فریاد ۷ هزار نفری در آزادی!

در تاریکی محوطه بیرونی ورزشگاه آزادی، چراغ‌ها خاموش شده بودند، اما شور و نشاط مخاطبان کماکان به قوت خود ادامه داشت. «خدا رو چه دیدی، شاید پر گرفتیم» به صورت ناخودآگاه از زبان برخی افراد حاضر خارج می‌شد و دلشان نمی‌خواست که این زمزمه‌ها را به پایان برسانند. تیتراژ پایانی سریال «تاسیان» هم بر فضای کنسرت رنگ و بویی دیگر بخشیده بود و در آخرین دقایق، حال و هوای متفاوتی را ایجاد کرده بود.

در این میان، صدای فریادی از دل جمعیت به گوش رسید که گفت: بماند که دیر آمدی و دیر شد؛ این جمله شوق و تشویق همدلانه‌ای را در کل جمعیت برانگیخت.

«شاید خنده‌هایمان دوباره شروع شود»؛ بخشی از جمعیت با صدای بلندتری این عبارت را تکرار کردند. عده‌ای از تماشاچیان هنوز بر روی صندلی‌های خود نشسته بودند و به سن خیره شده بودند، گویی منتظر بودند تا خواننده محبوبشان بار دیگر به آن‌ها نگاه کند، دستانش را به نشانه احترام بالا ببرد و سپس از روی سن خارج شود. هرچند جمعیت از سن دور می‌شد، اما برخی هنوز در حال فریاد زدن بودند: خدا رو چه دیدی …

شاید با تکرار همراهی و استقبال بالای مخاطبان از علیرضا قربانی در کنسرت‌هایش آشنا باشید، اما دیشب در شب نخست تور کنسرت‌های «ایرانم»، تماشاچیان به شیوه‌ای جدید و شگفت‌انگیز با خواننده محبوبشان همصدا شدند. عطر عود که از ابتدا در فضا پراکنده شده‌ بود، تمامی حواس مخاطبان را تسخیر کرده و آن‌ها را برای تجربه‌ شبی منحصر به فرد مهیا کرده بود.

زمانی که چراغ‌های سن به خاموشی گرایید، صدای «من ذره و خورشید لقائی تو مرا» جمعیت را به وجد آورد. «نیست شو» به عنوان نخستین قطعه از سوی قربانی در اولین شب این کنسرت‌ها، کمتر قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید. از همان آغاز، آنچه که جلب توجه می‌کرد، وال‌های عظیم کنار سن بود که بیشتر از خود خواننده، تصاویر نوازندگان را در حین نواختن به نمایش می‌گذاشت. این تصاویر به مخاطبان امکان می‌داد تا در حین هم‌نوازی با خواننده، از حرکات دست نوازندگان نیز بهره‌مند شوند.

ضربان «ایرانم» در دل آزادی؛ «آمده‌ام تو به داد دلم برسی»
تشویق‌های پیوسته تماشاچیان پس از اجرای قطعه اول، علیرضا قربانی را ترغیب کرد تا آثاری از جدیدترین آثار خود را به اجرا درآورد. «خنده‌های تو مرا باز از این فاصله کشت» آغاز یک ماجرای تازه بود. هم‌نفسی با قربانی، او را به سمت اجرا پرفورم مؤثر «هم قفس» سوق داد. به سرعت، «خیال خوش عاشقانه من»، همه آن چیزی بود که جمعیت در حال زمزمه‌اش بودند و به دنبال آن، عبارت «چرا هنوز ادامه داری» به سوزناک‌ترین عبارت آتی تبدیل شد که مخاطبان با آن همصدا شدند.

در لحظاتی کوتاه، نام «شیدا» نیز بر زبان‌ها جاری شد و جوان‌ترها با تازه‌ترین اثر این خواننده همصدا شدند.

علیرضا قربانی با وقار و آرامش پس از اجرای هر چند بیت و در اینترلودها از صحنه کنسرت کنار می‌رفت تا تماشاچیان تمام تمرکز خود را بر نوازندگان بگذارند. خود او نیز گاهی در عالم احساس آن‌ها غرق می‌شد و با حرکات دستانش، به نوازندگان جهت نت بعدی را نشان می‌داد.

پس از آنکه قربانی در میانه اجرای خود نفسی تازه کرد، او اعلام کرد که قطعه بی‌نقص بعدی به صورت بداهه نواخته خواهد شد. او بیان کرد: با تبادل عمیق احساسات میان ما و شما، ما قصد داریم قطعه بعدی را با مطلع «خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد، نیامدی که بیینی دلم چه پر می‌زد» بداهه اجرا کنیم.

همین خیال آمدنت، جمعیت را به هیجان آورد. فریاد از جمعیت بلند شد: بماند که دیر آمدی و دیر شد. این تشویق باعث افزایش شور و شوق در دل مخاطبان شد و آن‌ها را برای شنیدن قطعه «مست عشق» آماده کرد.

با شنیدن «تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را» در فضای باز ورزشگاه آزادی، قطعه «ارغوان» نیز با شعری از مرحوم سایه در کنار نوای قربانی به اولین شب کنسرت‌های ایرانم پیوست. یکی از نکات جالب‌ توجه، وال بزرگ روی سن بود که به طرز ظریف طراحی شده بود تا برای هر قطعه تصاویر منحصر به فردی را به نمایش بگذارد. سه وال کنار هم، تصاویری مرتبط را ارائه می‌دادند که از فاصله دور و در میان جمعیت ۷ هزار نفری، عظمت نمایش را به وضوح نمایان می‌ساخت.

اما آنچه که جمعیت را از صندلی‌هایشان بلند کرد، همخوانی با آهنگ «روزگار غریب» بود. همخوانی عجیبی که از احساس دوری و جدایی شکایت می‌کرد و تمامی سنین را به ایستادن وادار کرد تا سکوت و صبوری را کنار بگذارند و هم‌صدایی کنند: «نمانده در دلم دگر توان دوری».

علیرضا قربانی کنسرت افتتاحیه تور «ایرانم» را در شامگاه ۶ خرداد ۱۴۰۴ و ساعت ۲۱ در مجموعه بزرگ آزادی با حضور بیش از ۷ هزار نفر برگزار کرد و این آغازگر تور کنسرتی بود که از تهران شروع می‌شود و به شهرهای شیراز، یزد، کرمان، اصفهان، اهواز، تبریز و نیشابور ادامه خواهد یافت.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا