مجری‌هایی که به طور همزمان به مهمانان برنامه تلویزیونی حمله می‌پردازند

نقش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به‌قدری کلیدی و استراتژیک است که بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، وظایف مربوط به نصب، عزل و پذیرش استعفای رئیس این سازمان به اختیارات رهبری واگذار شده است. اهمیت جایگاه رهبری به‌عنوان نهادی ملی که متعلق به تمامی اقشار جامعه می‌باشد، به‌روشنی بیانگر این نکته است که صدا و سیما نیز باید به همه مردم ایران تعلق داشته و نمایانگر نظرات و سلایق گوناگون آنان باشد.

حمید میرزاده رئیس سابق دانشگاه آزاد در روزنامه اعتماد اشاره کرده است: با این وجود، عملکرد اخیر سازمان صدا و سیما نشان می‌دهد که در حال حاضر، مدیریت این نهاد از مأموریت اصلی و ذاتی خود، یعنی ایفای وظیفه به‌عنوان یک رسانه ملی، فاصله زیادی گرفته است.

میل به سوی یک جناح و تفکر خاص، این نهاد را از نقش ملی خود دور کرده و به گونه‌ای فرصت‌طلبانه، از این سرمایه ملی بیشتر به‌منظور ترویج افکار و اندیشه‌های یک اقلیت خاص استفاده می‌شود تا به نمایش طیف گسترده‌تری از نظرات و دیدگاه‌های جامعه.

علاوه بر این، در مواقعی که برای نمایش بی‌طرفی ظاهری، افرادی که تفکری متفاوت با خودشان دارند برای گفتگو دعوت می‌شوند، مجریان و دیگر حاضران به‌طور جمعی به مهمان حمله کرده و فرصتی برای بیان نظرات او فراهم نمی‌کنند.

در واقع، هر مهمان مجبور است هم‌زمان با چند نفر رقابت کند؛ اگر نگوییم گاهی با افرادی به‌مراتب بیشتر که هر یک از طریق ابزارهای پنهانی به یک شخص مرجع متصل هستند و گویی بر طبق این اصل عمل می‌کنند که: «هر آنچه آن استاد می‌گوید، بگو!»

در این شرایط، تماشاگر به دلیل همزمانی سخنان مجریان و مهمان و تداخل مداوم گفت‌وگوها، عملاً نمی‌تواند پیوستگی مذاکرات و محور اصلی مباحثه را دنبال کند. واقعاً باید صبر و حوصله زیادی به خرج داد تا بتوان یک چنین برنامه‌ای را تا انتها مشاهده کرد و در دل نیاورد که به راستی چه بر سر مجری‌گری آمده است. این ترتیب نامعمول در مدیریت مباحث و محدود کردن دایره نظرات صاحب‌نظرانی که خارج از یک چارچوب خاص می‌باشند، جایگاه مهم رسانه ملی و وظیفه بزرگ آن را برای ایفای نقش به‌عنوان یک رسانه و دانشگاه ملی به شدت تضعیف کرده است.

همچنین پژوهش‌های فرهنگی نشان می‌دهد که نسبت مخاطبان صدا و سیما به طرز چشمگیری نسبت به سال‌های قبل کاهش یافته است. این روند، بیانگر کاهش علاقه بخشی از مردم به تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی کشور است.

ادامه دادن این سبک مدیریت و عملکرد، به تدریج باعث شده تا این سازمان بخش عظیمی از اعتبار رسانه‌ای خود را از دست بدهد و در عوض، رسانه‌های خارجی فرصت و زمینه‌ای برای نفوذ بیشتر در اندیشه‌ها و عقاید مردم فراهم کنند.

افت مخاطبان، در کنار بودجه کلانی که به‌اندازه ۱۰ وزارتخانه است، ضرورت بازنگری جدی و اساسی در استراتژی‌های صدا و سیما را بیش از پیش نمایان می‌کند؛ به‌ویژه در روش‌های جذب مخاطب، بهبود کیفیت برنامه‌ها، تنوع بخشی به نظرات مطرح شده و بازیابی اعتماد و مرجعیت رسانه‌ای این سازمان.

البته شایسته است که از کارکنان پرتلاش، زحمتکش و صدیق این سازمان، به‌ویژه خبرنگاران آن، به‌صورت مجزا از مدیریت و سیاست‌های موجود در سازمان یاد شود. ما باید از تمامی کارکنانی که در شرایط دشوار و در خلال جنگ‌های اخیر، صادقانه، با تعهد و ایثار به تهیه، ارائه و پخش اخبار دقیق و مستند پرداخته‌اند، سپاسگزاری کنیم. انتقاد از مدیریت و سیاستگذاری‌های یک نهاد هرگز نباید به معنای نادیده گرفتن تلاش‌ها و فداکاری‌های کارکنانی باشد که در شرایط سخت، مسئولیت حرفه‌ای و ملی خود را با صداقت انجام داده‌اند.

صدا و سیما، به دلیل موقعیت ویژه‌ای که در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور دارد و به‌واسطه امکانات وسیع و بودجه عمومی قابل‌توجهی که در اختیارش است، بایستی بیش از هر رسانه دیگری احساس تعلق به تمامی ملت را در خود تقویت کند. رسانه ملی زمانی واقعاً ملی است که تمامی مردم، به هر سلیقه و گرایش فکری، بتوانند صدای خود را در آن بشنوند و دریابند که این رسانه تنها متعلق به یک جناح، گروه یا اقلیت فکری نیست، بلکه برای همه ایرانیان و به‌طور کلی تمامی ملت ایران است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا