اشکال شبکه خبر چگونه بار دیگر حریم بی‌طرفی صداوسیما را به چالش کشید؟

این اولین بار نیست که صدا و سیما به خاطر偏ت به یک گروه خاص در کانون توجه قرار می‌گیرد. خطاهای این رسانه ملی اکنون بیشتر از گذشته به وضوح مشاهده می‌شود.

به نقل از آفتاب نیوز،

اظهارات بحث‌برانگیز یک نماینده مجلس در برنامه زنده شبکه خبر و واکنش سریع صدا و سیما، تنها یک حاشیه گذرا نبود؛ این واقعه دوباره موضوعی دیرینه را به عنوان سوالی چالش‌برانگیز مطرح کرد: چرا هر اشتباه سیاسی در رسانه ملی سریعاً به تردید در مورد بی‌طرفی آن تبدیل می‌شود؟ واقعیت این است که صدا و سیما با چنین خطاهایی نه تنها به خاطر یک اشتباه فنی، بلکه به دلیل تصویری که در ذهن مخاطب دارد، تحت فشار قرار می‌گیرد.

این یک اشتباه ساده نبود

زمانی که خود صدا و سیما در بیانیه رسمی خود اظهارات مطرح‌شده در برنامه زنده را مصداق تخطی قانونی و قابل پیگرد قضایی معرفی می‌کند، ماجرا دیگر به یک لغزش عادی رسانه‌ای محدود نمی‌شود. در اینجا سؤال اصلی برای افکار عمومی تنها این نیست که مهمان چه سخنانی مطرح کرد؛ سوال کلیدی‌تر این است که چگونه این اظهارات به پخش زنده رسید؟

چرا هر گاف، بی‌طرفی را زیر سوال می‌برد؟

مسئله تنها یک جمله یا یک مهمان نیست. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، با هر اشتباهی فراتر از توضیح درباره یک برنامه، باید پاسخ دهد که آیا واقعاً در مهمان، تنظیم بحث، مدیریت آنتن و روایت اخبار، اصول توازن حرفه‌ای را رعایت کرده است یا خیر. در ذهن بخشی از مخاطبان، این تصور وجود دارد که آنتن صدا و سیما بیشتر به برخی صداها اجازه بازگشت داده است و به همین خاطر، هر اشتباه سریعاً از یک لغزش فردی به نشانه‌ای از یک بحران ساختاری تعبیر می‌شود.

وقتی رسانه ملی به عنوان بی‌طرف دیده نمی‌شود

بی‌طرفی در رسانه تنها یک شعار نیست. مخاطب از رسانه ملی انتظار دارد که آنتن را به تریبونی یک‌جانبه تبدیل نکند، میان خبر و موضع‌گیری مرزهای روشنی قائل باشد، مهمانان را بر اساس معیارهای غیر جناحی نماید و در موارد حساس بر وزن و تأثیر سخنان حاکم باشد. وقتی این انتظارات برآورده نشود، حتی اقدامات انضباطی نیز نمی‌تواند مشکل را به طور کامل حل کند.

آیا استعفا کافی است؟

پذیرش استعفای مدیرکل و وعده برخوردهای انضباطی نشان می‌دهد که سازمان تلاش کرده است پیغام واکنشی سریع را منتقل کند، اما برای افکار عمومی، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: آیا مشکل تنها به یک مدیر و یک برنامه مربوط می‌شود، یا اینکه عیب در سازوکار عمیق‌تری ریشه دارد؟ زیرا اگر مسئله تنها با تغییر یک فرد حل می‌شد، این نوع حاشیه‌ها نباید پیوسته تکرار شوند.

چرا اعتماد به صدا و سیما دشوارتر شده است؟

اعتماد به رسانه به سادگی از بین نمی‌رود، اما به محض آسیب دیدن، با یک اطلاعیه بازنگشتنی نیست. مخاطب امروزی نه تنها خبر را مشاهده می‌کند، بلکه رفتار رسانه را نیز ارزیابی می‌نماید. او سوال می‌کند: چرا خطا پیش از پخش کنترل نشد؟ چرا برخی صداها به راحتی به آنتن راه پیدا می‌کنند؟ چرا اصلاحات حرفه‌ای معمولاً بعد از وقوع بحران مطرح می‌شود و نه پیش از آن؟ همین سؤال‌ها است که بی‌طرفی صدا و سیما را بار دیگر به محور بحث تبدیل می‌کند.

مسئله فقط یک خطا نیست، بلکه تصویر کلی است

بزرگ‌ترین چالش صدا و سیما این است که هر رویداد جدید، بر مبنای تجربیات قبلی ارزیابی می‌شود. بدین ترتیب، مخاطب این خطا را جدا از سوابق قبلی نمی‌بیند و آن را در کنار تجربیات قبلی خود قرار می‌دهد و بر این اساس یک نتیجه کلی‌تر استنتاج می‌کند. به همین دلیل است که یک گاف در برنامه زنده، ناگهان به بحثی درباره اعتماد، بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری تبدیل می‌شود.

گاف شبکه خبر صرفاً یک جنجال زودگذر نبود؛ این واقعه نشان داد که صدا و سیما بیشتر از آنکه با بحرانی مربوط به یک برنامه مواجه شود، با بحرانی در زمینه اعتماد و تصویر عمومی دست به گریبان است. تا زمانی که مخاطب احساس کند آنتن رسانه ملی از توازن کافی برخوردار نیست، هر خطای جدید نه یک استثنا بلکه یک نشانه تازه تعبیر خواهد شد؛ و دقیقاً به همین دلیل، بحث بی‌طرفی صدا و سیما با هر حاشیه جدید دوباره زنده خواهد شد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا