دلایل اهمیت اجرای نمایش «آتش‌سوزی‌ها» برای تئاتر ایران چیست؟

نمایش «آتش‌سوزی‌ها» برای تئاتر شهر نه به‌عنوان یک الگو، که تئاتر الگوبرداری را نمی‌شناسد، بلکه به‌عنوان فرصتی برای ارائه استانداردی نوین در درام به تماشاگرانش اهمیت یافت.

در روز یکشنبه، ۸ شهریور، نمایش «آتش‌سوزی‌ها»، که توسط وجدی معوض نوشته و به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی اجرا شد، پس از ۳۹ شب اجرا که از تاریخ ۳۱ تیر آغاز گردیده بود، به پایان راه خود رسید. به گفته روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، این نمایش تاکنون مورد استقبال ۲۲ هزار و ۲۸ تماشاگر قرار گرفته و در گیشه حالتی معادل ۱۴ میلیارد تومان فروش را به ثبت رسانده است. این نمایش به‌دنبال برقراری ارتباط با طیف وسیعی از مخاطبان با استفاده از فرم‌هایی هندسی و سازمان‌یافته بود و می‌کوشید با محتوای عمیق خود، حساس‌ترین احساسات انسانی را برانگیزد و از این تحریک احساس، به تجربیات عاطفی و ادراکی نزدیک شود. اجرای چنین نمایشی در تئاتر شهر، به‌ویژه در زمانی که ایران در دومین لحظات بحرانی تاریخ خود قرار دارد، نشان‌دهنده اهمیت هنر، به‌ویژه درام و تئاتر در فراهم آوردن رویکردی نو به زندگی و یک تماشاچی فعال و پذیرش دیگران به حساب می‌آید، در عین آنکه به قابلیت‌های بالقوه اثر هنری به‌عنوان عاملی برای تغییر اجتماعی اشاره دارد.

«آتش‌سوزی‌ها» در واقع دعوتی بود به دیدن یکدیگر و شناختن «دیگری» ای خارج از دایره خود، با رویکردی برداشت مهربانانه و تساهل. ۳۹ شب، داستان زنی بر صحنه روایت شد که قربانی خشونت، قربانی نادیده گرفتن وجود «دیگری» و غریبگی همیشگی در دنیایی است که سرشار از میل به ویرانی و نابودی عشق است. او با سکوت خود، با چشم‌پوشی از حق خود در مجازات، و با برتری عطوفت بر عدالت، در برابر این نیروی اهریمنی ایستادگی کرد و به فرزندانش نیز آموخت که در برابر آن استقامت کنند.

در نظریه‌های تماشاگری سینمای کلاسیک، فرض بر این است که همه تماشاگران به‌صرف نظر از جنسیت، خود را با شخصیت اصلی مرد که تجلی “من” کامل و ایده‌آل است، شناسنامه‌گذاری می‌کنند. اما در تئاتر، به‌ویژه در نمایشی چون «آتش‌سوزی‌ها»، برای همذات‌پنداری با نوال مروان (با بازی ریما رامین‌فر)، نیازی به مرد بودن یا زن بودن نیست؛ تنها کافیست که انسان بود و درد و رنج او را احساس کرد و این حس را به یک تجربه عاطفی تبدیل کرد.

«آتش‌سوزی‌ها» تلاش داشت تا ارتباطی موثر با تمامی تماشاگران بر قرار کند، از متخصصان و اهل فن تئاتر تا تماشاگران عادی و موقتی. به همین دلیل، در اجرای این نمایشنامه، به‌دنبال برقراری تعادل بود و آن تداخل زمانی و مکانی موجود در متن معوض را به‌گونه‌ای با تماشاگران تهران ۱۴۰۵ در میان گذاشت. درست است که هنر بر سر مصالحه نمی‌رود، اما از توجه به تماشاگر غافل نیست؛ تأثیرگذاری بدون دیده‌شدن ممکن نیست و «آتش‌سوزی‌ها» می‌خواست مورد توجه قرار گیرد تا بتواند اثر گذارد، در زمانی که تاثیرگذاری بر قلب‌ها و ذهن‌ها از همیشه دشوارتر شده است.

هر یک از ما از جایی که ایستاده‌ایم تنها می‌توانیم چیزهایی را ببینیم که در میدان دیدمان قرار دارد؛ اما آن ۲۲ هزار و ۲۸ تماشاگر «آتش‌سوزی‌ها» حالا حتی اگر تنها همین محدودیت‌ها را ببینند، آگاهند که چیزهای دیگری «هست» که از دیدشان پنهان است و شاید همین تردیدها در شرایط حساس آینده به کمکشان بیاید و از اتخاذ تصمیماتی که باعث شرمساری‌شان شود، مصون نگه دارد.

«آتش‌سوزی‌ها» به مدیران نشان داد که با تئاتر خوب ــ گرچه در نقدهایی از جنبه‌هایی از اجرا و مواردی که به آن افزوده شده بود، بحث‌هایی وجود دارد ــ می‌توان بر تماشاگر تأثیر گذاشت و او را مجدداً به حضوری در سالن، جایی که می‌توان در آن به اندیشه و حس و احساس پرداخت، تشویق کرد.

در نهایت، «آتش‌سوزی‌ها» برای تئاتر شهر نه یک مدل، که فرصتی برای تشویق تماشاگران به توقع وجود استانداردی از درام در تئاتر فراهم آورد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا