چرا زنان احتمال بیشتری برای مبتلا شدن به بیماری آلزایمر دارند؟

این یافته میتواند یکی از دلایل اصلی افزایش شیوع آلزایمر در زنان به شمار آید.
به نقل از پایگاه خبری scitechdaily، این مطالعه که در تاریخ ۲۰ آگوست ۲۰۲۵ در نشریه Alzheimer’s & Dementia به چاپ رسیده، نخستین تحقیق جامع در زمینه نقش لیپیدها در ابتلا به آلزایمر در دو جنس مختلف به حساب میآید. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کاهش سطوح اسیدهای چرب امگا-۳ فقط در زنان مبتلا به آلزایمر مشاهده میشود؛ در حالی که تفاوتی میان مردان سالم و مردان مبتلا به آلزایمر از نظر سطوح لیپیدها وجود ندارد.
دکتر کریستینا لگیدو-کویگلی، نویسنده اصلی این مقاله، تاکید کرد: «پس از ۸۰ سالگی، زنان بیشتر از مردان در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند. نتایج این بررسی نشان داد که زنان مبتلا به آلزایمر با کاهش چشمگیری در سطوح لیپیدهای حاوی امگا-۳ مواجه هستند، در حالی که چنین تغییری در مردان مشاهده نمیشود. این یافتهها نشان میدهد که فرآیند زیستشناسی آلزایمر در زنان و مردان متفاوت است و تحقیقات آینده باید بر اساس این تفاوتها ادامه یابد.»
در این مطالعه، محققان با هدف بررسی نشانههای التهاب مغزی، نمونههای پلاسمای ۸۴۱ فرد را شامل بیماران آلزایمر، افراد با اختلال شناختی خفیف و افراد سالم جمعآوری و تجزیه و تحلیل کردند. آنها با استفاده از طیفسنجی جرمی به ارزیابی نزدیک به ۷۰۰ نوع لیپید موجود در خون پرداختند. نتایج نشان داد که در زنان مبتلا به آلزایمر، سطوح چربیهای اشباع بالا رفته، در حالی که میزان لیپیدهای غیر اشباع، به ویژه امگا-۳ به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
دکتر آسگر ورتلیند، نویسنده اصلی این مقاله، اشاره کرد که محققان از مدتها پیش از بروز آلزایمر در زنان نسبت به مردان آگاه بودند، اما اکنون در پی آنند تا زمان شروع تغییرات مرتبط با چربیها در بدن زنان را مشخص نمایند.
از سمت دیگر، دکتر جولیا دادلی، رئیس تحقیقات Alzheimer’s Research UK، بیان داشت: «در بریتانیا، زنان دو سوم از جمعیت مبتلایان به زوال عقل را تشکیل میدهند. این تفاوت ممکن است با عوامل متعددی از جمله طول عمر بیشتر زنان، مسائلی اجتماعی چون انزوا و سطح تحصیلات یا حتی تغییرات هورمونی در دوره یائسگی مرتبط باشد.»
محققان بر این نکته تاکید دارند که اگرچه ارتباط احتمالی بین سطوح اسیدهای چرب و آلزایمر وجود دارد، اما برای تأیید قطعی این ارتباط، نیاز به انجام آزمایشهای بالینی است. به علاوه، آنها اشاره کردند که برای بررسی دقیقتر تأثیر سبک زندگی و تغذیه در بروز این بیماری، لازم است که گروههای جمعیتی متنوعتری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.



