Shia-Online.ir .: وظیفه مرجعیت در قبال حکومت اسلامی
 
صفحه اصلی | آرشیو | جستجوی پیشرفته | تماس با ما | درباره ما | RSS2.0
20 بهمن 1388 | Tuesday, February 09, 2010
کاريکاتور: فرآیند تغییر حجاب زنان وهابی

فیصل: دست دادم اما به رسمیت نشناختم!

دیدار ضدانقلاب با شیمون پرز

كشته شدن يك زنداني در زندان سعودي

آموزش رقص در باشگاه های ورزشی بانوان

اشغال شمال اسرائيل توسط حزب الله

برخورد با شيعيان به بهانه خرافات!

نصب دوربين‌ در مساجد مصر

حذف گوشت غیر حلال در فرانسه

خصوصیت رباینده امام موسی صدر

عکس: گذرنامه یک زن طالبانی

رسوایی جنسی در کلیسای کاتولیک آلمان

فتوای آیت‌الله جوادی آملی درباره 22 بهمن

سرقت کتیبه 700 ساله مسجد جامع یزد

قرضاوي: محمود عباس بايد سنگسار شود


به نظر شما وهابيت که تبليغات گسترده اي در تهران آغاز کرده خواهد توانست براي خود نيرو جذب کند؟
بله
خير

حضرت امام خمینی (ره): امروز جنگ حق و باطل، فقر و غنا، استضعاف و استکبار، پا برهنه ها و مرفهین بی درد، شروع شده است.. (صحیفه نور)
تعداد بازدید : 2108

محمدمهدي نصر

اگر چه مرجعيت زعيم و هوشيار وظيفه دارد در مقابل حكومت طاغوت ايستاده و در راه اصلاح يا اسقاط آن از بذل جان و مال و آبروي خويش دريغ ندارد و اين مطلب را نيز در طول حيات هزار ساله خود نشان داده است، اما اين وظيفه در مقابل حكومت اسلامي به گونه ديگري است. از آن‌جايي كه هدف از تشكيل حكومت اسلامي عملي كردن اسلام در سطح جامعه است، لذا نحوه انتقاد و اعتراض مرجعيت در برابر اشتباهات احتمالي حكومت، قطعا نبايد به گونه‌اي باشد كه اصل نظام مورد آسيب قرار گيرد. آنچه كه در شرايط كنوني از مراجع بزرگوار تقليد حاضر در حكومت جمهوري اسلامي ايران نيز مي‌بينيم، بدون شك بايد مبتني بر همين اصل باشد. اما براي روشن شدن مطلب كافي است به رابطه بين شكوه مرجعيت شيعه مرحوم ميرزاي شيرازي قدس الله نفسه الزكيه با پادشاه وقت ايران ناصرالدين شاه توجه نماييم. خلاصه ماجرا از آن قرار است كه مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادي به علت ظلم و ستم‌هاي ناصرالدين شاه و نيز عياشي‌هاي وي قصد انجام كودتا را عليه شاه مي‌گيرد و در اين راه از مرحوم ميرزا ياري مي‌خواهد. اما ميرزا با اين كه حتي قدرت عزل ناصرالدين شاه را داشت، از اساس با اين كار مخالفت مي‌كرد. اينك شرح ماجرا از زبان آيت‌الله سيد رضي شيرازي حفظه الله نجل جليل مرحوم ميرزاي شيرازي رحمه الله كه در مجله حوزه شماره 50 و 51 در سال 1371 به چاپ رسيده است:


شيخ عبدالنبي نوري(ره) از شاگردان ميرزا بود. وي از سامرا از طريق ترکيه به مکه مشرف مي‌شود، در بازگشت به استانبول که مي‌رسد، سيد جمال با خبر شده از وي ملاقات مي‌خواهد. ملاقات شكل مي‌گيرد و سيد در آن ملاقات به شيخ عبدالنبي مي‌گويد: «پيامي دارم براي ميرزا که مي‌خواهم به وسيله شما براي ايشان بفرستم. به ميرزا بگو ناصرالدين شاه فرد فاسدي است. او را ابتدا تکفير و سپس عزل کند.» شيخ مي‌گويد: «اگر ناصرالدين شاه را عزل کند، چه کسي به جاي او بيايد؟» سيد جمال پاسخ مي‌دهد: «خود من.» شيخ مي‌گويد: «با چه پشتوانه‌اي؟» و پاسخ مي‌شنود «به پشتوانه سلطان عبدالحميد!» شيخ با اين سخن سيد سخت مخالفت مي‌كند. بگو مگو بالا مي‌گيرد و در عين حال نتيجه‌اي نمي‌دهد. شيخ به سامرا که مي‌آيد، خدمت مرحوم ميرزا مي‌رود. جريان ملاقات با سيد را كه به ايشان عرض مي‌كند، ميرزا مي‌فرمايد: «شما چه جواب دادي؟» مي‌گويد: «مخالفت کردم.» مرحوم ميرزا مي‌گويد: «اگر موافقت کرده بودي رابطه من با تو قطع مي شد! مي‌داني اين پيشنهاد چه مفسده‌اي دارد؟ معنايش اين است که تنها کشور مستقل شيعه استقلال خودش را از دست بدهد و تبعه دولت عثماني شود. اين به مصلحت نيست. اگر ما ناصرالدين شاه را عزل نمي‌کنيم، به خاطر حفظ همين ظاهرها است.»


مرحوم سيدجمال يك بار هم در زمان مرحوم ميرزا به سامرا آمد و از ميرزا وقت ملاقات خواست. ميرزا به او وقت ملاقات نداد. سيد جمال الدين دو نامه به ميرزا مي‌نويسد، اما ميرزا پاسخي به آن‌ها نمي‌دهد. تا اين كه سيد جمال از ديوار خانه ميرزا بالا مي‌رود و وارد اطاق وي مي‌شود و با او ملاقات مي‌نمايد! اما با وي سخت مخالفت مي‌شود.


سيد رضي شيرازي مي‌گويد: «من قبل از اين که ماجراهاي فوق را بشنوم، اين مساله در ذهنم بود که چرا مرحوم ميرزا در تلگراف‌هايش به ناصرالدين شاه تعبيرات محترمانه‌اي به کار مي‌برد و با القاب زيادي وي را مورد خطاب قرار مي دهد. بعد فهميدم که سر اين مطلب چيست. ميرزا به خاطر حفظ موقعيت موجود و اين که کسي که بتواند در آن شرايط جانشين ناصرالدين شاه بشود و اين استقلال ظاهري را حفظ کند، وجود ندارد، صلاح نمي‌داند هيمنه ظاهري شاه را در هم بشکند. از اين روي در تعبيرات حتي به مانند يک رعيت با ناصرالدين شاه برخورد مي کند!»


اكنون وظيفه مرجعيت در قبال حكومت اسلامي و شيعي ولو به ظاهر، كاملا مشخص مي‌شود. در جايي كه رئيس حكومت يك پادشاه ديكتاتور فاسد و عياش است و حكومت وي به واقع تنها نامي از شيعه را يدك مي‌كشد، مرجع تقليد زمان براي حفظ اصل همين حكومت به ظاهر شيعه با شاه با نرمي و انعطاف و در نهايت احتياط برخورد مي‌كند. حال مشخص است كه وظيفه مرجعيت در قبال حكومت جمهوري اسلامي فعلي چيست. اين در حالي است كه در راس اين حكومت، ولي فقيه قرار دارد كه مجتهدي است عادل و خود يك مرجع تقليد مي‌باشد و شكل حكومت نيز قطعا با مدل حكومتي آكنده از ظلم ناصرالدين شاه قاجار كاملا متفاوت است. بنابراين مرجعيت قهرا هر جا لازم ببيند، تذكرات لازم و نظرات پيشنهادي را به حاكم جامعه اسلامي اگر چه ولي فقيه باشد، مي‌دهد؛ اما حتما اين كار را به صورت غير علني و يا به هر حال با رعايت احتياط كامل انجام مي‌دهد تا مبادا اصل نظام در تنها حكومت مستقل شيعي موجود در جهان كنوني خدشه‌دار شود.


ارسال: یکشنبه18 مرداد 1388/ 16:9ب.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=6601

[11 شهریور 1388]
آقای محمد مهدی ضمن پوزش از شما واقعا بی سوادی شما به شکل ناجوری تابلو. عموما کپی و پیست مطالب در اینترنت.
محمد مهدي[01 شهریور 1388]
خانم حميده! از نوع نظراتي که مي گذاريد معلوم مي شود چقدر تاريخ را مطالعه کرده ايد!!!
حميده[24 مرداد 1388]
اتفاقا مطمئمن باشيثد بنده تاريخ را مطالعه كردم. شما اگر خودتان تاريخ را مطالعه نكرديد به من مربوط نميشود.
محمد مهدي[21 مرداد 1388]
بدون مطالعه تاريخ نمي توانيد اظهار نظر کنيد. با يک مورد اميرکبير نمي توان چنين استنتاج نمود!
احمد تهراني[20 مرداد 1388]
حفظ نظام معنايش حفظ حاکمان نيست! اتفاقا معنايش در آن است که جمهوريت و اسلاميت نظام و اصول مهم قانون اساسي اش حفظ شود. لذا اگر ديديد جمهوريت نظام به خطر افتاده يا اسلاميت آن با رفتار و عملکرد مسوولان خدشه دار شده است بايد گفت: براي حفظ نظام بکوشيد که از اوجب واجبات است ! يعني آسيب را برطرف کنيد نه آن که به منحرفان فرصت ادامه کار دهيد!
حميده[20 مرداد 1388]
آقاي محمد مهدي مطمئن باشيد ظلمهاي اين دوران خيلي بيشتر است. چون زمان ناصرالدين شاه اميركبير را كشتند. ديگه از شكنجه و انواع و اقسام افتراها راحت بود.
چرا نظر من را بدون نامم ميگذاريد. لابد خانم ها حق نظر دادن ندارند؟

[20 مرداد 1388]
آقاي محمد مهدي مطمئن باشيد ظلمهاي اين دوران خيلي بيشتر است. چون زمان ناصرالدين شاه اميركبير را كشتند. ديگه از شكنجه و انواع و اقسام افتراها راحت بود.
شيعه کوچولو[19 مرداد 1388]
امام خميني رحمه الله عليه :
حفظ جمهوري اسلامي از اوجب واجبات است .

بنابر اين . وظيفه علماي آگاه اين زمان نيز همين است و بس !
البته هرکسي بنا به قدرت و نفوذ و اعتبار خود مي بايست در رفع معايب حکومت و اصلاح جامعه اسلامي بکوشد !

محمد مهدي[19 مرداد 1388]
آقاي محمد! اولا اين يك مقاله فلسفي نيست، كه اشكالات عقلي و منطقي آن شما را بيازارد! حتي مقاله كلامي هم نيست. صرفا بيان يك روايت تاريخي است. ضمنا بدون مطالعه تاريخ نمي توانيد اظهار نظر درستي باشيد. آيا شما ظلم هايي را كه ناصر الدين شاه كرده است، با اين حكومت مقايسه مي كنيد؟!
محمد[19 مرداد 1388]
متن مقاله را چندین بار مطالعه نمودم. و هر بار بیش از پیش اشکالات عقلی و منطقی آن مرا آزرد. شما بنا به سوابق تاریخی که دکر نمودید نتیجه گرفتید که ظاهرا می بایست مراجع چشم خود را بر روی برخی مسائل ببند. سئوال اینجاست که آیا شرایط حال حاضر قابل مقایسه با آن زمان هست؟ آیا شما بیش از برخی از مزاجع به وضعیت زمان حال حاضر آشنا هستید . ایا این کار و تفمر شما همانند دوستان طرفدار دولت نیست که بر در منازل علما تحمع می کنند و خواستار تبریک گوئی ایشان هستند نیست؟ اکنون نه تنها شیعه در حال تضعبف شدن میباشد بلکه به دلیل همین تفکرات و سکوت طولانی مدت برخی از مراجع عملا پایه های دینی آحاد جامعه سست گردیده است.


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   



















.

صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما
تمامی حقوق برای شیعه آنلاین محفوظ است
  shia-online.ir © 2007 - All rights reserved
طرح و اجراء :
ارمغان داده پرداز