مهاجر نیستم و حتی در جشنوارههای خارجی هم پس از پنج روز خسته میشوم

فیلم جدید سعید روستایی با عنوان “زن و بچه” تابستان امسال موفقیت خوبی در گیشه داشت و این اثر در فهرست گزینههای معرفی به مراسم اسکار نیز قرار داشت که در آخرین لحظات وضعیت آن دگرگون شد.
روستایی در گفتوگویی جامع با مجله فیلم امروز به تشریح مراحل تولید “زن و بچه” پرداخت و ابراز کرد: از اینکه نام من به عنوان فیلمساز با توصیف خاصی همراه شود، ناخشنودم و تمایل دارم تنها به عنوان یک فیلمساز شناخته شوم، همین. تنها فیلمساز خوب یا بد، و به هیچ عنوان نمیخواهم عناوین دیگری به این وصف افزوده شود.
وی در ادامه به چالشهای تولید “زن و بچه” اشاره کرد و گفت: این فیلم به عنوان کار چهارم برایم، ارتباطی به حواشی پیرامون “برادران لیلا” ندارد. با این حال، زمانی که فیلمبرداری “زن و بچه” به دلایلی متوقف شد و من احضار شدم، طبیعی بود که دچار مشکل شوم. در روزی که هوای آلوده بود، ما حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ دانشآموز را برای ضبط یک سکانس شلوغ دعوت کرده بودیم و در حالی که هشدارهای متعددی به ما میدادند، با وجود آنکه فیلمنامه تاییدشدهای داشتیم، به نظر میرسید که برخی تلاش دارند این پروژه نیز همانند “برادران لیلا” به شکل بینظم باقی بماند و به ضرر سرمایهگذاریهای انجامشده باشد.
این کارگردان درباره مشکلاتی که “برادران لیلا” در جشنواره کن با آن مواجه شد، توضیح داد: حوادث این جشنواره خارج از اراده ما بود، مثل ماجرای بوسه نوید محمدزاده و همسرش که ما به آن هیچ ارتباطی نداشتیم. بعداً هم حادثه سینما متروپل پیش آمد که ما از عمق آن خبر نداشتیم و زمانی که آگاه شدیم، جایزهام را به قربانیان اهدا کردم. پس از بازگشت به ایران، فضایی به وجود آمد که من را مقصر تمام حوادث میدانستند و حتی در مورد بوسه نوید، از من میخواستند که توضیح دهم و نوید هم میگفت، باید به من بگویید تا پاسخ دهم! این فضا به شدت متشنج شد و پس از پخش نسخه قاچاق فیلم، تحلیلهای سیاسی عجیبی مطرح گردید…
سعید روستایی در مورد وسوسه مهاجرت به اروپا و فعالیت در عرصه فیلمسازی در آن سوی آبها گفت: من ذاتاً آدم مهاجرتی نیستم و تمامی عوامل فیلمهایم دوستان نزدیک من هستند و در روزهای غیرکاری نیز در کنار هم زندگی میکنیم. حتی وقتی به جشنوارههای بینالمللی میروم، بعد از روز پنجم احساس بیحوصلگی میکنم، چرا که برای من زندگی خارج از ایران تنها بعد از کار وجود ندارد.
روستایی تصریح کرد: برخی افراد حتی به صورت ظاهری هم که شده، زندگی در خارج از ایران را میشناسند، اما من از آن آگاهی ندارم. به عنوان مثال، روزی هشت تا ده ساعت کار میکنم و میدانم چه کاری انجام دهم، اما بعد از آن زندگیام مشخص نیست. زندگی من اینجا است و هرگز به رفتن فکر نکردهام و نخواهم کرد.
منبع: سینما روزان



