مجسمه جدید میدان انقلاب و نواقص آن

یک مجسمهساز نظر خود را درباره مجسمه تازهای که در میدان انقلاب قرار گرفته، بیان میکند و به عدم وجود خلاقیت در ایده و همچنین کیفیت اجرا و جنس این اثر انتقاد میکند. به اعتقاد او، زمانی که اثری بر گرفته از نقشبرجستهای با ارزش تاریخی باشد، میبایست با دقت، مشاورههای لازم و استفاده از مصالح مناسب ساخته شود و نه بهصورت شتابزده با تصمیمات اداری.
در آخر هفته گذشته، مجسمه «زانوزنندگان در برابر ایران» در میدان انقلاب نصب گردید که نمایانگر شاپور اول ساسانی، پادشاه ایران، و والرین، امپراتور روم است.
این اثر توسط پیام قانع خلق شده و پیش از نصب آن نیز نقدهایی نسبت به فرایند ساخت آن مطرح شد، بهطوریکه منتقدان حتی بیان میکردند که این پروژه بدون برگزاری یک فراخوان تخصصی، بدون مشارکت انجمن مجسمهسازان و با عدم شفافیت در روند و اجرا به پیش رفته است.
بهداد لاهوتی، مجسمهساز، در انتقاد از روندهای سلیقهای در و سفارش آثار شهری اظهار میدارد: در سالهای اخیر ارتباط میان شهرداری و انجمنهای تخصصی قطع شده و تصمیمگیریها در محیطی بسته انجام میگیرد. او بر این نکته تأکید میورزد که نبود شفافیت در انتشار فراخوانها، معرفی داوران و اطلاعرسانی عمومی، موجب از بین رفتن اعتماد جامعه هنری شده است.
محسن رافعی، دیگر مجسمهساز، نیز با اشاره به اینکه آثار شهری بخشی از یاد و خاطر جمعی مردم هستند، تأکید میکند: حذف نهادهای تخصصی از فرایند تصمیمگیری و کمبود نظارت کیفی، به سقوط سطح هنری شهر انجامیده است. سوژههایی چون «والرین»، که نماد شکست است، برای میدانی مهم همچون انقلاب، ی بحثبرانگیز و ناسازگار با هویت فرهنگی جامعه محسوب میشود.
این هنرمندان بهطور کلی بر لزوم بازگشت به سازوکارهای شفاف، مشارکت انجمنهای تخصصی و نظارت کارشناسان بر پروژههای شهری تأکید میکنند و خواستار اصلاح روال کنونی هستند تا آثار آتی، بهجای حاشیه، نمایانگر خلاقیت و هویت ایرانی باشند.
بیشتر بخوانید:
نگرانی برای چهره تهران!
تاریخ و موسیقی در میدان انقلاب به هم رسیدند
اما همزمان، پس از نصب این مجسمه، کیفیت پایین آن حتی برای شهروندان سؤالبرانگیز است. در همین راستا، ما تصمیم گرفتیم با کامبیز صبری، مجسمهساز، به گفتوگو پرداخته و به ارزیابی این اثر بپردازیم.
صبری در سخنان خود به ایسنا درباره انتقادات پیرامون نصب مجسمه تازه در میدان انقلاب تهران میگوید: این اثر از چند لحاظ قابل نقد است، از جمله بیتوجهی به اهمیت تاریخی و مکانی میدان انقلاب و عدم بررسی کارشناسی قبل از پیادهسازی آن. میدان انقلاب یکی از مکانهای کلیدی و تاریخی تهران است که بارها شاهد تجمعهای مردمی و رویدادهای مهم بوده و نیازمند نصب اثری از لحاظ فکری و کاملاً طراحیشده است. سختگیری شهرداری تهران و بهخصوص سازمان زیباسازی در طول دو دهه گذشته برای آثار مناسب در این مکان بیانگر اعتقاد شهرداری به اهمیت این نقطه است. اکنون این سوال مطرح میشود که چرا تصمیمی در عرض چند ماه اتخاذ شده و بدون کارشناسی مشخص، مجسمهای در این مکان نصب گردیده است؟
صبری با اشاره به اینکه این مجسمه برگرفته از نقشبرجستهای واقع در نقش رستم است، توضیح میدهد: در آن نقشبرجسته که مربوط به قرنها پیش است، برخورد امپراتوریها به تصویر کشیده شده و امپراتوری قوی ایران بارها تا آتن پیشروی کرده و حتی آکروپولیس را تخریب نموده است. در برابر، با رومیها و سایر امپراتوریها نیز مواجه شده است. حال اگر این اثر که در اصل بر گرفته از یک نقشبرجسته است، بخواهد بهعنوان یک مجسمه کامل درآید، نیازمند رعایت مناسبات خاص خود است؛ ضمن اینکه در این اثر خلاقیت خاصی نیز وجود ندارد.
این مجسمهساز با تأکید بر جنبه میراثی طراحی میافزاید: این نقشبرجسته از آثار ثبتشده در میراث فرهنگی ایران بزرگ است و استفاده از آن برای محکوم کردن یک گروه خاص یا نسبت دادن آن جنبهای منفی، میتواند باعث واکنشهای منفی جهانی نسبت به این اثر ارزشمند شود. ممکن است بدون دانستن به اثری لطمه بزنیم که در گذشته نمادی از افتخار ملی بوده است.
او همچنین بر نامناسب بودن جنس و مکان نصب اثر تأکید میکند: مجسمه اصلی از سنگ رسوبی مناطق اطراف تختجمشید ساخته شده است. بنابراین، اگر قرار باشد چنین اثری در مکانی مهم مانند میدان انقلاب نصب شود، باید از سنگی تراشیده و با کیفیت بالا ساخته شود. بهعلاوه، این مکان فعلی نیز درست نیست و اگر قرار است چنین اثری بازتولید گردد، بهتر است به شکل نقشبرجسته و بهعنوان شبیهسازی از آثار ساسانی یا هخامنشی در مکان عمومی دیگری قرار گیرد.
کامبیز صبری در پایان میافزاید: انتقادها متوجه هنرمند سازنده نیست؛ چرا که طبیعی است هر هنرمند به دنبال سفارش و رونق کار خود باشد. مسأله اصلی کارفرماست که حتی اگر نیت خوبی داشته باشد، چرا روند را از مسیر اصولی و تخصصی طی نکرده است؟ اگر این کار از طریق انجمن مجسمهسازان یا نهادهای تخصصی به بررسی گذاشته میشد، چنین ابهاماتی به وجود نمیآمد. این وضعیت موجب میشود که ذهنها به سمت روابط غیرشفاف و پنهانی سوق یابد؛ رابطهای که مشخص نیست داوران آن چه کسانی بودهاند و بر چه اساسی صورت گرفته است.



