مسئولیت عملیات اسرائیلی در ایران بین آمریکا و تل آویو توزیع میشود

در این یادداشت، به اختصار به برخی از جوانب این مساله اشاره خواهیم کرد:
طبق بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، اصل عدم تعرض به تمامیت و مرزهای ملی کشورها و استفاده از نیروی نظامی ممنوع شده است؛ بنابراین، این عملیات بهطور کلی ناقض حقوق بینالملل محسوب میشود. برای توجیه این حملات، رژیم صهیونیستی به غلط از واژه “حمله پیشدستانه” استفاده کرده است. چرا که با وجود تهدیدات مکرر این رژیم، جمهوری اسلامی ایران در ماههای اخیر نشانهای قوی از تصمیم به حمله به سرزمینهای اشغالی بروز نداد و مواضع اتخاذ شده عمدتاً واکنشی به تهدیدات بودهاند، با لحنی که نشاندهنده آمادگی برای مقابله در صورت عملیاتی شدن آن تهدیدات است.
علاوه بر این، شواهد و رویههای معتبر وجود دارند که میتوانند به جلوگیری از تهدیدات و حملات به تاسیسات هستهای کمک کنند. ماده نهم اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و به ویژه ماده ۵۶ پروتکل الحاقی، بر مسئولیت این نهاد در حفاظت از تاسیسات هستهای و مواد شکافتپذیر در برابر حملات و خرابکاریها تأکید کرده و هرگونه اقدام مخرب علیه این تاسیسات را ممنوع اعلام میدارد. این موضوع در قطعنامههای ۴۰۷ کنفرانس عمومی آژانس و همچنین قطعنامه ۴۸۷ شورای امنیت ملل متحد مجدداً تأکید شده و هیچ تردیدی نمیگذارد که حمله به تاسیسات هستهای، به خصوص آنهایی که حاوی مواد شکافتپذیر هستند، به نحو بارز ناقض حقوق بینالملل است.
در شرایطی که رژیم صهیونیستی بارها تهدیدات مستقیم و غیرمستقیمی را متوجه ایران کرده است، جمهوری اسلامی هیچ نشانه قوی از تمایل به حمله به سرزمینهای اشغالی در ماههای اخیر از خود بروز نداده است و واکنشها عمدتاً در پاسخ به تهدیدات بوده است. همزمان با اسرائیل، امروز ما شاهد موضعگیری رئیسجمهوری ایالات متحده هستیم که در کنار اظهارات پیشین مقامات این کشور، به نوعی به تأیید و تشویق این تحولات پرداخته است. بنابراین، مسئولیت این عملیات چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم بین رژیم صهیونیستی و ایالات متحده تقسیم میشود. از منظر حقوقی، میتوان گفت که این اقدام به شدت با عرف بینالمللی مذاکرات سازنده در تضاد است.
آنچه مورد نظر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده است، تداوم عملیات نظامی همراه با راهاندازی کمپینی از سرزدهگویی و وارونهسازی وقایع است به گونهای که افکار عمومی ایران را عامل بیثباتی و تخریب مذاکرات تلقی کند. در این موقعیت، جمهوری اسلامی ایران باید علاوه بر اقدامات نظامی تلافیجویانه بر اساس اصل دفاع از خود، سعی کند که در مجامع بینالمللی رژیم صهیونیستی را محکوم کرده و نظرات کشورهای دیگر را نیز به سوی محکومیت این رژیم متمایل سازد. تحقق این امر به سادگی امکانپذیر نیست و نیازمند دیپلماسی بسیار بیشتری است از آنچه تاکنون در دستور کار وزارت امور خارجه قرار داشته است. بهکارگیری تمامی ظرفیتهای ملی برای تسهیل چنین رایزنیهایی در سطح عالی، امروز به یک نیاز حیاتی کشور تبدیل شده است.
ایران موظف است تا در مجامع بینالمللی به طور کامل رژیم صهیونیستی را محکوم کند و در عین حال تلاش کند مواضع دیگر کشورها را به سمت محکومیت این رژیم سوق دهد. با اینکه این امر ساده نیست، اما نیازمند تلاشهای جدی و فراتر از آنچه تاکنون در وزارت امور خارجه انجام شده، است. همچنین باید در نظر داشت که روایتی که شکل خواهد گرفت میتواند افکار عمومی را در روزها و هفتههای آینده تحت تأثیر قرار دهد. نوع فعالیت رسانهای که تا کنون شاهد بودهایم، کفایت ندارد و باید رویکرد جدیدی در این خصوص داشته باشیم. چرا که اقدامات امروز رژیم صهیونیستی فاقد هرگونه مبنای حقوقی و مشروعیت سیاسی است و اگر از دیدگاه ما غفلت شود، این رژیم ممکن است بتواند دیگران را در این زمینه توجیه کند.
باید توجه داشت که موقعیت کشور هماکنون بهطرز قابلتوجهی با گذشته متفاوت است و لازم است از تمام ظرفیتها و شخصیتهای ملی برای ایجاد انسجام هرچه بیشتر و جامعتر استفاده کنیم. در این مقطع نه تنها باید از محدودیتها در فضای عمومی پرهیز کرد، بلکه افزایش فضای آزاد و گستردهتر موجب ایجاد همافزایی مؤثر خواهد شد.
در حوزههای فنی حقوق بینالملل نیز ضرورت دارد که از نیروهای کارآمد و تأثیرگذار داخلی بهرهبرداری کامل شود. زمان رقابتهای سیاسی و صنفی اکنون به سر آمده و ما در شرایطی ا هستیم که تنها با قرار دادن مصلحت کشور در اولویت و فدای منافع شخصی و جریانی خود میتوانیم بر مشکلات کنونی فائق آئیم.
* استاد مدعو سیاست بینالملل در دانشگاه تهران/ مدیر برنامه «سیاست بینالملل» اندیشکده رصد هستهای



