آیا تعداد زیاد مشاوران املاک ضروری است؟

دیاکو عزیزی- در سال‌های اخیر، شاهد افزایش چشمگیر تعداد دفاتر معاملات ملکی در تهران بوده‌ایم؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از محله‌ها، تعداد این دفاتر از داروخانه‌ها، نانوایی‌ها و حتی مدارس فراتر رفته است. این پدیده به‌ظاهر می‌تواند نشان‌دهنده‌ رونق اقتصادی باشد، اما در واقع بیانگر ساختار معیوب و تصمیم‌گیری‌های نادرست در حوزه اقتصاد مسکن است؛ اقتصادی که بیشتر به دلالی و سوداگری تمایل دارد تا تولید و شفافیت.

افزایش نامنظم مشاوران املاک نتیجه چندین عامل پیچیده است. نخست، جذابیت این شغل از نظر مالی و هزینه کم ورود به آن؛ در حالی که تولیدکنندگان واقعی با چالش‌هایی از جمله مالیات، بروکراسی و خطرات جدی مواجه‌اند، واسطه‌گران ملکی بدون نیاز به تخصص خاص و با حداقل سرمایه می‌توانند از هر معامله سود قابل توجهی داشته باشند. دوم، ضعف نظارت و صدور بی‌حد مجوزهاست که سبب پر شدن شهر از تابلوهای رنگی شده است. سوم، تصور نادرست جامعه از مسکن به‌عنوان یک کالای سرمایه‌ای، نه کالای مصرفی، است که به جای پاسخگویی به نیاز واقعی، بازار را به عرصه‌ای برای سوداگری و افزایش بی‌رویه قیمت‌ها تبدیل کرده است.

در این راستا، نابرابری شغلی کاملاً آشکار است. مشاوران املاک از هر معامله سود چندانی کسب می‌کنند بدون اینکه هیچ مسئولیت حقوقی یا فنی نسبت به نتیجه معامله داشته باشند، در حالی که مهندسان ناظر با دریافت حق‌الزحمه‌ای به مراتب کمتر، سال‌ها باید پاسخگوی هر نوع نقص یا حادثه در ساختمان‌ها باشند. این وارونگی ارزش‌ها بدین معناست که کم‌مسئولیت‌ترین گروه بیشترین سود را دارد و مسئول‌ترین افراد از کمترین پاداش بهره‌مند می‌شوند.

اما ریشه این بی‌نظمی در مردم نیست بلکه ناشی از سیاست‌گذاری‌های کلان است. تنظیم‌گری در جامعه وظیفه‌ بنیادین دولت محسوب می‌شود و اگر شرایط فعلی بازار مسکن ناعادلانه و بی‌ثبات است، باید آن را نتیجه سیاست‌گذاری‌های نادرست دانست؛ سیاست‌هایی که به جای تنظیم بازار، مسیر را برای واسطه‌گری هموار کردند. الگوسازی باید از طریق اقدام‌های عملی و نه فقط مطابق با شعار و بخشنامه‌ها صورت گیرد. وقتی دولت در تصمیم‌گیری‌ها خود شفافیت، پاسخگویی و انصاف را به نمایش بگذارد، بازار و مردم نیز بهمراه آن خواهند رفت.

امروز زمان بازنگری جدی در این زمینه است. دولت باید با بازتعریف نقش مشاوران املاک، مدیریت بهتر مجوزها، آموزش حرفه‌ای و ایجاد شفافیت مالیاتی، این حوزه را از فضای دلالی به موقعیت واقعی خدمات تخصصی باز گرداند. همچنین، باید دیدگاه کلی نسبت به مسکن تغییر کند و از یک کالای سوداگرانه به یک کالای مصرفی تبدیل شود تا فرصتی برای شغل‌های مولد و تولیدی برای جوانان فراهم گردد.

تهران به‌جای نیاز به هزاران دفتر املاک دیگر، به سیاست‌گذاری هوشمند، شفافیت نهادی و الگوسازی عملی نیاز دارد. شهری سالم با تصمیمات درست ساخته می‌شود؛ تصمیماتی که دلالی را کاهش و تولید را آزاد کند تا مسکن دوباره به یک سرپناه امن برای زندگی بدل شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا