آیا واگذاری اختیارات به استانداران برای بهبود وضعیت مردم مؤثر است؟

رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت که واگذاری اختیارات به استانداران یکی از مزایای مهمی است که به تمرکززدایی در کشور کمک کرده و باعث میشود برنامهها با استفاده از ظرفیتهای استانی به شکل مؤثرتری اجرا شوند.
محمد صالح جوکار، نماینده یزد در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با ایسنا به اثرات مثبت تفویض اختیارات به استانداران بر پروسه تمرکززدایی در سطح کشور اشاره کرد و گفت: مجلس از این روند حمایت میکند، ولی برخی شرایط خاص برای آن لحاظ شده است. یکی از مزایای این تفویض قدرت، ایجاد ساختارهای غیرمتمرکز در تصمیمگیریها در سطح ملی است.
تفویض اختیارات ایجاد رقابت موثر برای پیشبرد برنامههای استانی به همراه خواهد داشت
وی توضیح داد: هر استان این امکان را خواهد داشت که در مورد مسائلی که مختص به خود آن استان بوده و نیازهای محلی را پوشش میدهد، تصمیمگیری کند و در مسیر اجرایی شدن قرار گیرد. این رویکرد میتواند به رقابتهای جدی در جامعه استانی منجر شود و از سوی دیگر کیفیت اجرای برنامهها را با در نظر گرفتن پتانسیلها و تواناییهای استانها نمایان میسازد.
تحقق برنامه هفتم، شرط اساسی مجلس برای واگذاری اختیارات به استانداران است
نماینده یزد در ادامه به این نکته اشاره کرد که باید مشخص شود کدام نوع تصمیمات و برنامهها باید از سوی دولت به استانداران تفویض گردد و تصریح کرد: این برنامهها نباید با قانون برنامه هفتم کشور در تضاد باشند. ما لازم است که مسیر خود را بر اساس قانون برنامه هفتم همراستا کنیم. همچنین باید نظارت دقیقی بر این برنامهها صورت گیرد. برای ما تحقق اهداف برنامه هفتم یک اصل اساسی و حیاتی است. این که واگذاری اختیارات به استانداران موجب تسهیل امور شود، از نکات مثبت این اقدام است.
باید قابلیتها و توانمندیهای استانها مورد توجه قرار گیرد
وی سپس با تأکید بر اینکه برخی مسائل بهطور خاص به یک استان مربوط میشود، عنوان کرد: هر استان دارای ویژگیها و مزایای خاصی است که در طرح آمایش استانی به روشنی قابل مشاهده است. هر کدام از استانها ظرفیتهای ویژهای دارند؛ بهعنوان مثال، یک استان ممکن است دارای منابع معدنی باشد. این که بخواهیم از مرکز، از طریق تعدادی دستورالعمل و سیاستهای کاغذی موانعی بر سر راه توسعه ایجاد کنیم، درواقع به نفع هیچکس نخواهد بود.
او همچنین به این نکته اشاره کرد که ما غالباً با این مشکل روبرو هستیم که علاوه بر داشتن یک قانون، آئیننامههای اجرایی مرتبط نیز نوشته میشوند و در عین حال، دستورالعملهای داخلی وزارتخانهها میتوانند بهعنوان موانع جدی در اجرای برنامهها عمل کنند. اگر ما سلسله مراتب اداری را طبق قانون بهدرستی دنبال کنیم، میتوانیم شاهد اجرای مؤثر برنامهها در سطح استانها باشیم که نتایج مثبتی را به همراه دارد.


