قوانین ۶ گانه برای کنترل استرس نوجوانان در زمان جنگ

به زبان ساده اگر افسار نگرانیهای خود را در طول زمان جنگ به دست نگیریم، این اسب چموش آنقدر خواهد تاخت و ذهن ما را به در و دیوار خواهد کوفت که حتی اگر از مخاطرات فیزیکی آن هم جان سالم به در ببریم، برای ما ذهنی ویران و آسیبپذیر به ارمغان خواهد آورد.
پس برای کنترل نگرانی خودمان و فرزندانمان در طول زمان جنگ باید چه کنیم؟
تکنیک اول: به خودت حق بده!
البته باید پذیرفت که استرس، واکنش طبیعی ما به موقعیتهای نگران کننده است که در قالب ترس، نگرانی، افزایش ضربان قلب، افزایش خشم و مواردی از این دست ظاهر میشود و حتی هدیهاش برای ما آن است که میتواند ما را از خطرات احتمالی جنگ برهاند؛ اما استرس زمانی به یک چالش نگرانکننده تبدیل میشود که غیر قابل کنترل شود. پس در اولین قدم به خودمان و فرزندانمان خرده نگیریم که چرا نگران هستیم و بهخصوص به بچهها حق بدهیم که نگران باشند.
تکنیک دوم: من رو بشناس!
به خصوص سن نوجوانی، دوره درونگرایی و غرور است که باعث میشود نوجوان به این راحتیها حال و روز درونی خود را حتی به والدینش هم بروز ندهد. به همین دلیل اگر در شرایط خطر، نوجوان شما چیزی به روی مبارک خود نمیآورد، مفهومش آن نیست که هیچ نگرانی ندارد! حتی گاهی خندههای بیمورد و سرخوشی بیش از حد در شرایط اضطرابآور میتواند نشانهای از استرس غیر قابل کنترل است. پس در قدم اول باید به علائم بیرونی استرس در کودکان و نوجوانانمان آگاه باشیم تا تشخیص دهیم کودک یا نوجوانمان مضطرب است و به کمک ما نیازمند دارد یا نه.
تپش قلب، تنفس سریع، خشکی دهان، معدهدرد، بیحالی، لرزش یا عرق دست، بیاشتهایی و اختلال در خواب و مواردی از این دست، از علائم بیرونی استرس بیش از حد است که میتواند ما یا فرزندانمان را دچار دردسر کند.
تکنیک سوم: دور شو!
شاید اولین راهی که برای کنترل استرس به ذهن میرسد، حذف عوامل اضطرابآور بیرونی است، اما در شرایط خاص جنگی و بمباران هوایی، این اتفاق بر ما تحمیل شده و عملا تحت کنترل ما نیست. پس در صورت امکان خود یا فرزندانمان را از شهرهایی که بیشتر در معرض حملههای هوایی و صدای بمب و موشک هستند دور کنیم.
تکنیک چهارم: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک
معمولاً در شرایط جنگی بزرگترها دوست دارند خودشان را در معرض اخبار جنگ قرار بدهند و ناخودآگاه کودکان هم در چنین خانوادههایی بیشازحد در کوران اطلاعات نگرانکننده جنگ قرار خواهند گرفت. در این روزها بهتر است از تکنیک «نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک» استفاده کنیم. یعنی نه آنها را در محیط فانتزی و خیالی عاری از اخبار جنگ قرار دهیم و نه هر لحظه تلویزیون روشن باشد و آنها دائم در معرض اخبار منفی جنگ قرار بگیرند.
تکنیک پنجم: چهار، پنج، شش!
استرس البته یک واکنش ذهنی است، اما، چون ذهن و جسم ما همواره در طول زندگی با هم در ارتباطاند، بسیاری از عوامل ذهنی، میتوانند نشانههای جسمی هم پیدا میکنند. برعکس این موضوع هم صادق است؛ یعنی برخی تمرینهای آرامبخش جسمی، با وجودی که به نظر میرسد تنها حرکتی جسمی است؛ اما ناخودآگاه تنش ذهنی شما را هم کاهش میدهد و استرس شما را برطرف میکند. یکی از سادهترین تمرینهای جسمی، تنفس آگاهانه است که چند بار در شبانهروز آن را انجام دهید: چهار ثانیه دم عمیق از بینی، پنج ثانیه نگهداشتن نفس در ریهها و شش ثانیه بازدم آرام از دهان.
تکنیک ششم: جریان عادی زندگی
از همان روزهای اول قرار گرفتن در شرایط اضطرابآور، تلاش کنید بچهها به زندگی و عادتهای معمول روزانه خود باز گردند. بودن بچهها در کنار شما، برنامه مطالعه گروهی و بازیهای گروهی از دیگر تلاشها برای کاهش استرس برای کودکان و نوجوانان است.



