چه عواملی باعث شدهاند پایتخت از جایگاه خود به عنوان مرکز کنسرتهای بزرگ فاصله بگیرد؟

تهران که به مدت سالها به عنوان مرکز اصلی برگزاری کنسرتهای خوانندگان پاپ و یکی از قطبهای مهم موسیقی زنده شناخته میشد، در مقایسه با شهرهایی نظیر اصفهان، شیراز، تبریز، رشت، یزد و کرج، اکنون سهم کمتری از اجراهای کنسرتی دارد. با این حال، مدیرکل دفتر موسیقی این تصویر را نشانهای از رکود تهران نمیداند و بر این باور است که آنچه اکنون دیده میشود، نتیجه وقفه طولانی در برگزاری رویدادها، نیاز به بازسازی گروههای موسیقی، نداشتن قطعات جدید و روی آوردن به تورهای شهرستانی است.
فصل جدید کنسرتها از اواخر مرداد آغاز شده است، پس از دورانی که برنامههای زنده موسیقی برای چندین ماه متوقف گردیده بود. طبیعی است که با بازگشت خوانندگان به صحنه، بیاید که تهران دوباره به عنوان محور اصلی اجراها مطرح شود، اما نگاهی به تقویم شهریور گویای آن است که بخش قابل توجهی از ظرفیتهای اجرای موسیقی در این ماه بهجای پایتخت، در شهرستانها قرار دارد.
در فاصله ۹ تا ۲۰ شهریور، نام هنرمندانی نظیر امید حاجیلی، مجید رضوی، رضا صادقی، علیرضا طلیسچی، حامیم، فرزاد فرزین، حمید عسکری، گرشا رضایی، مجید خراطها و مسعود صادقلو در برنامههای شهرستانها مشاهده میشود. شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تبریز، کرمان، یزد، رشت، بوشهر، اهواز، قزوین، همدان، سمنان و شهرهای مازندران و آذربایجان شرقی میزبان بخشی از این اجراها هستند و در برخی موارد، تعدادی سانس برای یک خواننده در نظر گرفته شده است.
در تهران، اما در همین بازه زمانی، بخش عمدهای از برنامهها به سالنهایی چون تالار وحدت، تالار رودکی، برج آزادی و برخی سالنهای کوچکتر محدود میشود و این در حالی است که نامهای آشنای موسیقی در این برنامهها دیده نمیشوند.
حتی بررسی تقویم کنسرتها در آغاز شهریور نیز تصویر مشابهی را به نمایش میگذارد؛ در یک مقطع خاص، ۱۶ کنسرت در پنج سالن تهران در برابر بیش از ۴۰ کنسرت در شهرستانها قرار دارد. اما آیا این آمار به معنای کاهش فعالیت کنسرتها در تهران است؟
تهران خالی از رویدادهای کنسرت نیست
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی، با رد این دیدگاه، معتقد است که نباید تعداد کنسرتهای بزرگ پاپ در تهران را تنها شاخص رونق موسیقی زنده در پایتخت بهحساب آورد.
وی با اشاره به وضعیت سالنهای کوچکتر بیان میکند که تقریباً هر شب در تهران اجرای کنسرتهایی در حال برگزار است؛ از تالار وحدت و رودکی گرفته تا فرهنگسرای ارسباران، فرهنگسرای بهمن، نیاوران و سایر سالنهای دیگر.
در حالی که چهرههای مشهور موسیقی پاپ در شهریورماه در شهرهایی نظیر اصفهان، شیراز، تبریز، یزد، کرمان و رشت به روی صحنه میروند، وضعیت تهران متفاوت است. در پایتخت کنسرتها از سر گرفته شدهاند، اما بخش قابل توجهی از برنامهها شامل گروههای موسیقی، ارکسترها و اجراهای تخصصی استعدادهای جوان میباشد که مخاطب خاص خود را دارند و حضور خوانندگان پاپ پرمخاطب کمتر احساس میشود.
این بخش از تقویم شهریور با توضیحات بابک رضایی نیز سازگار است. مدیرکل دفتر موسیقی در گفتوگو با خبرآنلاین تأکید کرد که تهران خالی از کنسرت نیست و سالنهای چون وحدت، رودکی، برج آزادی، ارسباران، بهمن و نیاوران هنوز میزبان اجراها هستند.
در ۱۲ و ۱۳ شهریور، کنسرت نوجوانان پایتخت در تالار رودکی برگزار میشود و همزمان گروه مهدی فرامرزی در برج آزادی و گروه آوام در تالار وحدت به روی صحنه میروند. همچنین، در ۱۹ شهریور، علیرضا قراییمنش در تالار وحدت اجرا خواهد داشت و ۲۰ شهریور ارکستر جوانان پارسزمین در رودکی و ستاره قطبی در وحدت برنامه خواهند داشت.
این روند در روزهای بعد نیز ادامه خواهد یافت؛ ارکستر هیژان در روزهای ۲۴ و ۲۵ شهریور در برج آزادی به اجرا خواهد پرداخت و در ۲۶ شهریور وصال علوی در نیاوران و ارکستر شرر در برج آزادی روی صحنه خواهند رفت. ۲۸ شهریور نیز شاهد اجرای هژیر مهر افروز در تالار وحدت خواهیم بود.
در روزهای اولیه مهرماه نیز وحید اسداللهی در وحدت و فریدون ناصحپور و آرش عباسی با رسیتالهای پیانو در رودکی برنامه دارند.
بنابراین، ادعای رضایی درباره فعال بودن سالنهای تهران صحیح است، اما تقویم نشاندهنده یک تفاوت مهم است: تهران کنسرتهایی دارد، اما اکنون بخش عمدهای از کنسرتهای بزرگ و چهرههای پاپ در شهرستانها برگزار میشود. اینکه آیا این وضعیت موقتی است و ناشی از بازسازی بازار پس از وقفه طولانی، یا نمایانگر یک تغییر دائمی در نقشه موسیقی زنده ایران است، در ماههای آتی مشخصتر خواهد شد.
با این وجود، شاید مسئله اصلی «وجود یا عدم وجود کنسرت» نباشد؛ بلکه موضوعی که اهمیت دارد این است که چه نوع کنسرتی، برای چه تعداد مخاطب و در چه مقیاسی در تهران برگزار میشود.
با اینکه سالنهای کوچک و متوسط تهران همچنان میزبان اجراها هستند، بخش عمدهای از کنسرتهای خوانندگان پاپ در ماه شهریور در شهرهای دیگر انجام میپذیرد؛ اجرای هایی که در بعضی موارد، ظرفیتهای چند هزار نفری را هدف قرار دادهاند.
به عبارتی دیگر، ممکن است تهران همچنان از نظر تعداد برنامههای موسیقی فعال باشد، اما سهم خود را از بازار بزرگ اجرای زنده از دست داده باشد.
تورهای شهرستان؛ اقتصادی یا اجبار؟
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی، یکی از دلایل این وضعیت را شکلگیری تورهای شهرستانی میداند. مثال او برای توضیح این روند تور کنسرتهای علیرضا قربانی است.
قربانی در سال گذشته تور خود را از تهران آغاز کرد و سپس به شهرهایی مانند اهواز و یزد سفر کرد. پس از وقفه ناشی از اتفاقات سال گذشته، برنامهها متوقف شد و بعد از محرم و صفر، ادامه تور از شیراز از سر گرفته شد. پیش از این، تبریز یکی از مقاصد این تور بود.
اکنون این خواننده در شیراز برای چند هزار نفر روی صحنه میرود و قرار است تور او در سایر شهرها ادامه یابد.
رضایی تأکید میکند تا زمان اتمام این تور و آماده شدن رپرتوار جدید، بازگشت قربانی به تهران در دستور کار نخواهد بود.
تقویم شهریور نمونههای دیگری از این مدل را نیز نشان میدهد. حامیم در چند شهر از جمله اصفهان و تبریز اجرا دارد، مجید رضوی برنامههایی در چند شهر ترتیب داده و علیرضا طلیسچی نیز در شهرهای آذربایجان به اجرا میپردازد؛ همچنین فرزاد فرزین علاوه بر تهران، در رامسر و محمودآباد نشاندار میشود. به این ترتیب بخش عمدهای از آنچه امروز در تقویم کنسرتها مشاهده میشود، واقعاً ناشی از گسترش تورهای شهرستانی است؛ اما این مسئله یک سوال بزرگتر را ایجاد میکند: چرا در سالهای گذشته چنین حجم زیادی از اجراهای شهرستانی در مقایسه با تهران کمتر مشاهده میشد؟
وقتی قطعات قدیمی دیگر در تهران جذابیت ندارند
پاسخ رضایی تنها به سالن و تور محدود نیست. او معتقد است بخشی از معضل به مخاطب در تهران برمیگردد. به گفته مدیرکل دفتر موسیقی، بسیاری از خوانندگان قطعات خود را بارها در تهران اجرا کردهاند. تکرار مکرر همین قطعات، با هزینههای امروز ممکن است دیگر با استقبال گذشته روبهرو نشود؛ در حالی که اجرا در شهری که خواننده پیشتر در آن حضور نداشته، میتواند همچنان برای مخاطب جذاب باشد.
این استدلال با پراکندگی کنونی اجراها نیز قابل مقایسه است. خوانندگان پاپ در شهریورماه به جای تکرار مداوم یک برنامه در تهران، بخشی از ظرفیت تور خود را به شهرهایی اختصاص دادهاند که امکان جذب مخاطب جدید در آنجا وجود دارد.
در چنین شرایطی، هرچند مدیرکل دفتر موسیقی معتقد است که در موقعیت اجرای خوانندگان با رپرتوارهای قدیمی، الزاماً تهران نمیتواند جذابترین مقصد برای اجرای دوباره همان رپرتوار باشد، اما این معادله درباره بسیاری از خوانندگان صدق نمیکند. به عنوان مثال، علیرضا قربانی در سالهای اخیر با همان آهنگهایی که سالها آنها را اجرا کرده، بر روی صحنه رفته و همچنان مخاطبان خود را دارد. همینطور گروه پالت نیز به تازگی اجرا داشته و بیشتر آهنگهایی که ارائه کرد، همان آهنگهایی بود که طی سالها اجرا کرده بود؛ بنابراین این بخش از صحبتهای بابک رضایی درباره عدم اجرای کنسرت در تهران به دلیل نداشتن رپرتوار جدید، کاملاً صحیح نیست، زیرا درصد زیادی از اجراهای خوانندگان بر پایه آهنگهای قدیمی خودشان استوار است و هر خواننده در هر فصل تعداد بسیار کمی آهنگ جدید دارد یا اصلاً آهنگ جدیدی ندارد.
هفت، هشت ماه وقفه؛ ضربهای به زنجیره موسیقی
رضایی در توضیح وضعیت حال حاضر به عاملی دیگر نیز اشاره میکند: وقفه طولانی در برگزاری کنسرتها. او میگوید تعطیلی اجرای کنسرتها بیش از هفت یا هشت ماه ادامه داشته و در این مدت بسیاری از گروههای موسیقی از هم پاشیدهاند؛ برخی نوازندگان از پروژهها جدا شدهاند و دیگر این شغل را دنبال نمیکنند.
این نکته از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا هر کنسرت تنها متشکل از خواننده و سالن نیست. پشت هر اجرای زنده، گروهی از نوازندگان، صدابرداران، نورپردازان، عوامل فنی، مدیران برنامه و تهیهکنندگان مشغول به کار هستند؛ ازاینرو، بازگشت خواننده به صحنه به معنای بازگشت فوری کل صنعت اجرا نیست و بخشی از این زنجیره باید دوباره شکل بگیرد.
تقویم فعلی ممکن است نشانهای از همین مرحله گذار باشد: اجراها آغاز شدهاند، اما بخش قابل توجهی از آنها در قالب تورهای شهرستانی تعریف شده و در عین حال، دفتر موسیقی از افزایش درخواستهای مربوط به مجوز قطعات جدید خبر میدهد.
رضایی میگوید در حال حاضر تعداد زیادی درخواست برای مجوز قطعات جدید در حال بررسی است و پیشبینی میکند که طی یکی دو ماه آینده، آثار تازهای منتشر شوند و هنرمندان پس از آمادهسازی این رپرتوار جدید، برای برنامههای تهران برنامهریزی کنند.
اگر این پیشبینی تحقق یابد، ممکن است که تقویم شهریور بیشتر از آنکه نمایانگر وضعیت نهایی بازار موسیقی باشد، تصویر یک دوره بازسازی محسوب شود.
آیا نگرانی از تهران در میان است؟
یکی دیگر از فرضیههایی که در مورد تفاوت وضعیت تهران و شهرستانها مطرح شده، نگرانی خوانندگان از واکنشهای فضای مجازی و احتمال مواجهه با هجمهها در پایتخت است.
رضایی بهوضوح این تحلیل را رد میکند. او با اشاره به اجراهای رضا صادقی در کرمان و کنسرتهای چند هزارنفری علیرضا قربانی در شیراز میگوید اگر قرار بود ترس مانع اجرای خوانندگان شود، باید این نگرانی فقط در تهران غیرفعال میبود.
با این حال، این موضوع به تنهایی نمیتواند ثابت کند که نگرانی از واکنشهای اجتماعی در تهران بیتأثیر است؛ بلکه نشان میدهد نسبت دادن کاهش سهم تهران به این عامل نیازمند شواهد بیشتری است.
مشکل تهران فقط سالن است؟
مسئله زیرساخت نیز یکی از مشکلاتی است که همچنان در اجرای کنسرت مطرح میشود. رضایی تأکید میکند که تمامی سالنهایی که مجوز برگزاری کنسرت دریافت میکنند، باید تأییدیه آتشنشانی داشته باشند و دفتر موسیقی بدون گذراندن این مراحل اجازه اجرای برنامه را نمیدهد.
او همچنین بیان میکند که این ضوابط موضوعی نو نیست و از سالهای گذشته جزو قوانین و موازین مربوط به برگزاری برنامههای موسیقی بوده است. اما بحث زیرساختها فقط به تأیید ایمنی محدود نمیشود.
تهران برای اجرای کنسرتهای بزرگ به سالنهایی با ظرفیت بالا نیاز دارد. سالنهایی نظیر سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی با ظرفیتی معادل ۲۱۰۰ نفر و اریکه ایرانیان با ظرفیت حدود ۱۴۵۰ صندلی، در گذشته بخشهایی از این نیاز را برآورده کردهاند. با این حال، همه سالنهای بزرگ در تمام زمانها در اختیار کنسرتگذاران نیستند و بخشی از ظرفیت مجموعههای بزرگ نیز ممکن است به برنامههای دیگر اختصاص یابد.
آیا شهرستانها بازار جدید موسیقی شدهاند؟
اینکه تقویم شهریور چه چیزی را نشان میدهد، فقط یک جابجایی موقتی نیست. در سالهای گذشته، شهرستانها در بسیاری از موارد ایستگاههای فرعی برای تورهای موسیقی بودند؛ اما اکنون شهرهایی نظیر اصفهان، شیراز، تبریز، رشت، یزد، کرمان، بوشهر و مازندران به طور واضحی در تقویم اجراها به چشم میخورند.
این پدیده میتواند از جنبهای مثبت به لحاظ موسیقی ایران دیده شود. افزایش اجراها در شهرستانها به معنای دسترسی بیشتر مخاطبان غیرتهرانی به هنرمندان محبوبشان، فعال شدن سالنها، ایجاد فرصتهای شغلی برای عوامل فنی و رونق اقتصادی پیرامون مکانهای برگزاری کنسرت است.
اما اگر این جابجایی تنها نتیجه محدودیتهای بازار تهران باشد، نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه موفقیت سیاست تمرکززدایی فرهنگی بهحساب آورد.
تهران؛ در انتظار بازگشت خوانندگان
بابک رضایی بر این باور است که وضعیت کنونی مرحلهای از گذار به شمار میآید. وی توضیح میدهد که همزمان با شروع تورهای شهرستان، گروهها مجدداً به تولید قطعات جدید پرداخته و طی یکی دو ماه آینده با انتشار آثار نو، برنامههای تهران نیز گسترش خواهد یافت.
در حال حاضر، آنچه تقویم شهریور نشان میدهد، این است که تهران دیگر به اندازه قبل، مقصد اصلی کنسرتهای بزرگ نیست. از سوی دیگر، اظهارات مدیرکل دفتر موسیقی نیز نشان میدهد که این وضعیت الزاماً نشانه بحران یا تعطیلی بازار تهران نیست؛ بلکه بخشی از آن به دلیل بازسازی صنعت اجرا پس از یک دوره طولانی وقفه و بخشی نیز ناشی از جذابیت بازارهای جدید در شهرستانهاست.



