|
تعداد بازدید : 329
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از رهوا ، حضرت آیتالله شیخ جعفر سبحانی در سلسله نشستهای تفسیر آیات سوره مبارکه حدید که در مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی (حجتیه) برگزار میشود در ذیل تفسیر آیه دوم سوره حدید به حاکمیت مطلق خداوند بر جهان اشاره کرده و اظهار داشتند: حاکمیت و اداره تمامی امور عالم بدست خداوند است و تمامی نعم و نقم از سوی خدا بر زمین نازل میشود. معظمله افزودند: در دوران یونان و ایران باستان و عرب جاهلی، چند خدایی در جهان مرسوم بود و مکاتب آن روز بشری معتقد بودند، یک خدا قادر به کنترل و اداره امور عالم نیست، لذا برای هر پدیده طبیعی و هر نوع از موجودات عالم یک خدا را در نظر میگرفتند. ایشان ادامه دادند: قرآن کریم در جواب استدلالهای واهی جاهلان آن دوران میفرماید: «حاکمیت جهان و تمامی مخلوقات با خدا است و آنکه موجودات را زنده و میمیراند، خداوند است». این مرجع تقلید تصریح کردند: امروز با تمام پیشرفتهای جهان، هنوز بتپرستی در دنیا رایج است و در کشورهای صنعتی همچون ژاپن اگر چه در زمینه صنعت و تکنولوژی پیشرفتهای شگرفی داشتهاند، ولی از نظر معرفتی و معنوی عقب ماندهاند. حضرت آیتالله سبحانی به دو مکتب انحرافی در تفسیر پیدایش جهان و حاکمیت آن اشاره کرده و بیان داشتند: مکتب افراطی سلفیگری و وهابیت، تمامی علل و اسباب طبیعی جهان را کنار گذاشته و امور دنیا حتی جزئیات را به خدا نسبت داده و منکر تمامی قوانین و حقایق علمی شدند و تمامی پدیدهها و حوادث طبیعت را فعل مستقیم خداوند میدانند و نقش علل و وسائط مادی را نادیده میگیرند. معظمله افزودند: این گونه افراطها موج اسلامگریزی را در دنیا تقویت میکند و چهره بدی از اسلام در جهان نشان میدهد و موجب رویگردانی بسیاری از اندیشمندان و عالمان تجربی از اسلام میشود. این مفسر قرآن کریم ادامه دادند: از سوی دیگر مکتب تفریطی مادیگرا در تلاش است تمامی علل و عوامل پدیدههای جهان را به طبیعت منتهی کند و دست خدا را از اداره امور عالم قطع و یا ناچیز و غیر موثر جلوه دهد. ایشان تصریح کردند: طبیعت نمیتواند علت وجود و نظم خود باشد و نیازمند مدبر و ناظم است و در این زمینه باید دست به دامن ماوراءالطبیعه و علتالعلل جهان هستی، یعنی خداوند شد. حضرت آیتالله سبحانی در پایان به مکتب عقلی و علمی شیعیان اشاره کرده و گفتند: شیعه، اسباب و علل طبیعی و قوانین علمی در پیدایش پدیدههای جهان هستی را نادیده نمیگیرد یعنی حاکمیت خدا بر جهان توسط علل طبیعی را قانون حاکم بر جهان میداند. بررسی فلسفه سجده کردن موجودات بر خداوند حضرت آیتالله سبحانی همچنین در جمع طلاب و فضلای ایرانی و غیرایرانی حوزه علمیه قم در مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی، فلسفه سجده موجودات بر خداوند را تشریح نمودند. حضرت آیتالله سبحانی در ادامه تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه حدید، به چگونگی سجده ذرات و موجودات عالم بر خداوند متعال اشاره کرده و اظهار داشتند: در برخی از آیات قرآن کریم به سجده کردن تمامی موجودات دارای شعور، درک و عقل اشاره شده و درجه و رتبه انسان را بالاترین رتبه در میان موجودات معرفی کرده است. معظم له افزودند: علاوه بر این آیات، برخی دیگر، بر سجده کردن جنبندگان و حتی اجسام و اشیاء عالم دلالت دارند که آدمی را به تفکر و اندیشه درباره چگونگی سجده کردن این موجودات وا میدارد. این مفسر قرآن کریم ادامه داد: آیاتی که درباره سجده کردن، نازل شده است را می توان به چند گروه تقسیم کرد، آیاتی که بر سجده کردن عقلا اشاره کرده ، آیاتی که جنبندگان و اشیاء را داخل نموده و آیاتی که به سجده درختان ، گیاهان ، ماه و خورشید و دریاها اشاره کرده است. ایشان تصریح کردند: نسبت این آیات با هم عموم و خصوص است و هیچ تعارضی با هم ندارند و در شرایط متفاوت برای بیان مفاهیم متفاوت نازل شدهاند. حضرت آیتالله سبحانی گفتند: لفظ سجده در اصطلاح به این معنا است که انسان پیشانی خود را به روی زمین گذارد و اثرش این است که در برابر خدا خضوع و خشوع میکند. معظم له بیان داشتند: در این آیات، سجده معنای عامی دارد و معنای لفظی به معنای خضوع و خشوع در برابر خدا است، لذا تمامی موجودات و ذرات از آنجایی که دارای شعور هستند و کاملا مطیع خدا می باشند و در برابر قدرت، علم و اراده الهی خضوع و خشوع دارند در حقیقت بر خدا سجده می کنند. این مرجع تقلید ادامه دادند: هر موجود و ذره ای در این عالم با توجه به رتبه وجودی خود، علم و شعور دارد، البته علم و شعور یک اتم با شعور یک انسان کاملا متفاوت است، ولی به همان اندازه خداوند را سجده می کند و در برابر او خاضع و خاشع است. حضرت آیتالله سبحانی افزودند: علم و شعور در تمامی موجودات عالم جاری و ساری است ولی انسان های عادی از درک آن عاجز هستند. ایشان در پایان گفتند: اگر این آیات بر کوهها نازل می شد از عظمت و قدرت الهی خرد شده و تاب و تحمل نزول این آیات را نداشتند.
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. |
|
|