|
|
تعداد بازدید : 819
به گزارش شیعه آنلاین، حضرات آيات شيخ مرتضي و دکتر مهدي حائري يزدي بيترديد از شاخصترين روحانيون دوران معاصرند که هر يک در مراتب بالاي علمي و اجتماعي قرار داشتند و تاثيرات ماندگاري در تاريخ معاصر برجاي گذاشتهاند. مرتضي حائري پسر ارشد موسس حوزه علميه قم در سال 1295 شمسي (برابر با 14 ذيالحجه سال 1334 قمري) در اراک زاده شد. در آن سالها شيخ عبدالکريم حائري از عتبات عاليات به ايران برگشته بود و در شهر اراک به تدريس و ايفاي وظايف ديني خود مشغول بود. شيخ در سال 1301 و زماني که مرتضي شش ساله بود براي زيارت و مراسم تحويل سال به قم رفت و به خواست روحانيون آنجا در اين شهر ماند و حوزه علميه کمرونق اين شهر را احيا کرد. پسر دومش مهدي نيز در سال 1302 در قم زاده شد. استاد "علياشرف فتحي" طی گزارشی در این باره در روزنامه اعتماد ملی مینویسد: مرتضي در قم تحصيلات خود را آغاز و نزد پدر خود و نيز حضرات آيات عظام محمدتقي خوانساري، سيدمحمد حجت، سيدحسين طباطبايي بروجردي، امام خميني، سيدمحمدرضا گلپايگاني و سيدمحمد محقق داماد (شوهر خواهرش) شاگردي كرد و به دامادي مرحوم آيتالله العظمي حجت درآمد. وصلتي که ثمره آن دختري به نام معصومه حائري بود که بعدها عروس ارشد امام خميني و همسر مرحوم آيتالله حاج آقا مصطفي شد. آيتالله شيخ مرتضي حائري يزدي همچون ديگر همنسلان خود پيرو مکتب قم بود. هنگام تدريس، کمتر به نقل اقوال ديگر علما ميپرداخت و در تقسيمبندي مطالب و تبيين ادله آن و انتخاب نظر خويش بسيار دقيق و منظم بود. در دوران حيات آيتالله العظمي بروجردي، فرزند ارشد موسس حوزه علميه قم نيز جايگاه والايي نزد مرجع اعلاي وقت شيعيان داشت. او در کنار استاد و دوست نزديکش امام خميني از مبتکران و رهبران جريان اصلاح حوزه بود و فعاليت فراواني در اين راستا داشت. به گفته مرحوم حجتالاسلام و المسلمين علي دواني، شيخ مرتضي حائري همراه با حضرات آيات عظام سيد احمد زنجاني، سيد باقر سلطاني و امام خميني از اعضاي شاخص و ذي نفوذ هيات مصلحين حوزه شمرده ميشد. شيخ مرتضي و برادرش دکتر مهدي از معتمدين آيتالله بروجردي بودند و دکتر مهدي حائري از سوي مرجع و زعيم وقت شيعه به آمريکا رفت تا نماينده رهبر شيعيان جهان در آنجا باشد. اما روابط آيتالله شيخ مرتضي حائري با آيتالله العظمي بروجردي در نخستين سالهاي مرجعيت عامه وي، دچار چالشهايي شد و به مسافرت قهرآميز شيخ مرتضي به مشهد منتهي شد. مرحوم علي دواني آن سالها را اينگونه روايت ميکند: « پس از عقب نشيني آيتالله بروجردي از طرح اصلاح حوزه، امام خميني به همراه مرحوم آيتالله شيخ مرتضي حائري يزدي و ديگر اعضاي هيات مصلحين حوزه نزد وي ميروند تا علت را جويا شوند. در خلال مذاکرات، ناگهان آيتالله بروجردي ميگويد: از کجا بدانم که ميخواهيد اصلاح کنيد؟! آقامرتضي حائري با عصبانيت ميگويد آقا يعني ما مفسد هستيم؟! پدر من حوزهاي به آن خوبي تشکيل داد و ما مفسد هستيم؟! اين را ميگويد و عمامهاش را به زمين ميزند. با دخالت يکي از اطرافيان آقاي بروجردي، حاج آقاروح الله خميني هم استکان چايش را که در دست داشته به ديوار ميکوبد که ميشکند. آقايبروجردي بلند ميشود به اندرون ميرود. آنها هم برخاسته از خانه خارج ميشوند و همه چيز به حال اول باقي ميماند.»(1) دواني در ادامه نوشته است: «به دنبال شکست طرح اصلاح حوزه و برخورد حاد امام خميني و آيتالله حاجشيخ مرتضي حائري با آيتالله بروجردي، آيتالله حائري چندي بعد به مشهد مقدس مهاجرت کرد. صورت ظاهر، عنوان زيارت داشت ولي فصل زيارت نبود. به خصوص که سفر ايشان طول کشيد و نزديک شش ماه در مشهد ماند و قصد بازگشت هم نداشت. رفته رفته همه متوجه شدند که ايشان قهر کردهاند و بنا هم ندارند به قم بازگردند. ميگفتند کار به جايي رسيده که پسر بزرگ موسس حوزه علميه قم از قم برود و رفتنش هم صورت قهر داشته باشد. آيتالله بروجردي که اين را شنيدند نميدانم چه کسي را فرستادند مشهد و از آن مرحوم استمالت کردند و ايشان را به قم بازگردانيدند. ولي آمد و رفت ايشان به خانه آيتالله فقيد به واسطه همين ماجرا کم شد و جز در مواردي ضروري يا شرکت در مجلس روضه که آن هم کم بود، آمد و رفتي وجود نداشت. در همين حال، هم آيتالله بروجردي و هم ايشان احترام يکديگر را در حد خود داشتند.»(2) با درگذشت آيتالله العظمي بروجردي، بار ديگر شيخ مرتضي حائري به صحنه بازگشت و در کنار امام خميني نقش مهمي در سازماندهي مبارزات روحانيت عليه شاه ايفا کرد. نخستين بار جلسه مراجع بزرگ قم براي مقابله با لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي، در خانه وي تشکيل شد. غروب يکي از روزهاي پاييزي سال 1341 و چند ساعت بعد از رسيدن روزنامهها به قم، در منزل آيتالله حائري چند نفر از علما و آيات عظام قم همچون آيتالله خميني و آيتالله گلپايگاني با حضور حاج آقا مرتضي حائري، جلسه فوق العاده اي تشکيل شد و بزرگان حوزه تا پاسي از شب پيرامون تصويب نامه دولت و نحوه اقداماتي که بايد انجام گيرد به مذاکره پرداختند. بعد از صدور اعلاميه مراجع بزرگ قم، تلگراف ديگري صادر شد که آقايان علما وآيات عظام مرحوم سيداحمد زنجاني و محقق داماد و حاج شيخهاشم آملي و حاجآقامرتضي حائري آن را امضا کرده بودند و در روز17 مهرماه 1341 مخابره شد. حاجآقا مرتضي بعد از دستگيري امام خميني همراه علماي ديگر قم اعلاميههاي مشترکي در تاييد نهضت امضا كرد. آيتالله خلخالي در خاطرات خود از امام خميني چنين نقل کرده بود:« روز 11 محرم - خرداد سال 42 شمسي - آقاي حاج آقا مرتضي حائري نزد من آمد و نطق ما را ستود و گفت: شما توانستهايد درد 40 سالهاي را که از زمان رژيم پهلوي تاکنون در قلبها بود تسکين دهيد و تا به حال مخصوصا پس از واقعه قتل عام مسجد گوهرشاد مشهد، کسي مانند شما در مقابل فجايع دودمان پهلوي ايستادگي نکرده است. شما قلب امام زمان را شاد کرديد...»(3) شيخ مرتضي حائري در جريان مهاجرت علماي کشور به تهران در اعتراض به بازداشت امام، به تهران رفت و نقش فعالي در سازماندهي اعتراضات علما براي نجات جان امام داشت. وي همچنين در سالهاي تبعيد امام نيز ساکت نبود و از نفوذ و محبوبيت خود در جهت مشروعيت زدايي از رژيم بهره ميگرفت. وي پس از شهادت آيتالله سعيدي با حضور در مجلس ترحيم وي در مدرسه فيضيه قوت قلبي به طلاب داد که در آن شرايط قرار داشتند. با اين حال و بهرغم روابط دوستانه و خويشاوندي امام با شيخ مرتضي حائري، اختلاف نظرهايي ميان اين دو روحاني برجسته حوزه قم وجود داشت. اختلافاتي که از اوج گيري انقلاب آغاز شد و در سالهاي پس از انقلاب افزايش يافت. آيتالله صادق خلخالي در اين باره گفته بود: «آقاي حاج آقامصطفي ميگفت يک روز صبح زود در نجف خدمت امام رفتم. معظم له نامهاي را جلوي من گذاشت و گفت که اين نامه حاج آقا مرتضي پدر زن شماست که نوشته است هيچ يک از کارهاي شما با اسلام سازگار نيست.»(4) يکي از مهمترين بخشهاي زندگي سياسي شيخ مرتضي حائري، حضور وي در مجلس خبرگان قانون اساسي در سال 58 بود. وي در انتخابات اين مجلس از سوي مردم قم برگزيده شد و نقش فعالي در مذاکرات اين مجلس داشت. درج مذهب شيعه در قانون اساسي به عنوان مذهب رسمي کشور از نتايج عمده فعاليتهاي وي بود. به گفته آيتالله منتظري رئيس مجلس خبرگان قانون اساسي، حاج آقا مرتضي حائري نسبت به تثبيت مذهب شيعه در قانون اساسي بسيار حساس بود و حتي يكبار در اعتراض به ناديده گرفته شدن اين مساله، جلسه را به حالت قهر ترک کرد.(5) شيخ مرتضي در همان روزهاي پرتنش انقلاب در کنار حضرات آيات عظام سلطاني، منتظري و پسنديده به عنوان وصي شرعي امام خميني در امر وجوه شرعي معين شد که نشان دهنده اعتماد زياد امام به وي بود. متن اين وصيت نامه در خاطرات آيتالله منتظري آمده است.(6) با اين حال همانگونه که گفته شد، آيتالله شيخ مرتضي حائري و برادرش آيتالله دکتر مهدي حائري يزدي به تدريج خود را از نظام جديد کنار کشيدند و به منتقدين جدي عملکرد دولتهاي وقت بدل شدند. حجتالاسلام و المسلمين سيدحسين خميني که نوه پسري امام و نوه دختري شيخ مرتضي حائري است، احوال پدربزرگ مادرياش را در ساالهاي پاياني عمر چنين روايت ميکند:« ايشان به دليل حساسيتهاي خاصي که به برخي تندرويها داشتند بيماري قلبيشان تشديد شد. پزشکان تاکيد داشتند که ايشان نبايد روزنامه بخواند و از جنجالهاي آن سالها مطلع شود. اما ايشان توجهي نميکرد و به هر صورتي که بود پيگير اخبار روز ميشد و تلاش ما براي مخفي کردن روزنامهها ثمري نداشت.»(7) روحيات شوخ طبعانه و جسورانه وي زبانزد خاص و عام بود و شاگردان و نزديکان وي خاطرات شيريني از بذلهگوييها و صراحتهاي وي دارند. همچنين علاقه شديد وي به اهل بيت و سفرهاي مکرر وي به مشهد براي زيارت امام رضا(ع) مشهور بوده است. طلبههاي زيادي در اتوبوس و قطار با وي همسفر بوده و از ساده زيستي و مردمداري وي سخنها ميگويند. اين عالم ديني فقيد در آخرين روزهاي سال 1364 (شب 24 جمادي الثاني1406 برابر با 15 اسفند 1364) درگذشت و 70 سال زيست. مرحوم آيتاللهالعظمي گلپايگاني بر پيکر وي نماز خواند و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه و پايين پاي پدرش؛ مرحوم آيتالله العظمي شيخ عبدالکريم حائري يزدي به خاک سپرده شد. از مرحوم آيتالله شيخ مرتضي حائري يزدي کتابها در حوزههاي تخصصي فقه، اصول، تفسير و علوم قرآني به جاي مانده که ميتوان به ابتغاء الفضيله في شرح الوسيله، رسالهاي در نماز جمعه، کتاب الخمس، مباحثي در تفسير سوره حمد، رسالهاي در الخلل في الصلاه، رسالهاي در نماز مسافر، رسالهاي در طهارت، دوره کامل اصول در سه جلد و مجموعه چند سخنراني وي اشاره کرد که برخي از اين آثار هنوز منتشر نشده است. روحانيون و علمايي همچون مرحوم آيتالله سيد عباس خاتم يزدي، مرحوم شيخ محمد حسين بهجتي شفق، مرحوم آيتالله رباني املشي، آيتالله سيد علي محقق داماد (خواهر زاده اش) و آيتالله شب زنده دار از شاگردان وي بودهاند. همچنين علاوه بر خانم معصومهحائري همسر مرحوم آيتالله حاج آقا مصطفي که عروس بزرگ امام خميني است، فرزند ارشد وي محمدحسين حائري نيز چهار سال پس از پدرش درگذشت، عبدالکريم و نجمه حائري نيز دو فرزند ديگر شيخ مرتضي هستند و همسر وي بتول حجت کوه کمرهاي نيز همانگونه که گفته شد دختر مرحوم آيتالله العظمي سيد محمد حجت بود. پينوشتها:
[02 تیر 1388]
اطلاعات دروغ وغير واقعي دارد براي نمونه سيد حسن خميني نوه آيت الله سلطاني است نه حايري!! اون حسين است نه حسن مجيد!!
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. |
|
صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما |