افسردگی؛ نشانه‌ای از ابتلا به پارکینسون و زوال عقل

پژوهش‌های تازه محققان نشان می‌دهد که افسردگی می‌تواند نشانه‌ای از ابتلا به بیماری‌های پارکینسون یا زوال عقل باشد، و این وضعیت ممکن است سال‌ها پیش از تشخیص نمایان شود.

تحقیقات شواهد قانع‌کننده‌ای را در ارتباط افسردگی با احتمال ابتلا به بیماری پارکینسون یا زوال عقل در زمان‌های آینده از زندگی نشان داده که به وضوح بیان می‌دارد که علائم افسردگی به‌طور معمول پیش از ظهور نشانه‌های عصبی بروز می‌یابد.

تیمی از دانشگاه آرهوس(Aarhus) در دانمارک، با بررسی سوابق سلامتی به تحقیق در مورد وجود رابطه خاص میان این بیماری‌های عصبی و افسردگی پرداختند.

کریستوفر رود(Christopher Rhode)، پزشک و محقق بالینی و همکارانش، بیماری پارکینسون و زوال عقل اجسام لویی را با سه نوع بیماری مزمن دیگر که می‌توانند اثرات جدی بر زندگی روزمره افراد داشته باشند، ‌نظیر آرتریت روماتوئید، بیماری مزمن کلیوی و پوکی استخوان مقایسه کردند.

زوال عقل اجسام لویی یا دمانس اجسام لویی (Lewy body dementias) شامل یک گروه رایج از زوال عقل است که به دو شکل زوال عقل با اجسام لویی (DLB) و زوال عقل ناشی از بیماری پارکینسون (PDD) ظهور می‌کند. هر دو دسته زوال عقل اجسام لویی با اختلالاتی در تفکر، حرکت، رفتار و خلق و خو و در برخی موارد حافظه همراه است. این دو بیماری شباهت‌های قابل توجهی با یکدیگر دارند و تصور می‌شود که مجموعه‌ای از بیماری‌های مربوط به اجسام لویی، از جمله پارکینسون، می‌توانند دارای علل مشابهی باشند.

علت دقیق این بیماری همچنان مشخص نیست، اما تحقیقات نشان داده‌اند که رسوبات قابل توجهی از توده‌های غیرطبیعی پروتئینی در نورون‌های مغز بیماران به‌وجود می‌آید. این توده‌ها که به‌عنوان اجسام لویی (کشف شده در سال ۱۹۱۲ توسط فردریک لویی) و نوریت‌های لویی شناخته می‌شوند، هم بر سیستم عصبی مرکزی و هم بر سیستم عصبی خودمختار تاثیر می‌گذارند.

در مطالعه جدید، محققان متوجه شدند که خطر ابتلا به افسردگی در افراد مبتلا به پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی به‌طور قابل توجهی نسبت به بیماران با سایر بیماری‌ها بیشتر است.

علاوه بر این، میزان افسردگی تقریباً هشت سال پیش از تشخیص رسمی هر یک از این دو بیماری افزایش یافت و این روند حداقل پنج سال پس از تشخیص نیز ادامه پیدا کرد.

نویسندگان مقاله‌ای که منتشر کردند به‌این نکته اشاره کرده‌اند که شیوع مداوم و بالاتر افسردگی پس از تشخیص پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی، ضرورت افزایش آگاهی بالینی و غربالگری منظم علائم افسردگی در بین این بیماران را برجسته می‌کند.

اگرچه افسردگی تابه‌حال به‌طور گسترده‌ای با بیماری پارکینسون و زوال عقل اجسام لویی پیوند داده شده، این تحقیق سعی در ارائه جزئیات بیشتری در خصوص زمان‌بندی آن دارد و در این مسیر از بیماران مبتلا به بیماری‌های مشابه به‌عنوان گروه کنترل (در مقابل افراد کاملاً سالم) بهره برده است تا بتواند توضیحات قابل قبول‌تری ارائه دهد.

در طول مطالعه، ۱۷ هزار و ۷۱۱ نفر در طی ۱۲ سال (۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹) مورد بررسی قرار گرفتند و همگی در این مدت بیمار به پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی شده بودند. این افراد با گروه کنترلی که شامل ۱۹ هزار و ۵۵۶ نفر مبتلا به آرتریت روماتوئید، ۴۰ هزار و ۸۴۲ نفر مبتلا به بیماری مزمن کلیوی و ۴۷ هزار و ۸۰۹ نفر مبتلا به پوکی استخوان بودند، مقایسه شدند.

پیوند قوی‌تر در زوال عقل اجسام لویی مشاهده شد که احتمال دارد به ارتباط این بیماری با تغییرات شیمیایی مغز در زمینه خلق و خو و گرایش آن به پیشرفت سریع‌تر از بیماری پارکینسون مربوط باشد.

یافته‌ها نشان می‌دهد که افسردگی ممکن است نشانه‌ای از برخی تغییرات اولیه در مغز (تغییرات در توزیع نورون‌ها) باشد که به‌واسطه آغاز هر یک از این بیماری‌های عصبی رخ می‌دهد.

میانگین سن تشخیص در بیماری پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی ۷۵ سال بود. پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند که افرادی که برای نخستین بار در سنین بالای خود دچار افسردگی می‌شوند، باید تحت غربالگری مراحل ابتدایی تخریب عصبی قرار گیرند.

این تیم با به‌کارگرفتن بیماری‌های دیگر تلاش کرده تا چند عامل احتمالی دیگر که ممکن است در این پژوهش مؤثر باشند را کنار بگذارد. به عبارت دیگر، هدف قرار دادن نشان‌دادن این بود که افسردگی تنها با زندگی با یک بیماری جدی پزشکی مرتبط نیست.

محققان تأکید می‌کنند که یافته‌های ما با نتایج مطالعات قبلی همسو است که اغلب افزایش شیوع و بروز افسردگی را قبل و بعد از تشخیص زوال عقل اجسام لویی و بیماری پارکینسون نشان داده‌اند. با این حال، اکثر این پژوهش‌ها به غیر از معدود موارد از گروه‌های کنترل شامل افراد سالم استفاده کرده‌اند.

آنها افزودند که مقایسه ما با بیماری‌های مزمن دیگر، حداقل تا حدودی باید ناتوانی‌های مربوط به پیشرفت و بروز بیماری پارکینسون و زوال عقل اجسام لویی را تحت کنترل قرار دهد.

اگرچه این یک ارتباط محکم است، اما لازم به ذکر است که این نوع مطالعه سبب اثبات علت و معلول نمی‌شود. مقوله‌ای دیگر که به هر دو بیماری مرتبط است، ممکن است به وجود ناهنجاری‌های خواب مربوط باشد که منجر به افسردگی می‌شود، نه آسیب عصبی، که پژوهش‌های آینده را می‌طلبد تا بررسی شود.

بیماری پارکینسون بیش از یک میلیون نفر را در ایالات متحده تحت تأثیر قرار داده و معمولاً با مرگ نورون‌های تولیدکننده دوپامین، بر خلق و خو، حافظه و عملکرد حرکتی تأثیرگذار است. زوال عقل اجسام لویی که نامش از توده‌های پروتئینی که آن را تشکیل می‌دهند گرفته شده است نیز به کارکرد تفکر، حافظه و حرکت لطمه می‌زند و بیش از یک میلیون نفر از ساکنان ایالات متحده را متاثر می‌سازد.

با توجه به عدم وجود درمان مؤثر برای هر یک از این دو بیماری، استفاده از افسردگی به‌عنوان نشانه‌ای هشدار دهنده اولیه بسیار حائز اهمیت به نظر می‌رسد. همچنین، شناسایی به موقع آسیب عصبی می‌تواند امکان ارائه حمایت لازم در زمان مناسب، بهبود روش‌های درمانی و فراهم آوردن فرصتی برای محققین برای بررسی علل اصلی این بیماری‌ها پیش از بروز کامل مشکلات را فراهم کند.

محققان تصریح می‌کنند که با در نظر گرفتن ارتباطات مستند شده میان افسردگی، زوال شناختی و توسعه سریع بیماری، شناسایی و درمان زودهنگام افسردگی در افرادی که به این بیماری‌ها مبتلا هستند می‌تواند بسیار حیاتی باشد. ادغام ارزیابی‌های مربوط به سلامت روان در مراقبت‌های عادی عصبی می‌تواند آغاز گر زمان‌بندی مناسب برای درمان‌های ضد افسردگی یا سایر مداخلات باشد.

این پژوهش در نشریه General Psychiatry به چاپ رسیده است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا