عامل اصلی فاصله گرفتن لئو تولستوی از سوفیا تولستایا

لئو تولستوی و سوفیا تولستایا بهنظر میرسید که زوجی شاد و خوشبخت هستند، زیرا سوفیا در آغاز تلاش کرد تا با مشقتها و چالشهای زندگی با یک نویسنده بزرگ و مشهور کنار بیاید. او نیز به نوعی خلاقیت در نویسندگی داشت، اما تا حد امکان از شوهرش حمایت کرد و برای موفقیتهای تولستوی همواره آماده بود تا هر کمکی را که میتوانست، انجام دهد.
سوفیا بهعنوان نسخهبردار رمان معروف «جنگ و صلح» تولستوی فعالیت میکرد و برای این منظور، نوشتهها را هفت بار از ابتدا تا انتها در شبهای آرام منزل، زمانی که کودکان و خدمتکاران در خواب بودند، با دقت و با استفاده از قلم و گاهی با ذرهبین برای خواندن یادداشتهای همسرش رونویسی و تصحیح مینمود. اما تمام این تلاشها نتوانست حتی در اندکی، به آرامش در زندگی زناشویی آنان بینجامد، چراکه سوفیا درگیر رشد علایق شوهرش به مسائل معنوی و بیتوجهی او به زندگی خانوادگی بود و این موضوع فشارهای بیشتری به او وارد میساخت. این زوج بر سر تصمیم تولستوی برای واگذاری تمامی اموال شخصی خود به بحث و مجادله پرداختند.
در اوایل سال ۱۸۹۵، سوفیا درباره همسرش تولستوی به تحریر درآورده بود: «هر آنچه که او برای خوشبختی انسان تبلیغ میکند، فقط زندگی را پیچیدهتر میکند و به حدی میرسد که زندگی برای من به مراتب سختتر میشود.»
در سال ۱۹۱۰ و زمانی که لئو تولستوی ۸۲ ساله بود، بهطور ناگهانی از سوفیا جدا شد.
ازدواج تولستایا و لئو تولستوی بهعنوان یکی از ناپسندترین و ناموفقترین ازدواجها در تاریخ ادبیات شناخته میشود. فرزندان آنها در طی مشاجرات زناشویی، هر کدام به یکی از والدین متمایل بودند. دخترشان، آلکساندرا، از پدرش حمایت کرده و پسرشان لئو جونیور از مادرش جانبداری میکرد. تولستایا که با افزایش توجه شوهرش به مسائل روحانی و غفلت او از زندگی خانوادگی خود دست و پنجه نرم میکرد، بارها در این موضوع با او دچار اختلاف شده بود.
پس از جدایی از سوفیا، تولستوی همراه با دخترشان آلکساندرا و پزشکش «دوشان ماکوویتسکی» منزل را ترک کرد. لئو به علت خشم ناشی از دانستن اینکه سوفیا در حال جستوجو در اتاق مطالعهاش برای یافتن وصیتنامهاش است، که نگران تغییر آن توسط لئو بود، خانه را ترک نمود. او ده روز بعد در روستای آستاپاوو جان به جان آفرین تسلیم کرد. سوفیا از او دور نگه داشته شده بود. پس از درگذشت شوهرش، تولستایا همچنان در یاسنایا پولیانا سکونت گزید و با آرامش نسبی انقلاب روسیه را پشت سر گذاشت. او سرانجام در تاریخ ۴ نوامبر ۱۹۱۹ دیده از جهان فروبست.



