به دلیل نواختن با مرغ سحر استاد شجریان مورد تنبیه قرار گرفتم/ مادرم با ورودم به عرصه بازیگری مخالفت داشت

در سومین شب از نمایش فیلمهای خاطرهانگیز سینمای ایران، اثر سینمایی «گلنار» به کارگردانی کامبوزیا پرتوی به نمایش گذاشته شد. غزل شاکری در توضیحات خود در مورد چگونگی ش برای این نقش گفت که پس از آنکه کامبوزیا پرتوی او را در فیلم «ماهی» مشاهده کرد، با وجود مخالفت ابتدایی مادرش، برای ایفای نقش گلنار گشت. او همچنین از دشواریهای فیلمبرداری در شمال کشور، کار با نگاتیو و نبود تکنولوژی صدابرداری در آن زمان سخن گفت.
شاکری در آغاز صحبتهایش اشاره کرد: «اتفاق خوب و ارزشمندی که امشب افتاد، این است که عواید نمایش این فیلم به حمایت از دانشآموزان نیازمند در آستانه سال تحصیلی اختصاص خواهد یافت؛ اقدامی که برای من مایه افتخار است.»
او درباره تماشای دوباره فیلم در کنار تماشاگران گفت: «امشب که فیلم را با شما تماشا کردم، برایم جالب بود که بعد از سالها خود را در آن ایام ببینم. با این حال، مثل یکی از تماشاگران، به آرامی نشسته و فیلم را دیدم. باید بگویم در بعضی لحظات بشدت احساساتی شدم، اما به احترام کودکان حاضر در سالن، تصمیم به کنترل احساساتم گرفتم.»
مادرم مخالف بود که «گلنار» را بازی کنم
شاکری در مورد ش برای نقش گلنار گفت: «آقای کامبوزیا پرتوی در دفتر کارشان بهدنبال بازیگری برای این نقش بودند. ایشان فیلمی از من به نام «ماهی» دیدند و بنابراین تصمیم به من گرفتند. اگرچه مادر من در ابتدا مخالف بود، در نهایت این انجام شد.»
او دشواری عمده در تولید را استفاده از نگاتیو دانست و توضیح داد: «به علت محدودیت موجود در نگاتیو، امکان برداشتهای مکرر وجود نداشت و این طیف فشار زیادی بر گروه میآورد. بعلاوه فیلمبرداری از شهریور آغاز شد، ولی با شروع مهر، طبیعت به سرعت در حال خزانی شدن بود و ما به منظور حفظ تداوم صحنهها (راکورد)، بعضاً تا ۴۸ ساعت بهطور مداوم کار میکردیم. هوا سرد بود و در بسیاری از سکانسها، به ویژه در کلبه، من را با دشواری بیدار نگه میداشتند تا همه چیز همچنان در مسیر خود پیش برود.»
این بازیگر ادامه داد: «این پروژه سه ماه و بیست روز در شمال کشور به طول انجامید، ما در مناطق هشتپر و طالش اقامت داشتیم. این تجربه با تمام سختیهایش، واقعاً ارزشمند بود.»
دلیل افول سینمای کودک
شاکری همچنین به وضعیت کنونی سینمای کودک اشاره کرد و گفت: «در گذشته، فیلمها با تمام وجود ساخته میشدند. برای بسیاری از سازندگان، شامل مادرم، زندهیاد فرشته طائرپور، دغدغه کودک و فضای زندگی او حائز اهمیت بود. آنها اعتقاد داشتند کودک درون آدمها میتواند در روزهای سخت، آنها را نجات دهد.»
او با تأسف افزود: «اما متأسفانه در برههای، حمایتها از سینمای کودک بهشدت کاهش پیدا کرد. صدا و سیما نیز موضوع کودک را به حاشیه راند. حتی فیلم «خاله قورباغه» که به نوعی ادامهای بر «گلنار» محسوب میشد با چالشهای نامناسب اکران مواجه و تقریباً از بین رفت.»
در بخشی از مراسم، کیوان کثیریان به اهمیت سینمای کودک اشاره کرده و گفت: «اگر به سینمای کودک توجه شود، بهازای هر کودک، سه نفر به سینما خواهند رفت، یکی کودک و والدینش که خود این مسأله، باعث افزایش چشمگیر گیشه این گونه آثار خواهد شد.»
شاکری در ادامه بر اهمیت سینمای کودک تأکید کرد و گفت: «پس از جنگ هشت سال دفاع مقدس، ما دوران طلایی فیلمهای کودک را تجربه کردیم. اما متأسفانه هماکنون سینمای کودک خوبی ارائه نمیدهیم و قطعا باید از اکران سینمای کودک حمایت گردد. در چنین حالتی، والدین نیز باید برای فرزندانشان داستانهای خوب و جذاب بخوانند. اگرچه میدانیم والدین دغدغههای زیادی دارند، اما لازم است که میان دنیای خودشان و دنیای کودکان در این زمینه مرزی بگذارند. در غیر این صورت، بچهها زود پیر خواهند شد.»
در زمان «گلنار»، صدابرداری در صحنه در دسترس نبود
شاکری درباره شرایط تولید فیلم در زمان کودکی خود توضیح داد: «فیلم «گلنار» در زمانی تهیه شد که صنعت صدابرداری در صحنه وجود نداشت. به همین دلیل صداگذاری فیلم در استودیو با صدای خانم صدرعرفایی انجام پذیرفت. آن دوره، همزمان با امتحانات مدرسه بود و من فرصت تمرین نداشتم و آن صدایی که میشنوید بدون هیچگونه تمرین روی فیلم نهاده شده است. دلیل این عدم فرصت برای تمرین، این بود که پس از بازگشت به تهران، سه ماه از سال تحصیلی گذشته بود و برخی از معلمان بهخاطر فقدان طولانیمدت من دلخور شده بودند و بر این باور بودند که من والدینی بیمسئولیت دارم که به مدت سه ماه به مدرسه نیامدهام و آنها چیزی نگفتند و به همین دلیل هر جلسه از من سؤال میکردند.»
به خاطر زمزمه با موسیقی استاد شجریان توبیخ شدم
در بخش دیگری از مراسم، حضار از شاکری خواسته تا آواز بخواند. او گفت: «از کودکی آواز میخواندم و همچنان این کار را انجام میدهم، اما ترجیح میدهم که بهصورت عمومی منتشر نشود، چرا که در گذشته به خاطر برخی آهنگهایی که منتشر شده بود، دچار مشکلاتی شدم.»
او افزود: «یکبار در ویدیویی، برای ادای احترام به استاد شجریان، آهنگ «مرغ سحر» را زمزمه کردم. این موضوع باعث بروز حواشی زیادی شد، من تحت فشار قرار گرفتم و بهنوعی توبیخ شدم. با این حال، از این نوع مونتاژها آنقدر حرف و حدیث پیش میآید که واقعاً ارزش این دردسرها را ندارد. امیدوارم روزی بتوانم بهدرستی، با صدای بلند و کامل آواز بخوانم.»
این بازیگر همچنین درباره تماشای دوباره فیلم گفت: «وقتی به سمت این مراسم میآمدم، با خود فکر میکردم که تماشای این فیلم پس از سالها، بهویژه در کنار نسل جوان، چقدر میتواند جذاب باشد. وقتی تصاویر تماشاگران، همسرم و دیگران را در حال خندیدن دیدم، بسیار شیرین و لذتبخش بود. این نشان میدهد که فیلمهایی با داستان قوی هیچگاه کهنه نمیشوند.»
همسر غزل شاکری که این هنرمند از او با نام آقای دکتر یاد میکرد، توضیح داد که برای نخستین بار پس از ۴۰ سال در بزرگسالی این فیلم را تماشا کرده، چرا که در آن زمان مشغول خواندن درس و آزمونها بود.
«گلنار» اقتباسی از داستان فولکلور روسی
بازیگر نقش گلنار تأکید کرد: «فیلم «گلنار» تأثیر عمیقی بر زندگی شخصی من گذاشت. این اثر بر اساس یک داستان فولکلور کوتاه از روسیه نوشته شده بود که آقای پرتوی با خلاقیت ویژهای آن را ایرانی کرده است. همچنین ما در فرهنگ ایرانی خود داستانهای فوقالعادهای، نظیر «نخودی» داریم که امیدوارم آثار درخشانی بر اساس آنها ساخته شوند.»
هر مدیومی باید خود را به سلیقه مخاطب نزدیک کند تا محبوبتر شود
غزل شاکری در پاسخ به پرسش یکی از حضار مبنی بر اینکه آیا شبکه نمایش خانگی میتواند بهجای سینما قرار گیرد یا خیر، توضیح داد: «هر چیزی که بتواند داستانی برای مخاطب تعریف کند و او را درگیر کند، با موفقیت همراه خواهد بود. چه تلویزیون، چه سینما و چه نمایش خانگی، هیچ یک فرقی با هم ندارند. در یک دوره تلویزیون موفق بوده و در دورهای دیگر نمایش خانگی، به نظرم فناوری در این میان بسیار مهم است و سرانجام فناوری مسیر خود را پیدا خواهد کرد و بشر نیز یاد میگیرد چگونه با آن ارتباط برقرار کند. به عقیده من هر مدیومی که بتواند خودش را به نیازها و علایق مردم نزدیکتر کند، محبوبتر خواهد شد. کودکان برای پیدا کردن این مسیر نیاز به حمایت دارند.»
این بازیگر درباره تجربه تماشای فیلم روی پرده سینما گفت: «اگرچه اخیراً کمتر به سینما رفتهام، اما حضور در این مراسم برایم جالب بود. اینکه همسرم فیلم «گلنار» را روی پرده سینما در کنار مردم تماشا کرد، برایم تجربهای خاص بود. در مدت اخیر بندرت به سینما رفتهام و آخرین فیلمی که در سینما تماشا کردم، «رها» بوده است. دیدن این فیلم در کنار مخاطبان و بر پرده سینما، تجربهای شگفتانگیز و به یادماندنی بود.»
با پایان «گلنار» گریه کردم
بازیگر نقش «گلنار» از مواجههاش با داستان و شخصیتها در شرایط مختلف در این فیلم گفت: «آقای پرتوی همه جزئیات داستان را به من نگفته بودند و از آنجایی که فیلمبرداری بهصورت ترتیبی انجام نمیشد، من بهطور تکهتکه وارد سکانسها میشدم. این مسئله من را از درگیر کردن خود با دوربین و گرفتن ژست دور کرده بود و من نیز از کلیت داستان مطلع نبودم. مثلاً بعداً که فیلم را دیدم، تازه فهمیدم چه خداحافظی غمانگیزی با خالهخرس داشتم؛ زیرا در طول فیلمبرداری از قبل و بعد آن صحنه هیچ گونه اطلاعاتی نداشتم و در اوان کودکی وقتی فیلم پایان را دیدم، بسیار اشک ریختم.»
باید تلاش کنیم تا امید ببخشیم
شاکری درباره اهمیت ایجاد امید برای نسل جدید تأکید کرد: «باید برای کودکان تلاش کنیم و به آنها امید بدهیم. هرگز نباید از تلاش دست بکشیم. غم ممکن است ما را بیابد، اما ما باید بهدنبال شادی باشیم. آرزو میکنم که حال این سرزمین و مردمش از دیروز بهتر باشد. امیدوارم آبادی و آزادی نصیب همه مردم ایران گردد.» این هنرمند در پایان گفت: «امید ما همین بچههایی هستند که بزرگ میشوند. امیدوارم وقتی بزرگتر شدند، این سرزمین حال خوبی داشته باشد.»



