غیرقابل تحملترین شب دوران مربیگری پرسپولیس

شکست نخستین پرسپولیس تحت هدایت مهدی تارتار به سرعت رخ داد و رکوردی بزرگ را شکست.
در ورزشگاهی که خالی از تماشاگر بود، صدای سرمربی پرسپولیس در هنگام گلزنی تومیسلاو اشتراکالی به وضوح شنیده میشود. او به مدافعان تیمش تاکید میکند که نباید ناامید شده و اشتباه کنند، ولی در همان زمان دانیال ایری با بدترین تصمیم ممکن، اوضاع را برای مهاجم کروات تراکتور فراهم میآورد تا او با یک ضربه غیرقابل تصور دروازه پیام نیازمند را باز کند: یک بر صفر، نخستین شکست فصل و به احتمال زیاد تلخترین شکست این تیم.
این نتیجه در حالی حاصل گردید که پرسپولیس در نیمه اول نمایشی قوی و برتر نسبت به حریف خود از خود نشان داد. آنها در نیمه اول میتوانستند به گل برسند، اما دقت لازم را نداشتند. با این وجود، نقد اصلی به سرمربی سرخپوشان به خاطر از دست دادن بازی در نیمه دوم وارد آمده است. این که چطور تراکتور کنترل نیمه دوم را به دست گرفت و در نهایت پیروزی را به دست آورد؟ و سوال مهمتر این که چرا سرمربی پرسپولیس تصمیم به تغییر سیستم گرفت و دانیال ایری را که تناسب و آمادگی او مورد تردید بود، به میدان آورد؟
ترس، اتهام عمدهای است که به سرمربی پرسپولیس نسبت داده میشود. از لحظه سوت پایانی مسابقه، فضای هواداری و رسانهای پیرامون پرسپولیس ملتهب و پرتنش شده و این وضعیت را به ترس سرمربی سرخپوشان نسبت میدهند. برخی مدعیاند که او به اندازه کافی شجاعت نداشت تا در نیمه دوم جواد نکونام را که چند بازیکن کلیدی خود را در اختیار نداشت، تحت فشار قرار دهد. البته شاید “ترس” واژهای چندان مناسب نباشد، اما در هر صورت آنچه در نیمه دوم رقم خورد، مجموعهای از تصمیمات فنی نادرست بود که تا به امروز کمتر در کارنامه مهدی تارتار دیده شده بود.
چرا اورونوف و سرگیف روی نیمکت نشسته بودند؟ این هم پرسشی است که در ذهن هواداران پرسپولیس شکل گرفته. این سوال به دلیل نمایش درخشان سرگیف در بازی مقابل استقلال خوزستان و همچنین تاریخچه او در این تیم مطرح شده است. در عین حال، اورونوف در بازی قبلی به وضوح نشان داد که از آمادگی سابق خود فاصله دارد و از نظر بدنی هنوز به سطح سایر بازیکنان نرسیده است. اما باز هم این سوال مطرح نمیشد اگر پوریا شهرآبادی بتواند از موقعیت دقیقه 90+6 بهرهبرداری بهتری داشته باشد و امیرحسین محمودی اجازه عبور از نادری را به او ندهد. به هر حال این مساله پیش نیامد و سرمربی سرخپوشان بار دیگر با سوالات گیجکنندهای مواجه شد. البته در تیم پرسپولیس با کادر فعلی و ستارههایش همیشه برخی از بازیکنان خارج از ترکیب قرار خواهند گرفت و در نتیجه این سوالات همواره وجود خواهد داشت.
آیا این پایان دوران شیرین مهدی تارتار در پرسپولیس است؟ اگر این را به معنای خاتمه یک دوره لذتبخش و ورود به فضای جدیتر تعبیر کنیم، پاسخ مثبت است. پرسپولیس پس از دو پیروزی نسبتاً آسان و بیدردسر که موجی از خوشبینی را در میان هواداران ایجاد کرده بود، ناگهان با شکست غیرمنتظرهای روبهرو شد که فراتر از تحمل هوادارانش بود. بنابراین، حالا سرمربی پرسپولیس در وضعیتی قرار خواهد داشت که تنها بر اساس نمایش و نتایجی که ارائه میدهد، سنجیده خواهد شد. البته برای مهدی تارتار، ماه عسل زیادی هم وجود نداشت، زیرا از لحظه ورودش به پرسپولیس و تا کسب نخستین پیروزی، با انتقادات، بدبینی و عدم توافق در میان هواداران و حتی بازیکنان بازنشسته مواجه شد.
از بین رفتن رکورد تاریخی برابر تراکتور. این که سرخپوشان به مدت ۷ سال مقابل تراکتور شکست نخوردند، واقعیتی آماری است، اما واقعیت آماری الزاما به واقعیت فوتبالی نمیانجامد. ارقام میتوانند روایتهای خاصی را به تصویر بکشند، اما به تنهایی نمیتوانند کیفیت یک تیم، شرایط یک بازی یا مسیر آینده آن را توضیح دهند. یک تیم ممکن است سالها بدون شکست باقی بماند و در نهایت در یک مسابقه خاص شکست بخورد. این شکست نه تنها سالهای بدون باخت را بیاعتبار نخواهد کرد بلکه آن رکورد تاریخی هم نمیتواند دلیلی برای شکست امروز باشد. رکوردها، نتایجی هستند که در گذشته روی داده و ارزش آنها تنها در همان چارچوب تاریخی است. انتظار نداشته باشید که گذشته بهعنوان نیرویی جادویی وارد زمین شود و نتیجه بازی امروز را تعیین کند.
بهطور کلی، آمار در فوتبال میتواند به همان اندازه که شفافکننده باشد، گمراهکننده نیز باشد. زیرا هرکس میتواند بخشی از آن را کرده و در راستای روایت خود به کار گیرد. اگر قرار باشد حفظ یک رکورد تاریخی را به عنوان مقیاس موفقیت در نظر بگیریم، ممکن است به نتیجهای کاملاً بیربط با هدف اصلی تیم نیز برسیم. فرض کنید (برای دو بازی آینده) پرسپولیس در مسیر قهرمانی، برابر استقلال تساوی کند تا رکورد شکستناپذیری خود را حفظ کند، اما برابر ملوان هم به مساوی برسد و فقط دو امتیاز از این دو مسابقه کسب کند یا برعکس، رکوردش را مقابل استقلال از دست بدهد اما ملوان را شکست دهد و سه امتیاز به دست آورد. کدام یک برای قهرمانی مهمتر است؟ فوتبال امروز را باید بر اساس اهداف امروزی ارزیابی کرد، نه با اعدادی که از گذشته به ارث رسیدهاند.
جز جذابیت روزنامهنگاری و سرگرمی در فضای رسانه و همچنین شرایط ذهنی، چه اهمیتی دارد که یک تیم سالها به تیم دیگری نباخته است؟ این که پرسپولیس زیر نظر یحیی توانسته است تراکتور را شکست دهد، چه ارتباطی به رویارویی مهدی تارتار و جواد نکونام دارد؟ پاسخ واضح است: هیچ اهمیتی ندارد و هیچ نکته خاصی را بازگو نمیکند. در نهایت، هر تیمی که امروز بهتر عمل کند و از فرصتهای خود به نحو احسن استفاده نماید و اشتباهات کمتری مرتکب شود، برنده خواهد بود.
جالب اینجاست که به یاد آوردن کارلوس گاریدو و وحید هاشمیان نیز که بخشی از رکورد ناپذیری برابر تراکتور بودند، در یادها میماند. حتی گاریدو موفق شد استقلال را نیز شکست دهد، اما چند ماه بعد مشخص شد که یک بازی نمیتواند در مسیر قهرمانی نقش اساسی ایفا کند. این ناپذیری در پروژه وحید هاشمیان نیز مشهود بود. با این حال که نتایج تساوی مکرر تیم تحت هدایت او تعداد باختهای تیم را به حداقل برسانیده، اما آنها را در میانه جدول قفل کرده بود. یادآوری میشود که گابریل کالدرون با وجود شکست برابر تراکتور (دنیزلی)، پدیده (یحیی)، نفت مسجدسلیمان (تارتار) و سپاهان (نویدکیا) در یک نیم فصل، در نهایت موفق به قهرمانی نیم فصل شد. در آن زمان نیز رکوردهای ناپذیری برانکو از دست رفت، اما میراث او (قهرمانی) باقی ماند.
در شب گذشته، جواد کاظمیان اولین کسی بود که صراحتاً از مهدی تارتار انتقاد کرد، اما به احتمال بسیار امروز پیشکسوتان زیادی چشم به موبایلهای خود خواهند دوخت و منتظر مصاحبه خبرنگاران خواهند بود تا عملکرد تیم پرسپولیس را زیر سوال ببرند. با مصاحبههایی که احتمالاً به مذاق هواداران این تیم خوش خواهد آمد، فرصتی برای این چهرههای آشنا به باشگاه فراهم میشود تا محبوبیت خود را که تحت تاثیر انتقادات قرار گرفته، دوباره بازسازی کنند. بسیاری از آنها حتی در زمان یحیی و برانکو نیز منتقد بودند و به همین دلیل هم جایگاه محبوبیت آنان تحت تاثیر قرار گرفته بود. به علاوه، نیمکت پرسپولیس از جذابیت خاصی برخوردار است که بسیاری از بازیکنان سابق این تیم خود را شایسته نشستن بر آن میبینند و شاید برخی از انتقادات آنها به همین دلیل باشد.
سرمربی پرسپولیس احتمالاً تا نیمههای شب در فضای مجازی به گشت و گذار پرداخته و به انتقادات گوش داده و ویدیوهای هواداران ناراضی را مشاهده کرده است یا ممکن است در حال غرق در افکار خود باشد و آنچه رخ داده و فرصة از دست رفته را مرور کند. او در تیم قهرمان و تیم شکست خورده علی پروین حاضر بوده و خنک و گرم فضای هواداری را تجربه کرده است. در دنیای مربیگری نیز بارها بحرانهای دشواری را تجربه کرده و تا مرز اخراج پیش رفته و البته از آن بازگشته است. در پرسپولیس نیز فعلاً تنها یک شکست به ثبت رسیده که با گلی در دقیقه ۸۹ رقم خورده. اما شاید این شکست فرصتی باشد تا سرمربی این تیم بتواند خیلی زود تیمش را جمع و جور کند. هماکنون تارتار باید تلاش کند که شب سیاه گذشته را پشت سر بگذارد و پس از یادگیری مهمترین درسها، شکست را از ذهن بازیکنان تیمش پاک کند. اگر این هدف محقق شود، آنها میتوانند دوباره قدرت خود را بازسازی کرده و برای رقابت قهرمانی آماده شوند وگرنه همان مسیر پرپیچ و خمی را در پیش خواهند گرفت که در دو سال گذشته با تغییرات متعدد سرمربیان پیمودهاند و بدون رسیدن به نتیجه ملموسی.



