چگونه میتوانیم تشخیص دهیم که آیا روانپریش هستیم؟

اگرچه روانپریشی به نسبت شایع است، اغلب موارد آن شناسایی نمیشود. بسیاری از افرادی که صفات روانپریشانه دارند، زندگی خود را بدون اینکه هرگز از این موضوع باخبر شوند، ادامه میدهند.
دکتر گریم فِیرچایلد، استاد روانشناسی دانشگاه باث، میگوید: «در اکثر موارد، افراد دارای روانپریشی تشخیص داده نمیشوند. رفتارهای آنها ممکن است شدید باشد، اما ممکن است حتی از وجود این وضعیت مطلع نباشند.»
با اینکه فردی که دچار مشکلات روانی است ممکن است خود را متفاوت از دیگران احساس کند، بسیاری از آنها بدون جلب توجه در میان جامعه زندگی میکنند و نباید فکر کرد که همه آنها قاتلان زنجیرهای هستند. در واقع، ممکن است آنها جذاب، خوشبیان و به ظاهر موفق نیز باشند.
اگر این احساس برای شما غریب و کمی آزاردهنده است، خواه درباره کسی که میشناسید باشد یا خودتان، میتوانید به چند سوال زیر فکر کنید.
چگونه بفهمیم که آیا ما روانپریش هستیم یا نه؟
اگر کمی نگران شدهاید یا به این فکر میکنید که ممکن است دچار روانپریشی باشید، خبر خوب این است: احتمالاً اینگونه نیستید. دکتر بث ویسر، دانشیار روانشناسی دانشگاه لیکهد کانادا، اعلام میکند: «اگر کسی نگران است که شاید روانپریش باشد، احتمالاً روانپریش نیست.»
دلیل این موضوع بسیار واضح است. بر اساس گفتههای متخصصان در زمینه شخصیت، افراد دارای روانپریشی معمولاً فکر نمیکنند که مشکلی در خود دارند.
دکتر نادیا هایم، دانشیار روانشناسی شخصیت و روانپریشی دانشگاه ناتینگهام ترنت، این نکته را بیان میکند: «در حقیقت، آنها احساس میکنند که دیگران ناتوان یا غیرطبیعی هستند، نه اینکه خودشان دارای مشکل باشند.»
حال اگر واقعا فکر میکنید که موضوع روانپریشی ممکن است شامل شما یا کسی در زندگی شما باشد، باید یک نکته مهم را در نظر داشته باشید: روانپریشی یک پدیده سیاه و سفید نیست. انسانها به دو دسته قاتلان و غیرقاتلان تقسیم نمیشوند. روانپریشی یک طیف است و بسیاری از موارد در مناطق خاکستری قرار دارند.
روانپزشکان و روانشناسان از چکلیستهای متفاوتی برای سنجش میزان روانپریشی یک فرد بر اساس ارزیابی ویژگیهای شخصیتی استفاده میکنند.
اگر نمره بالایی در این چکلیستها داشته باشید، ممکن است به عنوان اختلال شخصیت روانی تشخیص داده شوید، اما نمرات متوسط نیز میتوانند نشاندهنده گرایشهای خفیف روانپریشانه باشند؛ و بسیاری از ما ممکن است چندان ویژگی از این دست را داشته باشیم.
در واقع، به گفته دکتر رونالد شوتن، روانپزشک قانونی معتبر، ۱۵ درصد مردم «تقریباً روانی» هستند. این بدین معناست که آنها تحت تأثیر برخی خصوصیات روانپریشانه قرار دارند، اما اختلال شخصیتی قابل شناسایی ندارند.
صفات کدامند؟
مدل سهوجهی روانپریشی که در سال ۲۰۰۹ معرفی شد، روانپریشی را تجمیعی از سه بُعد میداند:
«ظلمورزی»، به معنی بیرحمی و بیاحساسی نسبت به دیگران؛
«بیمهاری»، که ناتوانی در کنترل احساسات و رفتارهای ناگهانی را توصیف میکند؛
و «جرأت»، یعنی خونسردی و جسارت در موقعیتهای پرخطر.
آزمایش روانپریشی
در سال ۲۰۲۲، روانشناسان تعدادی از دانشگاههای بریتانیا مقیاس ۵۴ سؤالی «روانپریشی موفق» را مشخص کردند که برای بررسی ویژگیهای روانپریشانه در افرادی با عملکرد بالا طراحی شده است، به این معنی که افرادی که ممکن است برخی ویژگیها را نشان دهند بدون اینکه رفتاری مخرب یا جنایی از خود بروز دهند.
اگر با اکثر جملات زیر همنظر هستید، ممکن است این دلیلی باشد برای مشاوره با یک متخصص. اما به یاد داشته باشید که این جملات تنها بخشی از ابزارهای تشخیص روانشناختی واقعی هستند و شناسایی روانپریشی بدون آموزش و تخصص ممکن نیست. این صفات ممکن است در انواع شخصیتها نمود پیدا کنند و تنها متخصصان قادرند آنها را در بستر خاص خود ارزیابی کنند.
• بسیار سنگدل هستم.
• اگر احساسات کسی را جریحهدار کنم، معمولاً احساس گناه نمیکنم.
• خودخواه هستم.
• برنده شدن برایم مهمتر از بازی منصفانه است.
• وقتی همه چیز مطابق میل من پیش میرود، معمولاً از خود راضی میشوم.
• در تعامل با دیگران ماهر هستم.
• میتوانم با مهارتهای عاطفیام احساسات دیگران را تغییر دهم.
• بلدم چطور میتوانم دیگران را قانع کنم تا کاری را که میخواهم انجام دهند.
• در گروههایی که عضو هستم، معمولاً رهبری میکنم.
• در بیان عقایدم اعتماد به نفس دارم.
• در چندین زمینه تخصص دارم.
• میتوانم شرایط پرتنش را مدیریت کنم.
• به توانایی خودم در اتخاذ تصمیمات سریع افتخار میکنم.
• برای رسیدن به خواستههایم تقریباً هرکاری انجام میدهم.
هایَم توضیح میدهد که روانپریشها غالباً احساساتی سطحی دارند و معمولاً نشانههای واقعی از ترس، پشیمانی یا نگرانی را بروز نمیدهند و ممکن است فقط متوجه ناراحتی دیگران شوند بدون اینکه برای آن اهمیتی قائل باشند.
او بیان میکند که بسیاری از روانپریشها میتوانند احساسات دیگران را تشخیص دهند، اما آنها را مانند سایرین احساس نمیکنند. در مقابل معمولیترین افراد، آنها همدلی عمیق تجربه نمیکنند و این ویژگی به آنان اجازه میدهد تا در موقعیتهایی که دیگران دچار بحران عاطفی میشوند، از عاطفه فاصله بگیرند و بیاحساس باقی بمانند.
فِیرچایلد توضیح میدهد: «به عنوان مثال تصور کنید وارد اتاقی شوید که در آن همه در حال گریه هستند. شاید شما ناراحت شوید حتی اگر هیچ دلیلی برای گریه آنها نداشته باشید. این احساس سرایتپذیر است. اما در مورد افراد روانپریش، احساسات دیگران بر آنها تأثیر نمیگذارد.»
درست است که برخی از روانپریشها به عمد به دیگران آسیب میزنند و از آن لذت میبرند، اما این بیشتر یک کلیشه است تا یک واقعیت. واقعیت این است که بیشتر آنها به سادگی از لحاظ احساسی بیطرف هستند تا اینکه به طور فعال آسیبرسان باشند.
تشخیص روانپریشی براساس واکنشهای احساسی کار دشواری است
پروفسور ابیگیل مارش، روانشناس دانشگاه جورجتاون، توضیح میدهد که بسیاری از افراد مبتلا به روانپریشی توانایی بالایی در پنهان کردن صفات خود دارند و میتوانند به شکلی دوستانه بلکه حتی جذاب جلوه کنند.
معمولاً ما فرض میکنیم که افراد روانپریش بدخلق یا ناپسند هستند و اگر از بودن با کسی لذت میبریم، به راحتی احتمال میدهیم که او مبتلا به روانپریشی نبوده است. اما این یک اشتباه رایج است.
مارش بیان میکند: «افراد روانپریش به خوبی از این موضوع آگاهند و رفتارهایی که تشخیص دقیق آنها را دشوار میکند، به نفع خود بهرهبرداری میکنند.»
جعلگری، فریب و جذابیت سطحی؛ همه اینها جزء ویژگیهای اصلی روانپریشی هستند که حتی نزدیکترین افراد به یک روانپریش نیز به سادگی به وسیله آنها فریب میخورند. مارش اضافه میکند: «بسیار آسان است که افراد فریب بخورند، به ویژه دوستان، شرکای زندگی و خانوادههایی که معتقدند به خوبی آن فرد را میشناسند.»
در مرکز این مسأله قرار دارد یک ذهنیت خود محورانه. مارش میگوید: «اگر بخواهم روانپریشی را در یک جمله توصیف کنم، باید بگویم افرادی با ویژگیهای روانپریشانه معمولاً در محیطهای اجتماعی رفتارهایی انجام میدهند که به نفع خودشان است، بدون توجه به عواقب آن برای دیگران.»
جذابیت و ظاهر موفقیت
وقتی نام «روانپریش» را میشنویم، اکثر ما به یاد کریستین بیل، بازیگر معروف با کت و شلوار شیک و دستان خونیاش در فیلم روانی آمریکایی میافتیم. به ندرت کسی را که با لباسهای مرتب شکایت میکند از سرعت اینترنت یا در صف سوپرمارکت منتظر است، به عنوان روانپریش تصور میکنیم. در واقع، اکثر آنها عیناً همان کارهایی را میکنند که ما دیگران انجام میدهیم و رفتارشان به طور کلی معمولی است.
با توجه به کلیشههای رایج، معمولاً فرض میکنیم که اگر فردی که به آن اهمیت میدهیم صفات روانپریشانه داشته باشد، تنها واکنش منطقی ما این است که به سرعت از او فاصله بگیریم تا از خطرات ناشی از آن دور بمانیم. اما حقیقت به مراتب پیچیدهتر است: روانپریشها ذاتاً قادر به آسیبرساندن نیستند.
ویسر میافزاید: «یک ضربالمثل مشهور در مورد روانپریشها وجود دارد که میگوید آنها تیره و تار نیستند، اما بلایی که خودشان به وجود میآورند، برایشان بیاهمیت است. من اعتقاد ندارم که آنها «شیطان» هستند، بلکه آنها صرفاً تحت تأثیر خواستههای خود قرار دارند و به احساسات افرادی که به آنها آسیب میزنند، بیتوجه هستند.»
مارش تصریح میکند که افرادی با ویژگیهای روانپریشانه، احتمالاً بیشتر در موقعیتهای ضداجتماعی قرار میگیرند و به آرامی احساس گناه یا پشیمانی را تجربه میکنند، اما این لزوماً به معنای «بد بودن» آنها نیست، به خصوص اگر تنها در حد ملایم در این طیف واقع شده باشند.
روانپریشی موفق
هایَم توضیح میدهد که برخی از افرادی که دارای روانپریشی خفیف هستند، عملکرد خوبی در جامعه دارند به دلیل بیرحمی و سنگدلیشان، زیرا معمولا چندان نگران احساسات دیگران نیستند و رفتارهای ریسکی انجام میدهند که ممکن است سودمند باشد.
برای گروهی با عنوان «روانپریشهای موفق»، ویژگیهای خودخواهی، شجاعت و تکانشگری آنها به جای اینکه به زندان بیفتند، به پیشرفتهای شغلیشان کمک میکند. این شامل دانشمندان نیز میشود، مانند جیمز فالون، استاد علوم اعصاب دانشگاه کالیفرنیا، اراین.
فالون سالها مغز قاتلان زنجیرهای را تحقیق کرده و الگوهای عصبی مربوط به روانپریشی را شناسایی کرده است. اما او هیچگاه متوجه نشد که بسیاری از این خصوصیات را خود او نیز دارد. پس از گذشت زمانی از تحقیقاتش، او دریافت که خود نیز مبتلا به روانپریشی است.
او به صراحت بیان کرده است که «همیشه دروغ میگوید»، اما خود را روانپریش اجتماعی میداند، به این معنا که میتواند غرایز تاریکش را تحت کنترل درآورد. او گفته: «اگر بتوانم بر خودم غلبه کنم، به پیروزی دست یافتهام.»
روانپریشها در محیطهای کاری و رهبری
تحقیقات نشان میدهند که افرادی با ویژگیهای روانپریشانه، معمولاً در محیطهای شغلی مثل کسبوکارهای بزرگ، امور مالی، سیاست و همینطور سمتهای قدرت مانند ریاستجمهوری، عملکرد بهتری دارند زیرا این ویژگیها به نفع آنها عمل میکند.
دانشمندان در یک مطالعه به سال ۲۰۱۹ حتی پیشنهاد کردند که صفات روانپریشانه همراستا با ویژگیهای رهبری شرکتی هستند، به ویژه جذابیت سطحی، تصمیمگیری خونسرد و اعتماد به نفس بیش از حد.
مطالعهای در دانشگاه باند نشان داد که ۲۱ درصد از مدیران شرکتها دارای صفات روانپریشانه قابل توجهی هستند.
همچنین، افرادی که در سطوح بالای قدرت قرار دارند در این زمینه استثنا نیستند. مطالعهای در سال ۲۰۱۲ نشان داد که رؤسای جمهوری آمریکا با سطح بالاتری از شجاعت و تسلط و عدم ترس، که هر دوی آنها به روانپریشی مربوط هستند، معمولاً عملکرد بهتری در رهبری و مدیریت بحران دارند.
سازگاری و توانایی مدیریت احساسات
وجود افرادی در جوامع که احساسات قوی را تجربه نمیکنند ممکن است از نظر تکاملی سودمند باشد. آنها میتوانند آرامش خود را حفظ کنند و در شرایطی که دیگران با مشکلات عاطفی دست و پنجه نرم میکنند، به موفقیت دست یابند.
این شامل نیرویدفاعی، آتشنشانها، پلیسها و حتی مأموران جاسوسی میشود؛ بعضی از روانشناسان شخصیت جیمز باند را بعنوان نمونهای از «روانپریش عملکردی» میشناسند که میتواند به جامعه خدمت کند.
با وجود این، برخلاف تصور عمومی، روانپریشها غیر قابل ترس نیستند؛ آنها نیز ترس را تجربه میکنند، اما طبق گفته ویسر، «این احساس ترس برای آنها به نوعی لذتبخشتر از دیگران محسوب میشود.»
این قابلیت در حفظ آرامش در موقعیتهای بحرانی میتواند یک مزیت باشد. برای برخی از پزشکان، مثل جراحان، داشتن «ذهنی مستحکم» یک ضرورت است تا به موفقیت دست یابند.
درمان و تغییر
اگر نگران هستید که آیا روانپریشی خود شما یا شخصی نزدیک به شما را تحت تأثیر قرار داده، آیا برای بهبودی امیدی وجود دارد؟ شاید. شواهد از این که آیا میتوان روانپریشی را درمان یا بهبود بخشید، متناقض و نامشخص است.
هایَم بیان میکند: «مسأله نحوه پردازش احساسات است. اگر شما چیزی را احساس نمیکنید، چگونه میتوانم آن را به شما تدریس کنم تا احساس کنید؟»
بسیاری از افراد مبتلا به روانپریشی ممکن است در طول زمان بهبود یابند، زمانی که متوجه میشوند رفتارهای ضد اجتماعیشان زندگی خود را تحت تأثیر قرار دادهاند. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد صفات روانپریشانه ممکن است در طول زمان تغییر کنند.
پس اگر فردی در اطراف شما نشانههای روانپریشی دارد، ممکن است یک روانپزشک برای تشخیص و کمک به او موثر باشد.
و اگر فکر میکنید که برخی از صفات روانپریشانه را دارید و از تغییر آنها نگران نیستید؟ خود این مسئله میتواند موضوعی ارزشمند برای تأمل باشد.
منیع: یورونیوز



