استقراضهای بیمورد و آزاردهنده!

فرهاد قربانزاده در بیانی میگوید: وامگیری با احتیاط بهمنظور برآورده کردن نیازهای واقعی از زبانهای خارجی و عربی، عمل ناپسندی نیست. بلکه وامگیری بیضابطه است که باید زشت شمرده شود.
فرهاد قربانزاده، زبانشناس و فرهنگنویس و ویراستار، دربارهٔ استفاده جوانان از واژگان بیگانه به بهانه اینکه واژههای فارسی نمیتوانند معنای مورد نظر را منتقل کنند، بیان داشت: تعداد زیادی از واژهها در دو زبان بهطور یکبهیک معادلسازی نمیشوند و نباید به این دلیل، هر واژه غیرضروری را وام بگیریم. اگر به چنین نظری برسیم، شاید ناچار شویم تعداد زیادی از واژهها را بهخاطر عدم وجود معادل دقیق انگلیسی آنها، فرامیخوانیم. امروزه حتی افراد انگلیسیزبان نیز به این روش عمل نمیکنند و اگر معادل دقیقی برای یک لغت در انگلیسی یافت نشود، در ابتدا سعی میکنند معادلی برای آن بسازند و سپس به سمت وامگیری از دیگر زبانها میروند.
او با تأکید بر این نکته که نیازی به یافتن معادلهای دقیق برای تمامی واژههای عمومی و غیرتخصصی نیست، تصریح کرد: بهطور خاص، بسیاری از واژههای انگلیسی دارای معادلهای دقیق فارسی هستند، اما به دلیل عدم تسلط کافی به زبان فارسی، از این معادلها بیخبر هستیم. بخش عمدهای از نیازهای روزمره ما با استفاده از واژههای فارسی قابل تأمین است و بسیاری از واژههای متداول هیچ نیازی به وامبرداری ندارند. در مورد مفاهیم علمی نیز، اگر احساس کنیم معادلی در زبان فارسی نداریم، باید در قدم اول واژهای را بسازیم و فقط در موارد محدود میتوانیم به وامگیری از واژههای بیگانه اقدام کنیم. وامگیری از دیگر زبانها ساده است و بیشتر افرادی که بر استفاده از واژگان بیگانه تأکید دارند، کسانی هستند که تسلط کافی بر زبان فارسی ندارند و دلبسته به زبان انگلیسیاند. به یاد داشته باشیم که باید از منظر زبان انگلیسی به محیط اطرافمان نگاه نکنیم. زبان فارسی هزاران سال نیازهای ما را برآورده کرده و همچنان قادر است این کار را ادامه دهد.
قربانزاده با بحث دربارهٔ ماندگاری واژهها و اصطلاحات مورد استفاده نسل جوان در زبان فارسی، توضیح داد: بهنظر میرسد بسیاری از این اصطلاحات و واژهها به تدریج در زبان فارسی ماندگار شوند، زیرا به مرور زمان در ذهن کسانی که از آنها استفاده میکنند، جا میافتند و آن افراد در آینده هم برخی از آنها را به کار خواهند گرفت. امروزه نیز بسیاری از واژههای ناکارآمد عربی در زبان فارسی باقی ماندهاند. بهعنوان مثال، به جای «دیگر» از «سایر» و به جای «برای» از «جهتِ» استفاده میکنیم. البته خوشبختانه فراوانی از این واژههای ناکارآمد از زبان آواره شدهاند. همچنان که واژه «حرب» در متون کهن بهطور مکرر به کار رفته، اما امروز بسته به سیاق، واژههای «جنگ»، «ستیز»، «کارزار»، «نبرد»، «پیکار» و «رزم» مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین واژهای مانند «مَلِک» نیز در کمتر متنی نیست که به کار نرفته باشد، ولی زبانی که مورد استفادهاش واجد واژههای «شاه» (و «شه»)، «پادشاه» (و «پادشه»)، «شاهنشاه»، «شهریار»، «تاجور»، «خدیو»، «خدیش»، و «خسرو» است، دیگر نیازی به واژه «مَلِک» ندارد.
این ویراستار همچنین به این نکته اشاره کرد: بسیاری از وامواژهها، مانند «اینترنت»، «بانک»، «تلویزیون»، «سینما» و «وب»، بسیار مفید و ضروری به شمار میروند و به کارگیری آنها هیچ گونه مشکلی ندارد. با این حال، بسیاری از وامگیریها بیمورد و گاه دشوارند. بهعنوان نمونه، واژه «قهوه» که در گذشته معناي «شراب» را داشت، اما از دوره صفوی یا کمی پیش از آن به معنی امروزی خود تبدیل شده است. این واژه از شرق به غرب رفته، اما امروزه چند نفر بهجای استفاده از «قهوه»، لغت انگلیسی «coffee» را به کار میبرند. به نظر من، این رفتارها بیشتر جنبهی خودنمایی دارند و نمیتوانم بپذیرم که فردی ناآگاهانه واژه «کافی» را بهجای «قهوه» بهکار ببرد.
این زبانشناس در ارتباط با اقداماتی برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی و بالا بردن حساسیت جوانان به زبان فارسی توضیح داد: در تمامی زبانها وامگیری به وقوع میپیوندد و این موضوع اشکالی ندارد. وامگیری با احتیاط برای برآورده ساختن نیازهای واقعی از زبانهای خارجی و عربی نه تنها ناپسند نیست، بلکه عمل مفیدی میتواند باشد. اما وامگیری بیضابطه هویی است که باید از آن پرهیز کرد.
او اضافه کرد: هرگاه ملتی بر این باور باشد که در مقام پایینتری قرار دارد، سعی میکند خود را در عرصههای مختلف، از جمله در پوشش، نام فرزند، نوع تغذیه و سبک زندگی، شبیه ملتی کند که آن را برتر میداند. به همین دلیل، عدهای از ایرانیان جشنهای کریسمس و هالوین را برگزار میکنند، یا نامهای غربی مانند نینا و ژینا و ژینوس را برای فرزندان خود میکنند و در مهمانیها لباسهای غربی به تن میکنند یا جشنهای جدیدی نظیر جشن تولد (که فقط چند دهه است که رایج شده است) و جشن تعیین جنسیت نوزاد را (که احتمالاً سابقه آن نیز تنها یکی دو دهه باشد) جشن میگیرند. تأکید میکنم که با تغییر رفتار ایرانیان مخالف نیستم و صرفاً در حال توصیف این روند هستم. یکی دیگر از نمونههای این مسأله تمایل به تقلید و پیروی از زبانی است که به عنوان زبان فرادست تصور میشود.
قربانزاده در ارتباط با راههای جلوگیری از این مسئله گفت: به نظر من، بهترین راه برای مقابله با این وضعیت، احیای هویت ملی است و این امر در نخستین قدم از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و برقراری روابط عادی با کشورهای دیگر به انجام میرسد. ما نباید جوانان ایرانی را به اجبار وادار کنیم تا از واژههای فارسی استفاده کنند و یا اگر واژهای بیگانه به کار بردند، آنها را تحقیر کنیم. بهتر است گرایش به زبان ملی با باور قلبی و از روی میهندوستی شکل بگیرد. در کشورهای ثروتمند عربی، حتی جوانان و نوجوانان نیز به پاسداری از هویت ملی خود اهمیت میدهند و به عنوان مثال، لباسهای سنتی بر تن میکنند و جشنهای کریسمس و هالوین را جشن نمیگیرند و تا حد امکان از شبیه شدن به اروپاییها میپرهیزند. چون اکثر آنها از رفاه و ثروت برخوردارند و برعکس ما، هویت ملی آنها شکوه خود را حفظ کرده و نیازی ندارند تا برای دستیابی به جایگاه واقعی خود، از ملتهای بهاصطلاح فرادست، یعنی غربیان، تقلید کنند تا به آنها شباهت یابند. از دیدگاه جوان ثروتمند عربی، او خود را کمتر از جوان غربی نمیبیند و بنابراین کمتر از ما به فرهنگ غربیها تمایل نشان میدهد.



