اختلالات روحی در دوران بارداری و پس از زایمان؛ عوامل، نشانهها و زمان مراجعه به پزشک

“`html
زینب کامرانی: بسیاری از چالشهای دوران بارداری را میتوان با استفاده از تدابیر سادهای مانند توجه به خود و درخواست حمایت احساسی از اعضای خانواده و دوستان به مدیریت درآورد، اما برخی دیگر از این مشکلات به مداخله یک متخصص سلامت روان نیاز دارد، به ویژه اگر نشانهها تشدید یابند و به یک برنامه درمانی جامع نیاز پیدا کنند.
مشکلات سلامت روان در دوران بارداری
فاکتورهای متعدد ممکن است بر سلامت روان زنان باردار تأثیرگذار باشند. از جمله مهمترین این فاکتورها، تغییرات جسمی، عاطفی و هورمونی است که در این دوران تجربه میشود. به عنوان نمونه، سطح کورتیزول در بدن زنان باردار افزایش مییابد و به طور خاص در چند هفته پایانی سهماهه سوم به بالاترین حد خود میرسد. این تغییرات هورمونی برای رشد جنین ضروری بوده و به شکلگیری سالم مغز و ریهها کمک میکند.
با این حال، افزایش سطح کورتیزول میتواند تأثیرات منفی بر احساسات زنان باردار بگذارد و باعث بروز شرایطی همچون اضطراب و افسردگی شود، که این امر احتمالاً بر تغییرات خلقی در دوران بارداری نیز تأثیر خواهد داشت.
اضطراب و افسردگی از مهمترین مشکلات سلامت روانی هستند که بسیاری از زنان باردار با آن مواجه میشوند و معمولاً شاهد علائمی چون تحریکپذیری، بیخوابی، تغییر در الگوهای خواب، تهوع صبحگاهی، تغییر در اشتها و نوسانات خلقی هستند. زنان دچار افسردگی ممکن است در انجام فعالیتهای روزمره با دشواری مواجه شده و به تدریج حس لذت و اشتیاق خود را از دست بدهند و همچنین نسبت به نظرات و انتقادات دیگران حساسیت بیشتری نشان دهند.
اگرچه این علائم ممکن است در دوران زایمان شایع باشند، اما در صورت تداوم یا بروز علائم جدیتری همچون حملات پانیک یا افکار مزاحم، تمایل به آسیب زدن به خود یا دیگران، مراجعه به روانشناس امری ضروری است.
چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنید؟
مشکلات سلامت روان در دوران بارداری و پس از زایمان غالباً به علت عدم توجه به آنها یا به دلیل ننگ اجتماعی ناشی از درخواست کمک از متخصصان سلامت روان نادیده گرفته میشوند و به دنبال آن از درمان بیبهره میمانند. با این حال، نادیده گرفتن این مشکلات میتواند عواقب جدی و طولانیمدتی برای زن و خانواده او به همراه داشته باشد و بر رشد عاطفی، اجتماعی و شناختی فرزندان نیز تأثیر منفی بگذارد.
استفاده از مشاوره روانشناسی میتواند به شما کمک کند تا شرایطی را که ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشند یا برای سلامت روان شما پیامدهای درازمدت به دنبال داشته باشند، شناسایی کنید. شرایطی که به طور معمول زنان را تحت تأثیر قرار داده و نیاز به درمان فوری دارند، شامل موارد زیر است:
۱- افسردگی پس از زایمان: افسردگی پس از زایمان یک اختلال بسیار شایع است و تحقیقات نشان میدهد که از هر پنج زن، یک نفر ممکن است به این مشکل دچار شود. علائم آن عبارتند از:
– احساس خشم و تحریکپذیری
– بیتوجهی به نیازهای نوزاد
– اختلال در خواب و اشتها
– نوسانات احساسی و غمگینی
– احساس گناه یا ناامیدی
– فقدان علاقه به فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودند و شما را خوشحال میکردند.
– افکار احتمالی در مورد آسیب رساندن به خود یا نوزاد
۲- اضطراب در دوران بارداری یا پس از زایمان: نتایج تحقیقات نشان میدهد که تقریباً از هر پنج زن، یک نفر ممکن است در خلال بارداری یا پس از زایمان با اضطراب و یا اضطراب توام با افسردگی روبرو شود. علائم این حالت عبارتند از:
– نگرانی مداوم
– احساس ترس از بروز حادثهای ناخوشایند.
– تفکر بیش از حد
– اختلالات خواب و اشتها
– نیاز به حرکت مداوم و ناتوانی در آرامش
– نشانههای جسمی نظیر سرگیجه، گرگرفتگی، اسهال و تهوع.
– احساس خشم و تحریکپذیری.
برخی از زنان همچنین ممکن است دچار حملات پانیک مکرر شوند؛ این حملات علائم متنوعی از جمله تنگی نفس، درد قفسه سینه، احساس claustrophobia، سرگیجه، تپش قلب و بیحسی و سوزن سوزن شدن در اندامها را در بر میگیرند و معمولاً پس از ۵ تا ۷ دقیقه کاهش مییابند.
۳- اختلال وسواسی-جبری (OCD): این اختلال در دوران بارداری یا پس از زایمان به صورت افکار ناخواسته مداوم یا وسواسهای ترسناک و تمایل غیرمنطقی به انجام برخی وظایف (وسواس عملی) بروز پیدا میکند. این نوع وسواسها عمدتاً بر محور سلامت و ایمنی بارداری یا نوزاد میچرخند.
این وسواسها و نگرانیهای اجباری میتواند مانع از انجام کارهای روزمره ساده (نظیر مسواک زدن، رانندگی یا ترک منزل) شود.
علائم اختلال وسواسی-جبری در دوران زایمان شامل موارد زیر است:
– وسواس فکری که به آن افکار مزاحم نیز میگویند: شامل افکار و تصاویر ذهنی مکرر که غالباً به نوزاد مربوط میشوند.
– انجام مکرر کارهای خاص به منظور کاهش اضطراب و وسواسها: این میتواند شامل نظافت مداوم، چک کردن مکرر وسایل یا تغییر در چیدمان آنها شود.
– احساس ترس از افکار وسواسگونه
– ترس از تنها ماندن با نوزاد
– حفاظت افراطی از نوزاد
۴- اختلال استرس پس از سانحه در دوران زایمان (PTSD): این اختلال به واسطه تجربه یک رویداد آسیبزا یا ناامیدکننده در دوره بارداری، زایمان یا پس از زایمان بروز میکند. این آسیبها ممکن است شامل عوارض بارداری، افتادگی بند ناف، سزارین اضطراری، استفاده از دستگاه وکیوم یا فورسپس، انتقال نوزاد به بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، احساس ناامیدی یا عدم حمایت در زمان زایمان و عوارض جدی جسمی مرتبط با بارداری یا زایمان باشد.
علائم این اختلال شامل موارد زیر است:
– یادآوری مکرر خاطرات آسیبزا (که در این مورد ممکن است خود زایمان باشد.)
– کابوسهای شبانه
– اجتناب از یادآوری هر چیزی که به آن رویداد مربوط است، از جمله افکار، احساسات، افراد، مکانها و جزئیات
– برانگیختگی دائمی و فزاینده (تحریکپذیری، مشکل در خواب، هشیاری مفرط و واکنشهای اغراقآمیز به هر محرکی)
– اضطراب و حملات پانیک
– احساس غیرواقعی بودن و جدایی
۵- اختلال دوقطبی: تحقیقات نشان میدهند که حدود نیمی از زنان مبتلا به اختلال دوقطبی برای اولین بار در دوره پس از زایمان شناسایی میشوند. در صورت افزایش شدید انرژی به همراه روانپریشی، آن را حالت شیدایی نامیده و اگر شدت آن پایینتر باشد، به آن نیمهشیدایی (هیپومانیا) میگویند.
اختلال دوقطبی ممکن است شبیه به افسردگی شدید یا اضطراب به نظر برسد و میتواند شامل علائمی چون:
– دورههای خلق و خوی بسیار افسرده و تحریکپذیر.
– بهبود ناگهانی خلق و خو و انرژی بیش از حد معمول.
– سرعت در گفتار
– نیاز کمتر به خواب
– افکار مکرر
– مشکل در تمرکز
– اعتماد به نفس بالا و رفتارهای تکانشی
– از دست دادن توانایی قضاوت منطقی
– حواسپرتی آسان
– احساس خودبزرگبینی و در موارد شدیدتر هذیان و توهم.
زایمان ممکن است یک محرک خاص باشد که موجب آغاز دوره شیدایی شده و با افسردگی بعد از آن همراه شود.
۶- روانپریشی پس از زایمان (PPP): این اختلال یک وضعیت جدی تلقی میشود که معمولاً در دو هفته نخست بروز کرده اما ممکن است تا یک سال پس از زایمان ادامه یابد. این نوع روانپریشی نادر قلمداد شده و تقریباً یک نفر از هر هزار زن را تحت تأثیر قرار میدهد.
علائم این اختلال ممکن است شامل:
– هذیان یا افکار غیرعادی
– توهم (دیدن و شنیدن چیزهایی که وجود ندارند)
– تحریکپذیری شدید
– بیشفعالی و انرژی زیاد
– افسردگی عمیق یا فقدان احساسات
– کاهش نیاز به خواب یا عدم توانایی خوابیدن
– هذیان خودبزرگبینی و سوءظن
– تغییرات سریع خلقی
– مشکلات در برقراری ارتباط گاهی اوقات
درمان فوری برای زنانی که از این اختلال رنج میبرند ضروری است، زیرا احتمال آسیب رساندن آنها به خود یا دیگران بیشتر است.
زنان باردار چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنند؟
حتی در مواقعی که مداخله روانشناختی لازم نباشد، زنان باردار در معرض مجموعه ای از عوامل استرسزا هستند که بر سلامت روان آنها تأثیر میگذارد و به منظور حفظ تعادل عاطفی و روانی، نیاز به مراقبت از خود دارند. این اقدامات شامل:
– اختصاص زمان برای استراحت و آرامش: بار سنگین بارداری و وظیفه مادری نباید موجب نادیدهگرفتن اهمیت خودمراقبتی شود. سعی کنید زمانی را به فعالیتهایی که به شما کمک میکنند آرامش پیدا کنید و انرژی خود را تجدید کنید، بگذرانید. این میتواند شامل پیادهروی، شنا، گفتوگو با دوستان یا پرداختن به سرگرمیهای موردعلاقهتان باشد. شما باید خواب و استراحت را در اولویت قرار دهید. برای سلامت خود و فرزندتان مطمئن شوید که در شب به اندازه کافی میخوابید و در صورت نیاز در طول روز چرت میزنید.
– رعایت یک رژیم غذایی سالم: پیروی از رژیم غذایی متعادل در دوران بارداری امری حیاتی است. تغذیه مناسب نه تنها برای رشد صحیح جنین ضروری است، بلکه پایۀ سلامت روان مطلوب نیز محسوب میشود.
– تبادل تجربیات با دیگر مادران: پیوستن به گروهها یا جوامعی که مادران جدید را گرد هم میآورند تا افکار و چالشهایی را که در هنگام بارداری یا پس از تولد نوزاد با آنها روبرو میشوند، به اشتراک بگذارند، میتواند بسیار مفید باشد. این امر به بهبود سلامت روان شما کمک کرده و حمایت کافی از سوی دیگر زنان فراهم میکند.
– ارتباط با خانواده و جامعه: ارتباط با خانواده و دوستان به عنوان منبعی برای حمایت روانی بسیار مهم است و باید زمان مناسبی برای این ارتباط صرف کرد و نباید تمام وقت خود را برای برآورده کردن نیازهای کودک اختصاص دهید و سلامت روان مادر را نادیده بگیرید.
– ورزش و نشاط بدنی: خودمراقبتی میتواند شامل اختصاص وقتی برای انجام حرکات ورزشی منظم باشد، حتی اگر این فعالیت فقط شامل پیادهروی سریع یا انجام تمرینات ساده در خانه باشد. مزایای این کار تنها محدود به جنبه فیزیکی نبوده و بر جنبه روانی نیز تأثیر مثبت خواهد داشت.
منبع: الجزیره
۴۷۲۳۲
“`



