تکرار شده بود.
این نخستین باری نیست که پرسپولیس بهوسیله کرنرها و ضربات ایستگاهی مورد تنبیه قرار میگیرد. در فصل گذشته نیز بارها دروازه این تیم با همین سناریو گشوده شد و حالا در این فصل نیز ضعفهای مشابه تداوم دارد. مشکل تنها ناشی از یک خطای فردی نیست؛ ساختار دفاعی تیم در این دقایق با مشکلاتی مواجه است. فاصلهها به درستی تنظیم نمیشوند، مسئولیتها بهخوبی مشخص نیستند و تمرکز در زمان ضربه به وضوح کاهش مییابد.
اکنون تقریباً تمامی تیمها به این مسأله واقفاند که یکی از راحتترین راههای گلزنی به پرسپولیس، بهرهبرداری از ضربات ایستگاهی است. حتی تیمهای پایینجدولی نیز با همین متد به دروازه سرخها نزدیک میشوند و به نتیجه میرسند. این واقعیت نشان میدهد که این ضعف به دور از تصادف بوده و به یک بحران ساختاری تبدیل گشته است.
سؤالی که به شدت مطرح میباشد این است: چرا این مشکل همچنان به قوت خود باقی است؟ هنگامی که یک ایراد بهطور مکرر تکرار میشود، نمیتوان آن را به بدشانسی یا حوادث نسبت داد. ضربات ایستگاهی اکنون به چالشی تبدیل شده که هر بازی ممکن است هزینهاش یک گل و حتی یک شکست باشد؛ چالشی که در صورت عدم توجه جدی به آن، همچنان نقطه ضعف پرسپولیس خواهد ماند.



