برای وحید قلیچ: این قبر مرده ندارد!

دروازهبان پرافتخار پرسپولیس در دهه ۶۰، با تلاش و سماجت توانست کنار بهروز سلطانی به جایگاهی برسد که در مقطعی رقابت میان این دو به یکی از داستانهای مهم آن سالهای فوتبال ایران تبدیل شود. اگرچه سلطانی در نگاه بسیاری گلر کاملتر و شاخصتری بود، اما قلیچ همیشه یک ویژگی مهم داشت؛ شخصیت متفاوت، زبان بیپرده و نوعی نمک ذاتی که حتی در دوران بازی هم او را از دیگران جدا میکرد.
همین خصوصیات باعث شد او در سالهای اخیر و با کشف فضای اینستاگرام، دوباره به چهرهای پربازدید تبدیل شود. ویدیوهایی که گاهی از دل گلایه، گاهی از جنس شوخی و گاهی کاملاً عصبی منتشر میشوند، برای بخشی از مخاطبان جذاباند؛ نه الزاماً به خاطر محتوای فنی، بلکه به خاطر خودِ شخصیت وحید قلیچ. مردی که هنوز هم بلد است چگونه دیده شود.
با این حال مسیر تازه او، کمکم از کریهای قدیمی فوتبالی عبور کرد و به جایی رسید که حالا بیشتر شبیه فاصله گرفتن کامل از هویت فوتبالی سابقش است. قلیچ که در دوران بازی همیشه یکی از چهرههای ضد استقلالی پرسپولیس محسوب میشد، حالا در بسیاری از مواضعش عملاً به مدافع رقیب سنتی تبدیل شده و همزمان از مدیران، پیشکسوتان و بدنه باشگاه پرسپولیس با تندی انتقاد میکند.
مصاحبه اخیر او با بهاره افشاری هم ادامه همین مسیر بود؛ جایی که از رضا درویش تا افشین پیروانی و بسیاری دیگر هدف انتقاد قرار گرفتند و دوباره بحث قدیمی «پیر شدن برای پرسپولیس» و بیتوجهی باشگاه به ستارههای سابق مطرح شد.
اما واقعیت این است که برخلاف تصور رایج، اساساً باشگاهی مثل پرسپولیس تعهد حقوقی و دائمی برای پرداخت مستمر به تمام بازیکنان سابق خود ندارد. این نه فقط درباره پرسپولیس، بلکه درباره اغلب باشگاههای بزرگ دنیا هم صادق است. رئال مادرید، بارسلونا یا لیورپول نیز به تمام بازیکنان تاریخ خود حقوق ماهانه دائمی پرداخت نمیکنند و اصولاً چنین ساختاری قابل اجرا نیست. در فوتبال حرفهای جهان، این مسائل معمولاً از مسیر بیمه، صندوقهای بازنشستگی، اتحادیه بازیکنان و ساختارهای حمایتی پیگیری میشود؛ حلقهای که فوتبال ایران سالهاست جای خالی آن را حس میکند.
البته این توضیح، به معنای نادیده گرفتن مشکلات نسل قدیمی فوتبال ایران نیست. فوتبالیستهای دهه ۶۰ در دورهای بازی میکردند که فوتبال هنوز شکل حرفهای امروز را نداشت و بسیاری از آنها درآمدهای امروزی را تجربه نکردند. با این حال، شهرت، موقعیت اجتماعی و فرصتهایی که فوتبال در اختیارشان قرار میداد، همچنان آنها را چند پله بالاتر از زندگی عادی قرار میداد؛ فرصتی که بعضی توانستند بهتر از آن استفاده کنند و بعضی دیگر نه.
در این میان، خود قلیچ هم بارها از بحرانهای مالی و روزهای سخت زندگیاش گفته؛ از مقطعی که حتی در ورزشگاه کارگران به عنوان سرایدار فعالیت میکرد. اتفاقی تلخ برای چهرهای که سالها پیراهن پرسپولیس را پوشیده بود. اما حتی این واقعیت تلخ هم الزاماً مسئولیت دائمی برای باشگاهی ایجاد نمیکند که در زمان همکاری، دستمزد و موقعیت حرفهای او را فراهم کرده است.
شاید مسئله اصلی اینجاست که قلیچ امروز بیش از آنکه شبیه یک پیشکسوت ناراضی باشد، تبدیل به شخصیتی شده که مدام تلاش میکند از طریق جنجال، خودش را در مرکز توجه نگه دارد. مسیری که در ابتدا ممکن بود برای بخشی از هواداران سرگرمکننده یا حتی قابل همدلی باشد، اما حالا به نقطهای رسیده که نه پرسپولیسیها با آن ارتباط میگیرند و نه حتی استقلالیها انگیزهای برای همراهی جدی با آن دارند.



