|
|
تعداد بازدید : 483
به گزارش شیعه آنلاین، ابراهیم فیاض سپس با اشاره به اينکه فلسفه غرب از نگاه اسلام حاصل نوعي شرک صفاتي است، به جايگاه فلسفه اسلامي که نتيجه تغيير فلسفه تکثرگراي غرب به وحدتگراي ايراني- اسلامي ميپردازد: «براي تبديل كثرت به وحدت از عرفان كمك گرفته شد. عرفاني كه با توجه به اسلام و عرفان قديم ايراني باز توليد شد.» فياض در بخش پاياني مقاله خود ميگويد: «كثرت در وحدت و وحدت در كثرت از دو جريان افراطي جلوگيري ميكند و فقط به وحدت فكر نميكند كه به بنيادگرايي مسيحي و يهودي موجود در قرون گذشته اروپا و امروز اسرائيل دچار شود. پس به يك نوع خشونت و تسويه نژادي دچار شود كه در سراسر تاريخ اروپا و اسرائيل امروز مشهود است و دچار كثرتگرايي بدون وحدت نميشود كه دچار فلسفههاي كثرتگرا شود. پس جنگ قوميتي را بر جهان حاكم ميكند كه امروز به گونه مليگرايي افراطي و جنگهاي مليتي تجلي پيدا ميكند.» «اسلام سياسي در تركيه» گفت وگوي «الشرقالاوسط» با «نجمالدين اربكان» بخش ديگري از اين نشريه است. نخستين نخستوزير اسلامگرا در تاريخ تركيه «هدف اصلياش اجراي شريعت نيست و هيچگاه هم آن را اولويت خود قرار نداده است. آنچه او در پي آن است، آزادسازي تركيه از سلطه آمريكا و صهيونيسم جهاني است.» در گفتوگوي شرقالاوسط مسائلي همچون تحليل انتخابات ترکيه و پيروزي حزب عدالت و توسعه بررسي شده است. «تجربه ديني در آزمون فطرت با تكيه و ديدگاه امامخميني(ره)»، مطلب بعدي است كه ضمن بررسي تعريف فطرت و جايگاه آن در شناخت خدا، به بررسي نظريات امام خميني در اين باب نيز ميپردازد. نگارنده اصليترين دليل فطري بر وجود خدا را عشق انسان به خير مطلق معرفي ميکند. اين نظر در نامه امام به گورباچف به روشني بيان شده است: « انسان در فطرت خود، هر كمالي را به طور مطلق ميخواهد و شما خوب ميدانيد كه انسان ميخواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتي كه ناقص است، دل نبسته است. اگر عالم را به اختيار داشته باشد و گفته شود جهان ديگري هم هست، فطرتا مايل است آن جهان را هم در اختيار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم ديگري هم هست، فطرتا مايل است آن علوم را هم بياموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد داشته باشد تا آدمي دل به آن ببندد؛ آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهيم؛ گرچه خود ندانيم...» پگاه در صفحه سياسي خود به موضوع «غرب و سياست دوگانه در قبال منافقين» پرداخته است. نويسنده با اشاره به اينکه سازمان مجاهدين خلق تلاش ميکند ارزشهاي اسلامي را در قالب عقايد «ماركسيستي - فمينيستي» تعريف كند، شواهد متعددي را مبني بر حمايت غرب از اين سازمان ارائه ميکند. او معتقد است: «با توجه به وقوع بحران هويت سازماني، اعلان آمادگي کشور براي پذيرش اعضاي نادم اين گروه كه در جنايات ضدبشري سران منافقين نقشي نداشتهاند، ميتواند فرآيند متلاشي شدن اين گروهك تروريستي را تسهيل و تسريع نموده...» همچنين مقاله «سياست و جامعه ايراني» به بررسي تطبيقي آراي دكتر داوري و دكتر ميرسپاسي ميپردازد و مباحثي همچون اسلام و سياست، توسعه، علت عقبماندگي ايران، انقلاب اسلامي و موضوع روشنفكري و روشنفكري ديني، را در چارچوب نظريات اين دو متفکر ايراني بررسي ميکند. اين نشريه به مدير مسوولي «سيد عباس صالحي» هر دو هفته يکبار منتشر ميشود.
محمد مهدي[06 تیر 1388]
چندي است به نظر مي رسد ترويج سکولاريسم مي کنيد. اين از اين مطلب و اين هم از مطلب آخوند عراقي عليه جمهوري اسلامي ايران! خيلي ها شايد همين طور باشند. ابتدا با نگرش ديني مخالفت کرده و احمدي نژاد را خرافه پرست خطاب مي کنند و به موسوي راي مي دهند! سپس با نظام اسلامي به مشکل بر مي خورند و بعد هم کم کم با خود اسلام! به خود بياييد!
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. |
|
صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما |