جنگ نیابتی یا حماقت نیابتی

رژیم صهیونیستی که با اتکاء به فرآیندهای رسانهای، ایفای نقش مظلوم و حمایتهای قوی آمریکا و اروپا، خود را به عنوان محبوبی شناخته شده میبیند، تصور میکند که قادر است به سادگی با ایران مقابله کند.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ حاتم ابتسام* – برخی مواقع لازم است دقت کنیم که چه زمانی «جرئت» پیدا میکنیم و چه کسانی ما را به این جرئت میرسانند. در دوستیها، گاهی یکی از دوستان به دیگری انرژی میدهد و او را در میانه یک تنش به جلو هل میدهد، یا با تعریف و تمجیدهای فراوان او را به نقطهای میرساند که به طور بیدلیل خود را پیشرفته تر از آنچه هست، تصور کند. در مواردی نیز ممکن است به دلیل تحمیل زحمتی، به او جرات بدهند تا کار را بپذیرد.
اما در میانه همان نزاع، ناگهان متوجه میشود که حمایتکنندگانش غایبند. در چنین شرایطی، گزینهای برای عقبنشینی و یا پیشروی ندارد.
این داستان تنها محدود به نزاهای خیابانی یا روابط شخصی نیست. در عرصه سیاست جهانی نیز این اصل برقرار است و امروز رژیم صهیونیستی تجلی تمامعیار چنین وضعیتی میباشد.
رژیمی که از یک سو با تبلیغات جهانی و پشتوانه رسانهای، خود را به عنوان قربانی معرفی کرده و احساسات غربیها را تحریک میکند؛ و از سوی دیگر، با تجهیز نیروی نظامی و تکنولوژی اطلاعاتی و حمایت بیقید و شرط آمریکا و اروپا، به گونهای متوهم شده است که میتواند به سادگی با ایران مبارزه کند.
اما واقعیت کاملاً متفاوت است. درگیری مستقیم با ایران، هرگز در سطح و ظرفیت اسرائیل نمیگنجد. همان کسانی که اسرائیل را به میدان دعوا کشاندند و به او روحیه دادند، اکنون در حال فکر کردن به این هستند که چگونه میتوانند به سادگی از این وضعیت بگریزند.
در واقع، غرب به رهبری آمریکا مدتهاست که خیال جنگیدن با ایران را در سر دارد. آنها به هر طریقی که میتوانستند، به هدف ضربه زدن یا مانعتراشی در مسیر پیشرفت ایران عمل کردهاند، اما به خوبی آگاهند که جنگ نظامی با ایران، به معنای گرفتار شدن در یک باتلاق غیرقابل فرار است. اکنون رژیم صهیونیستی به نظر گزینهای مناسب برای این کار میرسد: رقیبی کمارزش با توهماتی از قدرت و ذهنیتی که به منظور این رویارویی برایش شکلگرفته است. نبردی که آنها خود در شعلههای آن دمیدند و حالا با ادعای صلح و میانجیگری در تلاشند آن را مدیریت کنند، زیرا فکر میکنند یا حداقل تمایل دارند فکر کنند که ایران به اندازهای آسیب دیده و ناامید شده است. اما حقیقت برعکس است: این اسرائیل است که در وضعیت بحرانی قرار گرفته و به شدت آسیبپذیر شده است. هرچند که محتمل به نظر میرسد که دوباره به این ضعف دامن بزنند و برای خلاص شدن از آن، باز هم به جنگی که خود برپا کردهاند، دامن بزنند.
جنگ نیابتی با ایران نیاز به شجاعت ندارد؛ نیاز به بیخودی دارد.
این رخداد مشابهی برای اوکراین نیز پیش آمد. ناتو، آمریکا و اروپا به اندازهای به اوکراین انگیزه دادند و وعدهها دادند که این کشور کوچک احساس کرد میتواند به تنهایی در برابر روسیه بایستد. اکنون همانها با وسیلههای مختلف در جستوجوی آتشبس هستند؛ زیرا خودشان او را در وضعیت فاجعهبار قرار دادهاند و نمیدانند چگونه او را از این طریق خارج کنند.
در این بازیهای جهانی، آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، قدرت واقعی ملتها و جنبشهای ریشهدار است؛ ملتی مانند ایران به سادگی با سلاح، رسانه یا تهدید نمیتوان از نگاه خود خارج کرد. زیرا جرات آن واقعی و ریشهدار است و از سرچشمه ایمان، تجربه و حقیقت نشأت میگیرد.
در سوره انفال، آیه ۴۸، دقیقاً چنین صفحهای به تصویر کشیده شده است: شیطان گروهی از کافران را به تحریک وادار میکند، وعدهای از یاری میدهد، اما زمانی که به درگیری واقعی میرسند، عقبنشینی میکند و آنها را رها میکند:
«وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَالْلَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ شیطان کردارشان را در نظرشان آراسته و گفت: امروز از مردم کسی بر شما پیروز نمیشود و من پناهنده شما هستم. ولی وقتی دو گروه رو به روی هم قرار گرفتند، برگشت و گفت: من از شما بیزارم، چراکه چیزهایی میبینم که شما نمیبینید. من از خدا میترسم، که او سختکیفر است.»
داستان امروز اسرائیل همین است.
آنها از دور وعدههایی میدهند و بزرگنمایی میکنند، اما وقتی دو طرف برابر میشوند و جنگ واقعی آغاز میشود، همانها عقبنشینی میکنند و اسرائیل تنها و توهمی باقی میماند. آنها فقط میدانند که باید این سگ هار را به جلو بفرستند و این عمل را دوباره تکرار خواهند کرد. اما بعید به نظر میرسد این حجم از خرابی و نابسامانی رژیم صهیونیستی را حامیانش به راحتی بپذیرند و اگر هم کمکهایی ارائه دهند، حتماً هزینههای بالایی برایش لحاظ خواهند کرد.
جرئت واقعی از ایمان و شناخت ناشی میشود. نه از تحریکات رسانهای و حمایتهای کاذب. اگر شیر کردن بدون شعور و حمایت واقعی باشد، تبدیل به بازی با حماقت میشود؛ و در این میدان، حماقتها به زودی در باتلاق غرق میشوند.
*نویسنده و فعال فرهنگی



