تمامی اطلاعات پیرامون شرکت سحر دولتشاهی در فیلم جشنواره امسال

محمدمهدی ابراهیمی نصر؛ تلاش دوباره رسول صدرعاملی و پیمان قاسمخانی پس از همکاری موفقی که در «دختری با کفشهای کتانی» داشتند، به نتیجهای جذاب و قابل توجه منجر شده است. صدرعاملی در این اثر به وضوح نشان میدهد که هنوز هم به زوایای ذاتی ذائقه مخاطب آگاهی دارد. با زیرکی، او از فضای ملودرامهای متداول فاصله گرفته و در دنیای طنز موقعیت قدم میگذارد. مهارت کارگردانی او در مدیریت صحنههای شلوغ شهری و بهخصوص اجراهای ظریف و خلاقانهی فلاشبکها، ستودنی است؛ او موفق شده است تا گذشته و حال را با یک پیوستگی بصری نرم به هم متصل کند، بدون اینکه مخاطب در این میان دچار سردرگمی شود. با این حال، کارگردان میتوانست ملاحظات اسپانسر را به نحو غیرمحسوسی بهتر نمایان کند.
در بازگشت به تاریخ، جیمز ویکاری، کارشناس تبلیغات، در زمان اکران فیلم «اسپارتاکوس»، پیامهای تبلیغاتی با موضوع «پاپکورن مصرف کنید» و «کوکاکولا بنوشید» را فقط به مدت یک سههزارم ثانیه بر پرده نمایش تاباند و بهطور ناخودآگاه به ذهن تماشاگران نفوذ کرد. اما به نظر میرسد در سینمای ایران، ضرورت دارد تا مفهوم «تبلیغات نامحسوس» بیشتر به چشم بیاید، چرا که آشکار نبودن آن میتواند باعث کاهش تاریخ مصرف فیلم به شدت شود.
از نظر داستان، پیمان قاسمخانی دوباره اثبات میکند که یکی از برترین فیلمنامهنویسان کمدی ایران است. او بدون سقوط به دام شوخیهای نامناسب و جنسی، از دل یک موقعیت عادی، کمدیای مبتنی بر مفهوم خلق میکند. داستان دورهمی فارغالتحصیلان رشته برق در شلوغترین روز سال، زمینهای هوشمندانه برای بازنگری حسرتها و آرزوهای یک نسل است. با این حال، فیلم در بخش پایانی دچار افت کیفیت میشود. سکانسهای مربوط به مزون لباس و ورود نامزد پیشین پارمیس، از نظر نگارش و ضرب آهنگ اجرا، با روند کلی «شسته و رفته» فیلم سازگاری ندارد و به نظر میرسد که اینجا وصلهای ناهمگون بر این روایت صمیمانه است.
در عرصه بازیگری، تماشاچی با یک تیم همکار و درخشان مواجه است. سحر دولتشاهی در نقش «هدیه»، ترکیبی از بلوغ و لطافت را به نمایش میگذارد و پیمان قاسمخانی در نقش «مازیار»، با سبک خاص و لحن آرامشبخش ذاتیاش، مکملی عالی برای او محسوب میشود. امین حیایی بار دیگر توانمندی بینظیر خود در کنترل جسم و بیان را به نمایش میگذارد و محمد بحرانی با طنازی کلامی منحصر به فرد شیرازی، جان تازهای به سکانسها میبخشد. اما دلیلی برای تمجید از فیلم، بنیتا افشاری است؛ بازیگر خردسالی که در نقش «آیدا»، با نگاههای عمیق و واکنشهای مناسب، نشان از هدایت صحیح کارگردان و استعداد ذاتی خود دارد.
«قایقسواری در تهران» با وجود تمامی نوسانات شخصیتهایش، فیلمی است که در آن احساس «آرامش» به خوبی حس میشود. تصویری که صدرعاملی از تهران شلوغ مجسم میسازد، با تمام تلخیها، قابل دوست داشتن و انسانی است. این اثر با لحن گرم و دلنشینش، قطعا یکی از نامزدهای اصلی و موفق در اکران نوروزی ۱۴۰۵ خواهد بود؛ فیلمی که نشان میدهد هنوز میتوان با سینمای اصیل و فیلمنامهای منسجم، مخاطب را به سالنهای سینما جلب کرد.



