آیا یارانه در سال آینده دستخوش تغییر خواهد شد؟

در نگاه نخست، این عبارت به عنوان تأکیدی بر پایداری در شرایط سخت اقتصادی در نظر میآید، اما اگر با دقت بیشتری به آن پرداخته شود، میتواند به عنوان نشانهای از شروع تغییرات بنیادی در سیاستهای هدفمندی یارانهها تعبیر گردد. به عبارتی دیگر، دولت با انتقال این پیام در تلاش است تا هم آرامش روحی جامعه را تقویت کند و هم در عین حال افکار عمومی را برای تغییرات آتی آماده سازد.
اقتصاد ایران در سالهای گذشته با فشارهای متعددی مواجه بوده است: تورم فزاینده، کسری بودجه، افزایش هزینههای جاری و کاهش اثربخشی برخی سیاستهای حمایتی. یکی از بارزترین این سیاستها، پرداخت یارانههای عمومی بوده که بخش عمدهای از آن به رسانههای انرژی، اقلام اساسی یا پرداخت نقدی معطوف میشود. با توجه به تحقیقات انجام شده، اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها در ایران با چالشهایی فراوانی همراه بوده است؛ برای نمونه، در طی مدت زمانی سهم یارانهها از منابع عمومی افزایش زیادی داشته و توزیع آن متناسب با نیاز واقعی خانوارها نبوده است.
مسئله اساسی این بوده است که چه تعداد از دریافتکنندگان یارانه به واقع نیازمند آن هستند و چه تعداد از اعضای گروههای برخوردار نیز یارانه دریافت میکنند؟ این شکاف نهتنها منجر به هدررفت منابع شد، بلکه بهرهوری اقتصادی را کاهش داده و باعث فشار بر بودجه عمومی گردید. در پژوهشی مشخص شده است که پرداخت یارانههای عمومی به تنهایی نهتنها به بهبود چشمگیری در رفاه نینجامید، بلکه مصرف خانوارها را به سمت اقلام ضروریتر سوق داد.
در چنین وضعیتی، عبارت «تا پایان سال پرداختها بهطور منظم انجام خواهد شد» را میتوان اینگونه تفسیر کرد: دولت در تلاش است تا برداشت افکار عمومی را آماده کند و به تدریج، بدون ایجاد شوکی ناگهانی، تغییرات مؤثرتری در سیاستهای یارانهای انجام دهد. این تحولات ممکن است شامل موارد زیر باشد:
تمرکز حمایتها بر روی گروههای کمدرآمد واقعی و حذف یا کاهش پرداختها برای گروههای برخوردار.
ترکیب حمایت نقدی با روشهای حمایتی کالایی یا خدمات عمومی (مانند ارائه سبد کالایی یارانهای، انرژی با قیمت پایین، یا تسهیلات ویژه) به جای پرداخت نقدی عمومی.
شفافسازی فرایند شناسایی دهکها، حذف یارانه برای افراد با درآمد بالا و تقویت زیرساختهای اطلاعاتی برای شناسایی نیاز واقعی خانوارها. به عنوان مثال، برخی مطالعات نشان دادهاند که پرداخت یارانه نقدی بهطور یکسان به تمام دهکها موجب عدم تعادل در توزیع درآمد شده است، در حالی که تمرکز بر دهکهای پایینتر میتواند به بهبود عدالت اجتماعی کمک کند.
از منظر اقتصادی، این اصلاحات میتواند مزایای قابل توجهی به همراه داشته باشد:
با آزاد شدن منابع یارانهای، دولت قادر خواهد بود بخش بیشتری از بودجه را صرف زیرساختها، تولید، تعلیم و تربیت، بهداشت و توسعه نماید.
تمرکز بر اقشار کمدرآمد میتواند توان خرید واقعی آنها را افزایش دهد، که این امر ممکن است منجر به کاهش فشار تورمی و بهبود شرایط معیشتی شود.
استفاده از ترکیب حمایت نقدی و کالایی میتواند مصرف را تحت کنترل قرار دهد و از اتلاف منابع جلوگیری کند.
بهبود بهرهوری در سیاستهای حمایتی به دولت این فرصت را میدهد که کسری بودجه خود را کاهش داده و ثبات مالی را حفظ کند.
با این حال، مسیر اصلاحات آسان نخواهد بود و چالشهایی وجود دارد:
اگر تغییرات بدون اطلاعرسانی شفاف یا با سرعت زیاد به اجرا درآید، ممکن است واکنشهای اجتماعی منفی، اعتراضات یا بیاعتمادی عمومی ایجاد شود.
افراد و خانوارها ممکن است احساس کنند که یارانههای آنها کاهش یافته یا به طور ناعادلانهای تقسیم شدهاند، بهویژه اگر دلایل یا معیارها به وضوح بیان نشوند.
اجرای حذف یا کاهش یارانه برای گروههای خاص، به دادههای دقیق درباره درآمد، املاک، داراییها و الگوهای مصرف خانوارها نیاز دارد؛ و در غیاب این اطلاعات، احتمال بروز خطا و نارضایتی افزایش مییابد.
به عبارت دیگر، دولت برای اینکه تغییرات در سیاست هدفمندی یارانهها را با موفقیت اجرا کند، ناگزیر است که همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بهطور همزمان مدنظر قرار دهد. از منظر اجتماعی-سیاسی، پیام رئیس سازمان برنامه و بودجه این است که «پرداخت یارانهها با ثبات خواهد بود» تا از جریان اصلاحات جلوگیری نشود و نگرانیها کاهش یابد. از منظر اقتصادی، این پیام به معنای «آمادگی برای اصلاح» تلقی میشود.
علاوه بر این، سناریوهای دور از ذهنی نیز میتوان تصور کرد:
سناریوی ملایم: دولت پرداخت یارانه نقدی را برای تمامی گروهها ادامه دهد اما به تدریج نرخ آن را کاهش داده و بیشتر منابع را به گروههای کمدرآمد اختصاص دهد.
سناریوی متوسط: حذف یارانه برای دهکهای بالاتر به همراه ارائه یارانه کالا یا خدمات به گروههای هدف.
سناریوی سخت: توقف پرداخت یارانه عمومی و جایگزینی آن با یارانههای اشتغال، آموزش یا حمایت کالایی برای گروههای بسیار آسیبپذیر که البته نیازمند برنامهریزی دقیق، زیرساخت اطلاعاتی و اطلاعرسانی وسیع است.
در تمامی سناریوها، اطلاعرسانی قوی و شفافیت کامل نقش اساسی و تعیینکنندهای دارد. اگر مردم با دلایل تغییرات، معیارها و نتایج ممکن آشنا شوند، انتظار بیشتری برای همراهی وجود خواهد داشت. در غیر اینصورت، حتی بهترین سیاستها نیز ممکن است به ناامیدی اجتماعی یا سیاسی منجر شوند.
بنابراین، سخنان رئیس سازمان برنامه و بودجه را میتوان به عنوان آغاز رسمی بازنگری در سیاست هدفمندی یارانهها در نظر گرفت. این بازنگری اگر با دقت، به صورت مرحلهای و با همراهی عمومی صورت گیرد، به نقطه عطفی در سیاستهای اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد؛ نقطه عطفی که در آن، عدالت اجتماعی تحکیم میشود و همچنین بهرهوری اقتصادی و پایداری مالی دولت افزایش مییابد. اصلاح هدفمندی یارانهها فرصتی است برای بازتعریف رابطه دولت و جامعه و تغییر نقش یارانهها از فشاری بر بودجه به ابزاری برای پشتیبانی از توسعه هوشمندانه.



