پرونده آلوز، فرصتی جدید برای لطمه زدن به اعتبار جمهوری اسلامی ایران

زمانی که به عرصه فوتبال جهانی نظر میافکنیم، به زعم بسیاری، مدیریت باشگاهها به سادگی مینماید. زیرا هرچیز در جای خود قرار دارد و فرهنگ حرفهای بهخوبی جا افتاده است، لذا هر فردی به وظایف خود عمل کرده و هیچکس حتا به فکر نادیده گرفتن قوانین نیز نیست. تمامی امور بهصورت اصولی و سیستماتیک اجرا میشود و هیچ فردی با موانع قانونی مواجه نیست.
اما به محض آنکه به فوتبال کشور خود مینگریم، مسئلهها و چالشها از بطن مدیریت آغاز میشود. هر گروه و تیم از رئیس خود تاثیر میپذیرد و هر خانواده شبیه پدر خود میشود. در صورتی که مدیریت یک باشگاه یا فدراسیون بهطور اصولی و حرفهای باشد، اعضا به تبع آن موظف به رعایت قوانین خواهند بود و این امر میتواند بهسادگی بسیاری از مشکلات را در یک چشم برهم زدن حل کند.
در جامعه ما، قوه قضاییه هر سال با سیلی از پروندهها مواجه است که نیروی انسانی کافی برای بررسی آنها ندارد. بسیاری از این پروندهها ناشی از سوءتفاهم و عدم آگاهی به قوانین بوده و با یک فرهنگسازی ساده میتوان از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری کرد. همیشه پیشگیری از درمان، کارآمدتر و کمهزینهتر است.
هر کودک خردسالی میداند که برای عقد قرارداد و امضایی که به معنای تعهدات مالی و حرفهای است، باید حقوقدانان را به عنوان مشاور در کنار خود داشته باشد. اما به وضوح میتوان دید که این کار ابتدایی و ضروری توسط باشگاههای بزرگ و کوچک ما رعایت نمیشود و نتیجهاش بهوجود آمدن معماهایی است که در نهایت به گرهخوردن کار فوتبال میانجامد.
این مساله را میتوان به پرونده بیرانوند اشاره کرد که به مدت ۴۰۸ روز به طول انجامید و هیچ یک از طرفین از حکم صادره رضایت نداشتند و وعدههای ملاقات با فیفا به نتیجه نرسید. همچنین پرونده جدید ریکاردو آلوز، بازیکن پیشین تراکتور که به سپاهان پیوسته، هم بر ظرایف این موضوع افزوده است و هر دو باشگاه خواستار پیگیری وضعیت او در فیفا هستند. در حالی که قرارداد آلوز با تراکتور بهصورت رسمی فسخ نشده و او هنوز از نظر فدراسیون فوتبال، بازیکن آزاد محسوب نمیشود. کارت بازی او برای تراکتور صادر شده و از آنجا که هنوز نیمفصل به پایان نرسیده، سپاهان نمیتواند قرارداد او را به ثبت برساند.
تنها گزینه برای حل این معضل، داوری فیفا است که باید اعلام کند آلوز بازیکن آزاد است و این روند نیز زمانبر خواهد بود، بنابراین او تا نیمفصل نمیتواند برای سپاهان به میدان برود. فدراسیون فوتبال تصمیم دارد برای این پرونده -شکایت تراکتور از سپاهان- جلسهای بین مدیران دو باشگاه برگزار کرده و از طریق گفتوگو مسائل را حل نماید.
مشکل حاد اینجاست که هر دو باشگاه، تراکتور و سپاهان، مدعیاند که بخشهایی از حقوق و پیش پرداختهای مربوط به تمدید قرارداد آلوز را به حساب او واریز کردهاند، به طوری که تراکتور پیش پرداخت و حقوق ماه نخست قرارداد را به حساب او واریز کرده و سپاهان نیز به روال عرف فوتبال، بخش عمدهای از دستمزد آلوز را هنگام امضای قرارداد به حسابش بنیاد کرده است!
به این ترتیب، دو باشگاه بزرگ و محبوب ما، هر یک هزینههای مربوط به جذب یک بازیکن را پرداخت کردهاند و اکنون هیچکدام نمیتوانند از خدمات او در میدان بازی استفاده کنند. آلوز که یک بازیکن خارجی است، پروندهاش به فیفا ارجاع داده میشود و صرفنظر از زمان رسیدگی به این پرونده، طبق قرارداد خود، وجه دریافتیاش را دریافت خواهد کرد. ممکن است برای او چندان اهمیتی نداشته باشد که این پول را از تراکتور دریافت کند یا سپاهان!
در این میان، علاوه بر زیانی که دو باشگاه فوتبال ایران بابت نبود این بازیکن باکیفیت متحمل میشوند، پروندهای تازه در فیفا برای ما گشوده میشود و از آنجا که طرفین هر دو ایرانی هستند، نتیجه هر چه که باشد، ما یکدیگر را محکوم خواهیم کرد و در نهایت به عنوان برچسب منفی دیگری برای مدیریت فوتبالمان و زخمزنی برای اعتبار ایرانیان به شمار خواهد آمد.



