چرا روحانیون سیاسی عراق از ایران فاصله می گیرند؟!

به گزارش شیعه آنلاین؛ ظهور الحشد الشعبی با هدف مقابله با گروهک تروریستی تکفیری داعش را می توان بدون شک بزرگ ترین اتفاق سیاسی پس از سقوط رژیم منحله بعث در فرایند سیاسی عراق دانست.

اما بعد از پدیده ظهور نیروهای الحشد، شاید بتوان دو اتفاق مهم مختلف که هر دو از یک ریشه هستند را یکی از بزرگ ترین اتفاقات سیاسی چند ساله اخیر عراق دانست. این دو اتفاق عبارتند از رفتن سید مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق به آغوش عربستان سعودی و جدایی سید عمار حکیم از مجلس اعلا و تشکیل حزبی جدید به نام حکمت است.

در این نوشتار قصد داریم با ارائه برخی ملاحظات، مدعایی را ثابت کنیم و آن چیزی نیست جز اینکه بگوییم یکی از اصلی ترین علل و عوامل فاصله گرفتن روحانیون سیاسی عراق از جمهوری اسلامی ایران، ناخوشایند بودن رفتارها و چگونگی حضور و نفوذ ایران در عراق است که آن را بدون شک نمی توان در غالب ظهور “الحشد الشعبی” دانست اما می توان در آینده حضور این گروه نظامی تلقی کرد.

در ابتدا اشاره ای مختصر به دو رفتار این دو روحانی شیعه عراق خواهیم داشت و در ادامه به ملاحظات خودمان در این باره می پردازیم.

چند هفته پیش بود که سید مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق به یک باره به عربستان سعودی سفر کرد. او در این سفر غیر منتظره، با شاهزاده “محمد بن سلمان” فرزند ملک سلمان، پادشاه عربستان که حال دیگر ولیعهد عربستان به شمار می رود، دیدار و گفتگو کرد. هر چند مقتدی صدر با ولیعهد عربستان دیدار کرد اما بر کسی پوشیده نیست که او در واقع با گرداننده اصلی و رأس هرم قدرت عربستان دیدار کرده است زیرا ملک سلمان دیگر به قدری پیر و فرتوت شده که توان اداره کشور را ندارد و تقریبا همه چیز را به فرزندش سپرده است.

حال سفر غیر منتظره مقتدی صدر به عربستان که رقیب اصلی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و دشمن سرسخت رفتارها و اقدامات ایران اسلامی در منطقه است، چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟! آیا این رفتار به معنی “نه” گفتن به جمهوری اسلامی ایران نیست؟! آیا این رفتار به معنی داشتن منافع مشترک میان مقتدی صدر و عربستان سعودی نیست؟! آیا سفر مقتدی صدر به معنی نارضایتی از سیاست ها و موضع گیری های جمهوری اسلامی ایران در عراق نیست؟!

اما در طرف دیگر قضیه هم عمار حکیم، به یک باره جدایی خود از مجلس اعلای اسلامی عراق که بزرگ ترین تشکل سیاسی شیعی در عراق بوده را اعلام کرده و برای خود حزب جدیدی تشکیل داده است. هر چند این تصمیم عمار حکیم یک شبه نبوده و از مدت ها پیش برای آن برنامه ریزی کرده اما قطعا چنین رفتاری را می توان جدایی همیشگی از بدنه بزرگ ترین تشکل سیاسی شیعی عراق که همگان می دانند در دوران حکومت صدام، در ایران تأسیس شد، دانست. بر کسی پوشیده نیست که مجلس اعلای اسلامی عراق علاوه بر اینکه در دامان ایران تشکیل شد، همواره یکی از بازوهای سیاسی ایران در عراق به شمار رفته است. حال این پرسش مطرح می شود آیا خروج سید عمار حکیم به این معنی نیست که او نمی خواهد یکی از سربازان این بازوی ایرانی در عراق باشد؟! آیا خروج عمار حکیم به معنی نارضایتی وی از سیاست های ایران در عراق نیست؟!

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا این نارضایتی آقایان مقتدی صدر و عمار حکیم از سیاست جمهوری اسلامی ایران در عراق شامل موضع گیریش در قبال الحشد الشعبی هم هست یا خیر؟! بخصوص اینکه در چند ماه اخیر مباحث زیادی در مورد آینده الحشد در فرایند سیاسی عراق به وجود آمده است. از یک طرف برخی جریان های سیاسی عراق معتقدند که بعد از نابودی داعش، الحشد باید منحل و یا نیروهایش در ارتش عراق ادغام شود. اما خود مقامات الحشد معتقدند که این گروه حتی بعد از نابودی داعش از بین نخواهد رفت و در ارتش هم ادغام نخواهد شد و در فرایند سیاسی آینده عراق هم حضور خواهد داشت. حال این نگرانی وجود دارد که الحشد با این تعداد نیرو و با در اختیار داشتن سلاح و پول، حضورش در فرایند سیاسی عراق، برای دیگر جریان های سیاسی این کشور خطر به شمار نمی رود؟!

در پایان تنها نکته ای که باقی می ماند این است که بگوییم، همانطور که مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی با صدور فتوای مشهورش در تثبیت و رسمیت دادن به الحشد شعبی نقش بی سابقه ای داشته، اکنون نیز در هدایت الحشد در نقشه سیاسی آینده عراق باید نقش آفرینی کند تا هم الحشد از مسیر درست خود منحرف نشود و هم نگرانی دیگر جریان های سیاسی عراق در این باره از بین برود.

You might also like More from author

Leave a comment