ترازوی دست مخاطبان؛ نگاهی دوباره به تقابل کیهان و سلبریتیها

“`html
در واکنش به انتقاد روزنامه کیهان از عادل فردوسیپور و امیرحسین قیاسی به خاطر آنچه این رسانه «سکوت آنها نسبت به جنایات آمریکا و اسرائیل، بهویژه فاجعهی میناب» نامید، نظرات متنوعی در میان افکار عمومی شکل گرفت. کیهان خواستار «تطهیر فضای رسانه» از حضور این چهرهها شد و این افراد را به ترجیح منافع شخصی بر شرافت انسانی متهم کرد.
در خبری پیشین، ما به شرح ادعاهای روزنامه کیهان و جزئیات اتهامات مطرحشده علیه این دو چهره رسانهای پرداختیم. اکنون، برای ادامهی این بحث، نگاهی به نظرات کاربران خبرآنلاین انداختهایم تا واکنش مخاطبان را نسبت به این تقابل رسانهای مورد بررسی قرار دهیم. نظرات کاربران، مرزبندی عمیق و چندگانهای را دربارهی عملکرد کیهان، رفتار سلبریتیها و استانداردهای دوگانه در فضای سیاسی کشور نشان میدهند.
انتقاد از عملکرد کیهان و متهمکردن آن به تفرقهافکنی
قسمت عمدهای از کاربران، مواضع روزنامه کیهان را فرار از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور دانسته و این رسانه را به ایجاد نفرت و دودستگی متهم کردهاند.
یک کاربر با اشاره به رویکرد کلی این روزنامه نوشت: «مدیران کیهان خود را عقل کل تصور میکنند، در حالی که با فرضیات و ادعاهای بیپایهی خود، فقط به عامل تفرقه و پراکندن نفرت در جامعه تبدیل شدهاند.»
کاربر دیگری با لحن انتقادی به این رسانه گفت: «مسئولان روزنامه کیهان باید از فعالیت خود دست بکشند. بهتر است نگاهی به عملکرد خود بیندازید و حساب کنید که در این بحرانهای وحشتناک ملی چه دستاوردی برای کشور داشتهاید، جز ایجاد شرمندگی، ندانمکاری، فرار مغزها، هدررفت سرمایهها و تضعیف جایگاه علم و دانش؟»
علاوه بر این، کاربری مشروعیت ادعاهای کیهان را زیر سوال برد و پرسید: «شما نماینده کدام بخش از افکار عمومی هستید و به راستی چه میزان مخاطب واقعی در جامعه دارید؟»
کاربر دیگری نیز به پیامدهای منفی چنین برخوردهای حذفی اشاره کرد و نوشت: «رویکرد افراطی امثال آقای شریعتمداری و جریان پایداری باعث میشود که برخی از اهالی رسانه به دلیل همین فشارها و اتهامات به رسانههای خارجی چون ایراناینترنشنال پناه ببرند؛ چرا اینقدر علیه دیگران اظهارات بیمبنا مطرح میکنید و اساساً شما چه جایگاهی برای تعیین سرنوشت این مملکت دارید؟»
اعتراض به استانداردهای دوگانه در برخورد با حوادث داخلی و خارجی
گروه دیگری از مخاطبان، به تناقضهای موجود در واکنش به مواضع سلبریتیها در حوادث مختلف پرداخته و از عدم صداقت در مواجهه با بحرانهای داخلی گلایه کردند.
کاربری با اشاره به «رفتارهای متناقض دستگاههای نظارتی» نوشت: «جالب اینجاست که اگر همین هنرمندان برای حوادث دیماه (که به گفتهی خود آقایان کار اسرائیل و منافقین بود) پیام تسلیت صادر میکردند، باید منتظر ممنوعالتصویری و بازداشت میبودند؛ اما اکنون که در مورد جنگافروزی همان رژیم تروریستی صهیونیستی سکوت کردهاند، باید باز هم منتظر ممنوعالتصویری و زندان باشند! جای تعجب است که چرا موضعگیری در برابر جنایات رژیم صهیونیستی که ماهیت تروریستی دارد، در یک جا مجازات میشود و در جایی دیگر عدم واکنش به آن ناپسند تلقی میگردد.»
کاربر دیگری که خود را جانباز جنگ تحمیلی معرفی کرد، با مقایسه حوادث پرسید: «دختران معصوم دبستان «شجره طیبه» میناب به دست دشمنان خارجی به شهادت رسیدند، اما جوانان معترض ما در داخل و به دست خود ما آسیب دیدند؛ کدامیک دردناکتر و عذابآورتر است؟»
کاربر دیگری نیز در اشاره به «نگاه تبعیضآمیز» نوشت: «چرا جریان اصولگرا و جبهه پایداری در قبال کشتار ناجوانمردانه دیماه سکوت کردهاند؟ مگر مدعی نبودند که آن حوادث کار تروریستها بوده است؟ پس چرا هر کس درباره حوادث دیماه سخنی میگوید یا استوری میگذارد به سرعت مورد حمله و بازجویی قرار میگیرد؟ چرا این همه عصبانیت از سخنان امثال فردوسیپور وجود دارد؟»
لزوم شفافیت مواضع سلبریتیها و انتقاد از کلیگویی
در میان نظرات، بخش دیگری از کاربران به نقد کیهان پرداخته و بر این باور بودند که چهرههای سرشناس رسانهای نیز نباید در بزنگاههای ملی و انسانی به شیوهای مبهم و دوپهلو رفتار کنند.
کاربری با مرزبندی بین عملکرد کیهان و انتظارات جامعه از سلبریتیها گفت: «با اینکه در تمام این سالها حتی یک موضع درست و اصولی از روزنامه کیهان مشاهده نکردهام، اما معتقدم افراد مانند آقای فردوسیپور و دیگر چهرهها نیز باید از کلیگویی و اتخاذ مواضع گنگ و مبهم پرهیز کنند. نمیتوان همیشه به گونهای دوپهلو صحبت کرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ روزگار موضعگیریهای مصلحتآمیز، وسطبازی و رفتارهای دوگانه به پایان رسیده است و باید موضع خود را صراحتاً اعلام کنند.»
کاربر دیگری نیز با انتقاد از رفتارهای تبعیضآمیز رسانه ملی نسبت به برخی چهرههای خاص گفت: «چرا اینگونه هجمهها و انتقادات را نسبت به افرادی مانند محمدرضا گلزار مطرح نمیکنید که سالهاست میلیاردها تومان از صداوسیما حمایت مالی میکند، اما به محض وقوع هر بحران یا حادثهای در کشور، به دوبی میرود؟»
دفاع از مواضع حاکمیتی و محکومیت خیانت رسانهای
در طرف مقابل، تعدادی از کاربران بهطور کامل از منطق گزارش کیهان پشتیبانی کردند و سکوت یا مواضع سلبریتیها را نوعی «نمکنشناسی و همراهی با دشمن» تلقی کردند.
کاربری با دفاع از آنچه «برخورد با سلبریتیهای همسو با جریانات مخالف» خواند، نوشت: «برایم قابل فهم نیست چرا افرادی که تمامی ثروت و تریبون خود را از این نظام به دست میآورند، رفتارهای ضد نظامی از خود نشان میدهند؟ اگر این رفتار خیانت نیست، پس چیست؟ این افراد حداقل باید مانند شبکههای ایراناینترنشنال و منوتو، طبق سیاستهای همان جریانی که به آنها حقوق میدهد، رفتار کنند و موضع خود را روشن سازند.»
کاربر دیگری با حمله به «جریانهای منتقد و حامی سلبریتیها» اظهار داشت: «ما با گروهی رو به رو هستیم که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند آمریکا و عوامل داخلی آن را عامل وضعیت کنونی بدانند؛ کسانی که حتی حاضر نیستند مواضع صریح و رسمی نخستوزیر رژیم صهیونیستی را در ماجرای حوادث دیماه بشنوند و قاتلان مأموران امنیت و مردم را معترض بنامند. این جماعت جنایات بیشمار آمریکا را در جنگهای اخیر محکوم نمیکنند، اما در مقابل، سرمایهدارانی که بانی اصلی بحران اقتصادی کشور هستند، قهرمان مردمی میخوانند. رسانههای این جریان، مردم متدین و انقلابی را افراطی و بیسواد خطاب میکنند؛ به خدا سوختن در آتش کینه دشمن و خونهای ریخته شده بر دوش شما جریانهای تسلیمطلب است.»
بازتاب مشکلات معیشتی و نگاههای حاشیهای به بحث
در کنار بحثهای داغ سیاسی، برخی از کاربران نیز از این موقعیت برای بیان مطالبات و مشکلات معیشتی خود استفاده کردند که نشانهای از فرسودگی اجتماعی در میان این تقابلهای رسانهای است.
کاربری با ابراز خشم شدید از وضعیت معیشتی نوشت: «لعنت خدا و ائمه بر آنانی که با تصمیمات خود تن و بدن بازنشستگان مظلوم و بیپناه را میلرزانند و آنان را تحقیر میکنند. امیدوارم خداوند قهار روزی هزار بار شما را لرزان، تحقیر و بیآبرو کند تا بفهمید با این مردم مظلوم چه میکنید؛ ما هرگز از تقصیرات شما نخواهیم گذشت.»
در پایان، کاربر دیگری با دیدگاهی کنایهآمیز نوشت: «خطاب به مدیریت روزنامه کیهان میگویم؛ شما هنوز از تمامی ابعاد این فاجعه دردناک که دل هر انسان و حتی برخی دشمنان را به درد آورده، بهره تبلیغاتی کافی نبردهاید! بیشتر بنشینید و بررسی کنید تا ببینید چه گروهها و چهرههای دیگری را براساس این موضوع میتوانید تخریب و حذف کنید، چرا که به نظر میرسد جز تخریب و حذف، راهبرد دیگری بلد نیستید.»
“`



