Shia-Online.ir .: نگاهی به احياگر حوزه مشهد
 
صفحه اصلی | آرشیو | جستجوی پیشرفته | تماس با ما | درباره ما | RSS2.0
20 بهمن 1388 | Tuesday, February 09, 2010
کاريکاتور: فرآیند تغییر حجاب زنان وهابی

فیصل: دست دادم اما به رسمیت نشناختم!

دیدار ضدانقلاب با شیمون پرز

كشته شدن يك زنداني در زندان سعودي

آموزش رقص در باشگاه های ورزشی بانوان

اشغال شمال اسرائيل توسط حزب الله

برخورد با شيعيان به بهانه خرافات!

نصب دوربين‌ در مساجد مصر

حذف گوشت غیر حلال در فرانسه

خصوصیت رباینده امام موسی صدر

عکس: گذرنامه یک زن طالبانی

رسوایی جنسی در کلیسای کاتولیک آلمان

فتوای آیت‌الله جوادی آملی درباره 22 بهمن

سرقت کتیبه 700 ساله مسجد جامع یزد

قرضاوي: محمود عباس بايد سنگسار شود


به نظر شما وهابيت که تبليغات گسترده اي در تهران آغاز کرده خواهد توانست براي خود نيرو جذب کند؟
بله
خير

حضرت امام خمینی (ره): مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی، رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد.. (صحیفه نور)

تعداد بازدید : 457

آيت‌الله العظمي سيدمحمدهادي ميلاني را بايد از متفاوت‌ترين مراجع تقليد معاصر ناميد که مواضع و آراي سياسي و اجتماعي‌اش مورد توجه قشرهاي مختلف جامعه بود. او در زماني به مرجعيت رسيد که جامعه ايران در التهاب ناشي از شرايط پس از نهضت روحانيون به سر مي‌برد.

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله العظمی ميلاني در آن زمان مقبول روشنفکران و نوانديشان ديني بود و به دليل روحيه ميانه‌رويي که داشت، جذابيت‌هاي متنوعي را از خود نشان مي‌داد. آيت‌الله ميلاني که مقام علمي قابل توجهي نيز داشت، در دهه پاياني عمر خود به يکي از متنفذترين مردان سياست و فرهنگ در ايران بدل شد.


از نجف تا مشهد
علي‌اشرف فتحي در این مطلب که در روزنامه اعتمادملی به چاپ رسید، نوشت: مرحوم ميلاني از نسل سادات حسيني شهر مدينه بود که اجدادش به دعوت مردم آذربايجان به ايران آمده بودند تا به ارشاد ديني مردم بپردازند. اقامت آنها در منطقه «ميلان» تبريز، سبب شد که نام خانوادگي آنها به «ميلاني» شهرت يابد. بعدها اجداد آيت‌الله که از عالمان ديني بودند، به رسم آن روزگار به نجف رفتند و به تحصيل و تدريس در حوزه هزار ساله نجف مشغول شدند. محمدهادي ميلاني در همين شهر زاده شد. سالي که او به دنيا آمد؛ 1313قمري برابر با 1274 شمسي بود و در آن زمان حوزه نجف محل حضور و تدريس بزرگاني چون آخوند خراساني، ميرزاي نائيني و سيد کاظم يزدي بود. سيدمحمدهادي کودک بود که حوزه نجف توانست انقلاب مشروطيت را در ايران رهبري کند. در واقع دوران کودکي و نوجواني ميلاني را بايد سياسي‌ترين سال‌هاي حوزه نجف به شمار آورد.


آیت الله العظمی ميلاني در همين سال‌هاي سرنوشت ساز، تحصيل در حوزه را آغاز کرد و درس مراجع و علماي مشهوري چون ميرزاي‌نائيني، سيد ابوالحسن اصفهاني و آقا ضياء عراقي را درک کرد. همچنين در علوم معقول نيز از آيت‌الله‌شيخ محمد حسين غروي اصفهاني بهره برد. آيت‌الله ميلاني پس از سال‌ها تحصيل در مهم‌ترين مرکز فقهي تاريخ تشيع، به يکي از استادان مهم حوزه‌هاي علميه عراق بدل شد و 18 سال نيز در شهر کربلا به تربيت شاگرد پرداخت. حاصل کار او در کربلا تربيت عالمان بزرگي همچون آيات‌عظام حسين‌وحيد خراساني و مرحوم سيد‌محمدشيرازي و مرحوم علامه محمدتقي جعفري بود.


آيت‌الله ميلاني در دوران تحصيل در نجف، همراه با ساير روحانيون اين حوزه به صف مبارزه با انگليسي پيوست و در کنار دوستانش ميرزامهدي کفايي فرزند آخوند خراساني و شيخ جواد جواهري فرزند صاحب جواهر در اين رويداد مهم سياسي تاريخ نجف حضور فعال داشت. او پرورده علمي و سياسي نجف شمرده مي‌شد و از نزديک شاهد پيروزي‌ها و شکست‌هاي تاريخي بزرگان اين حوزه بود. همين مساله سبب شد که در رويکردهاي سياسي و فرهنگي دوران حضور و مرجعيتش در ايران، با مراجعي که پرورده قم بودند، تفاوت‌هايي داشته باشد.


او در سن 60 سالگي به قصد زيارت عازم مشهد شد و پس از مشاهده اوضاع نابسامان حوزه علميه اين شهر، مشابه شيخ عبدالکريم حائري يزدي در قم به احياي اين حوزه پرداخت. او از سال 1334 شمسي در مشهد ماندگار شد و 20 سال حضور او در مشهد، علاوه بر تقويت مرجعيت وي به احياي حوزه‌اي منجر شد که سرکوب‌هاي عصر رضاخان آن را از اثرگذاري دور کرده بود. آيت‌الله خامنه‌اي که در زمان ورود آيت‌الله‌العظمي ميلاني به مشهد از طلبه‌هاي جوان اين شهر بودند و خودشان نيز مدتي در درس خارج آيت‌الله ميلاني شرکت کرده بودند، درباره تاثيرات حضور اين مرجع تقليد در مشهد معتقد هستند: «ما ديديم که مرحوم آيت‌الله ميلاني از کربلا که نزديکي نجف بود آمدند تا مشهد و يک حوزه علميه بزرگي را به‌وجود آوردند. اين يک واقعيت است. از برکت الهي براي حوزه علميه مشهد وجود آيت‌الله ميلاني بود.»


محبوب نوگرايان
آيت‌الله العظمي سيدمحمدهادي ميلاني در سالي وارد مشهد شد که نيروهاي هوادار دکتر مصدق نفوذ بالايي در ميان قشر مذهبي شهر داشتند. استاد محمد تقي شريعتي و طاهر احمد‌زاده به عنوان دو چهره فعال سياسي – مذهبي شهر، نقش بسيار مهمي در جذب جوانان و جلوگيري از گسترش افکار مارکسيستي ايفا مي‌کردند. روحيه ميانه‌رو و فرهنگ دوست او که حاصل شش دهه حضور وي درعراق بود، کمک زيادي به تحکيم روابط او با نوانديشان ديني مي‌کرد. به‌اين ترتيب بيت آيت‌الله ميلاني به پاتوق نيروهاي فعال و جوانان مذهبي بدل شد. پرويز خرسند که در آن سال‌ها از نويسندگان و فعالان سياسي و مذهبي اين شهر به حساب مي‌آمد، به ياد مي‌آورد که به همراه اميرپرويز پويان به خانه آيت‌الله ميلاني مي‌رفته و روابط صميمانه‌اي با او داشته است. خرسند مي‌گويد که دکتر علي شريعتي را نيز نخستين بار در خانه آيت‌الله ميلاني ديده است: «منزل آيت‌الله ميلاني آن موقع پاتوق روشنفکران مذهبي بود. همه طلبه‌ها و غيرطلبه‌ها مي‌آمدند. البته بيشتر دانشجويان مي‌آمدند. من هم آنجا مي‌رفتم. به ياد دارم طلبه‌ها خيلي به من متلک مي‌گفتند که چرا ريش نمي‌گذاري؟! آخرش حوصله‌ام سر رفت و روزي به آقاي ميلاني گفتم که اين طلبه‌ها خيلي به من گير مي‌دهند. شما تکليف مرا روشن کنيد. آقاي ميلاني لبخندي زد و گفت: «من تا به حال يک بار به تو گفته‌ام که چرا ريشت را مي‌زني؟» من و امير پرويز پويان زياد به آنجا و نيز نماز آقاي ميلاني در صحن نو حرم مي‌رفتيم. کساني که مبارز بودند پيش آقاي ميلاني مي‌رفتند و او را دوست داشتند. آيت‌الله ميلاني نماز عيد فطر را هم به باغ تلگرد مي‌آمد که متعلق به طاهر‌احمدزاده بود. اين باغ آن زمان بيرون مشهد بود و انگور زيادي داشت. به هر حال ما رفت و آمد زيادي به خانه آقاي ميلاني داشتيم. حدود سال 41 بود؛ يعني قبل از قضاياي خرداد 42. يک بار وقتي در خانه آيت‌الله ميلاني بوديم، ديدم پچ پچي در محفل افتاد. مي‌گفتند علي شريعتي آمده است. من هيچ‌گاه از آيت‌الله يک چهره اسطوره‌اي و با تبختر در ذهن نداشتم اما فراموش نمي‌کنم و برايم عجيب بود که آيت‌الله ميلاني يکباره از جا پريد و از طبقه دوم به کوچه آمد تا قبل از اينکه شريعتي به او برسد، او به شريعتي برسد. آن دو همديگر را بغل کردند و بوسيدند. اين جريان خيلي برايم جالب بود. من تا آن روز شريعتي را نديده بودم و هيچ تصويري از او نداشتم، ولي قبل از آن او را مي‌شناختم و نامش را شنيده و برخي آثارش را خوانده بودم. آن زمان او به دليل درگذشت مادرش به ايران آمده بود و پس از مدتي اقامت در ايران به فرانسه بازگشت.


حضور آيت‌الله‌العظمي سيدمحمدهادي ميلاني در مشهد سبب شد که اين شهر در جريان جنبش روحانيون در سال‌هاي نخست دهه 40، محوريت بيشتري يابد و حکومت پهلوي نيز با اطلاع از ميزان نفوذ آيت‌الله ميلاني، سعي فراواني در رعايت حال او داشت. مرحوم ميلاني به دليل موقعيت علمي و فرهنگي خاصي که داشت، حتي در ميان روحانيون نوگراي قم نيز محبوبيت و مقبوليت قابل توجهي داشت.


مدرسه علميه حقاني قم که به دست روحانيون خوشفکري چون بهشتي و قدوسي پايه‌گذاري شده بود، به گفته آيت‌الله منتظري بيش از آنکه به امام خميني گرايش داشته باشد، روابط حسنه‌اي با آقاي ميلاني داشت. (خاطرات آيت‌الله منتظري، ج1، ص 211)


نگاه‌ويژه به سياست و انتقاد انقلابيون
از نکات قابل تامل در حيات سياسي آيت‌الله‌ميلاني، نوع نگاه او به مبارزه سياسي و حتي نظامي با حکومت و نيز نوع نگاه مبارزان به وي بود. ميلاني در جريان مهاجرت علما به تهران در سال 1342 حضور فعالي داشت. او از مشهد به تهران آمد و با وجود روحيه مسالمت‌آميزي که داشت، از تهديدهاي حکومت نهراسيد و حتي مرجعيت امام خميني را کتبا تاييد کرد تا مانع از اعدام امام شود. اما راديکاليسم موجود در فضاي آن روزگار سبب مي‌شد که سطح انتظارات از مراجع تقليد فراتر رود.
انقلابيون انتظار داشتند که مرجعيت شيعه حضور فعال‌تري در صحنه داشته باشد و از ميانه‌روي بپرهيزد. اين تعامل فرسايشي در مقاطع مختلف تاريخي موجب بروز چالش ميان بخش‌هايي از جامعه با مرجعيت شده بود. همين توقعات سبب شد که آيت‌الله شريعتمداري در قم و آيت‌الله ميلاني در مشهد مورد سرزنش انقلابيون قرار گيرند. آيت‌الله منتظري در خاطراتش به ياد مي‌آورد که در جلسه‌اي که با برخي از روحانيون مشهد داشته و خواستار تقويت آيت‌الله ميلاني بوده، از يک روحاني انقلابي شنيده است که آقاي ميلاني در مشهد، مثل آقاي شريعتمداري در قم است. منتظري روايت مي‌کند که انقلابيون داغ مشهد از آقاي ميلاني مأيوس شده بودند.


شهيد حاج مهدي عراقي نيز که از برجسته‌ترين مبارزان آن سال‌ها بود درباره چرايي تيرگي روابط انقلابيون با مرحوم ميلاني گفته است: «آقاي ميلاني يکي از افرادي بود که وقتي آمد موضع خيلي خوبي داشت که واقعا اميدوارکننده بود. ولي چند روزي نگذشت که آقاي شريعتمداري هم آمد و نفس آقاي شريعتمداري خورد به آقاي ميلاني و عين کوه يخ کرد؛ او را. يعني همه فکرهايي که ما مي‌کرديم که اقلا بعد از نبود آقاي خميني ما بتوانيم با آقاي ميلاني يک سري کارهايي انجام بدهيم ولي متاسفانه نشد.» (ناگفته‌ها، خاطرات شهيد عراقي، ص 193)


دکتر علي شريعتي نيز که ابتدا روابط نزديکي با آيت‌الله ميلاني داشت با راديکال شدن مسير جنبش به انتقادهاي بي‌پرده از آيت‌الله و مقايسه با «گورويچ‌» مي‌پرداخت. (با مخاطبان آشنا، ص 13)


گويا نزديکي ولايتي‌هاي مشهد که تعصب در تشيع خود داشته و با تقريب‌گرايان مخالف بوده‌اند، تاثير فراواني در شدت‌گيري انتقادات نوانديشان و انقلابيون عليه آيت‌الله ميلاني داشته است. شريعتي نيز در اين نامه خود به پدرش استاد شريعتي، تلويحا مرحوم ميلاني را به دليل همين طرز فکر مورد حمله قرار داده است.


اما بررسي اسناد ساواک و خاطرات شفاهي فعالان سياسي و حوزوي آن روزگار نشان مي‌دهد که آيت‌الله العظمي ميلاني بر خلاف منش محتاطانه‌اي که در ظاهر داشت، نقش مهمي در مبارزات مسلحانه عليه رژيم شاه ايفا مي‌کرده است.


فعالان هيات‌هاي مؤتلفه اسلامي که حسنعلي منصور را به جرم تبعيد امام خميني ترور کردند، مستند شرعي خود براي ترور نخست وزير شاه را فتواي آيت‌الله ميلاني ذکر مي‌کنند. هرچند در يکي از اسناد ساواک آمده که مرحوم ميلاني از استناد ترور منصور به خود ناخرسند بوده و در نامه‌اي به مراجع تهران و قم اين فتوا را تکذيب کرده است. (آيت‌الله العظمي ميلاني به روايت اسناد ساواک، ج2، ص 318)


با اين حال سران موتلفه اصرار داشته‌اند که ترور منصور را به فتواي آيت‌الله ميلاني مستند کنند. مرحوم علي دواني ماجراي نحوه صدور فتواي ترور منصور را در نهضت روحانيون ايران روايت کرده است. (ج7، صص 233 و 234)


حساسيت ساواک روي آيت‌الله ميلاني سبب شده بود که وي به شدت زيرنظر باشد و حتي گاهي نيز از سختگيري‌هاي شديد دستگاه‌هاي امنيتي شاکي شده است. (آيت‌الله العظمي ميلاني به روايت اسناد ساواک، ج2، ص 319) اما همه اين کنترل‌ها سبب نشد که ارتباط او با روحانيون انقلابي قطع شود. آيت‌الله منتظري در خاطراتش از ارتباطات خود با آيت‌الله العظمي سيدمحمدهادي ميلاني سخن گفته و از نقش داشتن وي در کودتاي نافرجام مرحوم سرلشكر قرني خبر داده است: «من در مدتي كه تهران بودم مرتبا با آيت‌الله ميلاني ملاقات داشتم ولي پس از اينكه آيت‌الله خميني از زندان آزاد شدند و ما مي‎خواستيم به اصفهان برگرديم، رفتيم با بعضي از علمايي كه براي آزادي آقاي خميني به تهران مهاجرت كرده بودند و هنوز در تهران بودند، خداحافظي كنيم از جمله براي خداحافظي به منزل آيت‌الله ميلاني رفتيم، هنگامي كه ما بلند شديم ايشان فرمودند من با شما يك كاري داشتم، گفتم بفرماييد، گفتند همين روزها يك حوادث و اتفاقاتي پيش مي‎آيد، شما مواظب استان اصفهان باشيد، گويا مي‎خواستند بگويند آن منطقه در اختيار شماست. ما اين طور استنباط كرديم كه ايشان از يك برنامه كودتا مطلع هستند و به اين شكل دارند به ما توصيه مي‎كنند كه نظم آن منطقه را كنترل كنيم. البته پس از مدتي به ما خبر رسيد كه سرلشكر قرني و آقا مرتضي جزايري و خبازان را بازداشت كرده‌اند و بعدا شنيديم كه پاكروان رئيس ساواك به مشهد رفته و با آيت‌الله ميلاني صحبت كرده در واقع از ايشان بازجويي كرده، بالاخره معلوم شد كه برنامه‌اي بوده است كه سرلشكر ولي‌الله قرني كودتايي را ترتيب بدهد و آيت‌الله ميلاني هم در جريان اين كودتا بوده است و بنا بوده در صورت موفقيت از ايشان حمايت و پشتيباني بكند كه بعدا جريان اين كودتا لو رفته است.» (خاطرات آيت‌الله منتظري، ج1، ص244)


اسناد منتشر شده در ساواک نشان مي‌دهد که آيت‌الله ميلاني پس از بسته شدن فضاي سياسي کشور در چند سال پاياني عمر خود در عين رعايت احتياطات لازم، تلاش‌هايي در جهت برقراري ارتباط با انقلابيون داشته و در مواقع لزوم آنها را ياري مي‌کرده است. وي در اين مدت نامه‌نگاري‌هايي با مرحوم آيت‌الله طالقاني داشته و از موقعيت خود براي تخفيف مجازات زندانيان سياسي بهره مي‌گرفته است.


همچنين او ارتباطات خود را با امام خميني که به نجف تبعيد شده بود، قطع نکرد و مکاتباتي با وي داشت.


در خرداد 1346 با انتشار اعلاميه‌اي درباره جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل با اعراب مسلمان اظهار همدردي كرد و به همين دليل از سوي ساواک تهديد شد. در همين سال در جريان جشن تاجگذاري به خاطر تبريك نگفتن به شاه، گذرنامه ايشان صادر و دستور خروج وي از ايران داده شد ولي به خاطر ملاحظه نفوذ معنوي‌اش، رژيم از تصميم خود منصرف شد. همچنين آيت‌الله ميلاني پس از شهادت آيت‌الله سعيدي در 24 خرداد 1349 به منظور تجليل از وي درس خود را تعطيل كرد و به عزاداري پرداخت. (جلد سوم اسناد ساواک، صص 428 و 430)


از سوي ديگر در 24 تيرماه همين سال رئيس دانشگاه الازهر كه از سوي دارالتقريب بين‌المذاهب‌الاسلاميه از قاهره به ايران آمده بود با مرحوم ميلاني ديدار كرد. ميلاني همچنين در سفر آيت‌الله دکتر بهشتي به آلمان و تکميل بناي مرکز اسلامي‌ هامبورگ نقش مؤثري داشت. وي آثار و تاليفاتي در حوزه تفسير، فقه و اصول برجاي گذاشت که تفسير سوره جمعه و تغابن، حاشيه بر مکاسب، حاشيه بر عروة الوثقي و چندين رساله فقهي از اين دسته‌اند.


سرانجام اين مرجع تقليد نامدار معاصر در سن 80 سالگي روز جمعه 29 رجب 1395 قمري برابر با 17 مرداد 1354 در بيمارستان شاهين‌فر مشهد چشم از جهان فرو بست. در مراسم تشييع وي معاون و چند تن از وزراي دولت هويدا حضور داشتند و پيکر وي در حرم امام رضا‌(ع) به خاک سپرده شد. در آيين بزرگداشت وي نماينده‌اي از طرف پاپ رهبر کاتوليک‌هاي جهان حضور داشت. همچنين برخي از چهره‌هاي سرشناس اپوزيسيون نيز در مجالس ترحيم وي حضور فعال داشتند. پس از رحلت مرحوم آيت‌الله‌العظمي ميلاني، حوزه مشهد نيز دچار کمبودهايي شد. اسناد ساواک نشان مي‌دهد که برخي از طلاب مشهد نيز پس از ميلاني تصميم به مهاجرت به قم گرفتند. (ج3، ص 651) از اين رو شايد بتوان مرحوم ميلاني را از واپسين مراجع تقليد بزرگ شيعه مستقر در مشهد دانست که در حيات سياسي اجتماعي اين حوزه نقش‌چشمگيري داشت.


حوزه مشهد؛ حوزه‌اي رنگارنگ


حوزه علميه مشهد در قرون متمادي، دوره‌هاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است. اما در تاريخ معاصر ايران چندين بار توانسته گوي سبقت را از ديگر حوزه‌هاي شيعي بربايد. شايد مهم‌ترين قدرتنمايي حوزويان مشهد را بايد در جريان مخالفت با کشف حجاب رضاخاني جست‌وجو کرد. در اين جريان، مراجع و روحانيون مشهد بيش از ساير مراكز فقهي شيعه سنگ تمام گذاشتند و از همين رو با رفتار خشن رضاخان مواجه شدند. تا جايي که مراجع و بزرگان روحاني اين شهر از ايران تبعيد شدند و محدوديت‌هاي فراواني براي بقيه روحانيون اعمال شد.


با اين حال نمي‌توان حوزه علميه مشهد را مكتب متفاوتي دانست، هرچند حوزه اين شهر در روزگار ما به مخالفت با فلسفه اسلامي ‌شهره شده و برخي دانش‌آموختگان آن، عنوان «مكتب تفكيك» را بر آن نهاده‌اند تا نشان دهند كه علاقه‌اي به دخالت دادن آموزه‌هاي فلسفي در دين شناسي خود ندارند. عالمان اين مكتب به‌گونه‌اي در اعتقادات خود راسخند تا آنجا كه به احترام حفظ وحدت عمومي حوزه مشهد و حاكميت ديني، امام‌خميني از ادامه درس تفسير خويش كه در قالب برنامه «با قرآن در صحنه» در سال 1358 از تلويزيون پخش مي‌شد، امتناع كردند. همچنين در دهه 70 شمسي با حضور دائمي‌يك فيلسوف اسلامي ديگر حوزه علميه قم (آيت‌الله جوادي‌آملي) در مشهد براي زعامت حوزه علميه اين شهر مخالفت كردند. دلگيري مشهدي‌ها از فلسفه به حدي بوده كه صميميت و دوستي مرحوم آيت‌الله شيخ مجتبي قزويني از چهره‌هاي بارز مكتب تفكيك با امام خميني (از استادان بنام فلسفه در قم) سبب حيرت برخي استادان حوزه شده بود.


با اين حال حوزه مشهد در طول تاريخ خود چندان تحركي نداشته است. به‌رغم وجود حرم امام رضا(ع) در اين شهر كه مقدس‌ترين مكان مذهبي ايران شمرده مي‌شود، شهر مشهد شهري فقه‌مدار نبوده است. اگرچه در برخي اعصار، اين شهر دوره‌هاي درخشان علمي ‌را تجربه كرده است اما اين فقط مشهد نبوده كه چنين دوره‌هايي را گذرانده است، شهرهاي ديگري همچون اصفهان، زنجان و تبريز حوزه‌هاي علميه فعال‌تري داشته‌اند. دروس فلسفه و ادبيات عرب رواج يافت و حضور برخي از مراجع تقليد شيعه همچون آيت‌الله حاج آقا حسين قمي، آيت‌الله سيد يونس اردبيلي و آيت‌الله سيد‌هادي ميلاني در اين شهر به دروس فقه و اصول نيز رواج نسبي بخشيد. از سوي ديگر، فعاليت انجمن حجتيه نيز از سوي يك روحاني مشهدي منتقد فلسفه به نام شيخ محمود حلبي آغاز شد. با ظهور مكتب فقهاي اماميه در دهه 40 شمسي از سوي آيت‌الله‌ميرزا مهدي اصفهاني و شاگردانش، بازار داغ دروس فلسفي هم فروكش كرد و سال‌هاست كه حوزه مشهد به تبحر در ادبيات عرب اكتفا كرده است.


مكتب تفكيك كه از سوي استاد محمد رضا حكيمي ‌(يكي از شاگردان ميرزاي اصفهاني) به اين نام ملقب شده، بدون آنكه فلسفه را نفي كند، خواهان آميخته نشدن دين‌شناسي با آموزه‌هاي فلسفي است. بسياري از بزرگان اين مكتب، از استادان بنام و مهم فلسفه بوده‌اند. پيروان مكتب تفكيك اكنون چند سالي است درصدد حضور در فضاي حوزه علميه قم و قانع كردن طلاب آن به يافته‌هاي فكري خود هستند. آيت‌الله سيدان مشهورترين روحاني مدافع مکتب تفکيک است که دامنه تلاش‌هاي خود را به حوزه عليمه قم گسترش داده و جلسات مستمري براي طلاب قم داير مي‌کند.


البته در شهر مشهد هم چندان فضاي يكدستي حاكم نيست. مرحوم آيت‌الله سيد‌جلال الدين آشتياني كه از مهم‌ترين استادان معاصر فلسفه بود، سال‌هاي متمادي در اين شهر به تدريس و تحقيق پرداخت. همچنين در غياب مراجع تقليد نامداري چون حضرات آيات عظام ميلاني، حسن طباطبايي قمي ‌و عبدالله شيرازي، اكنون آيت‌الله عزالدين زنجاني در اين شهر بر كرسي تدريس نشسته است. وي از شاگردان درس فلسفه علامه طباطبايي بوده و تسلط فراواني بر اين علم دارد و با پيروان مكتب تفكيك همسو نيست. حوزه مشهد نيز اگرچه جداي از حوزه قم مديريت مي‌شود، ولي همچنان در حاشيه است و طلاب آن همچون گذشته براي سطوح عالي به قم مي‌آيند.


ارسال: سه شنبه06 مرداد 1388/ 11:4ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=6403

محمد مهدي[06 مرداد 1388]
مرحومه علامه طباطبايي (ره) با قرباني کردن خود در قم و خريدن انواع تهمت ها و توهين ها به خود فلسفه را در ايران ماندگار کرد به گونه اي که اکنون از دروس رسمي حوزه به شمار مي رود و حوزه مشهد با قم قابل قياس نيست. کاري که کسي جرات نکرد در نجف انجانم دهد. شنيده ام که قبل از آمدن از تبريز به قم استخاره نيز کرده و استخاره بسيار عالي آمده است. جزاه الله خير جزاء المصلحين


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   



















.

صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما
تمامی حقوق برای شیعه آنلاین محفوظ است
  shia-online.ir © 2007 - All rights reserved
طرح و اجراء :
ارمغان داده پرداز